همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

رویکرد تفسیر تنزیلی:
* ارائه تصویری کلی از مهندسی عمیق و دقیق تحول قرآنی از دریچه ی آشنایی با روش حاکم در قرآن؛
* اشاره به توزیع عالمانه و هنرمندانه ی مفاهیم و ارزش های دینی در سراسر آیات قرآن؛
* پرده برداری از ترکیب حکیمانه محتوا و ساختار آیات و سور در جریان نزول تدریجی قرآن؛
* تبیین روشمند نزول کلام وحی در راستای تغییر فرهنگ جاهلی به فرهنگ الاهی؛
* بیان پیوستگی منطقی مفاهیم و معانی قرآنی؛
طبقه بندی موضوعی

آنچه در پی می آید اصول تحول قرآنی برگرفته از سوره های جلد اول تفسیر همگام با وحی می باشد.

به عرض برسانم تحول قرآنی سیری تدریجی داشته و قرآن با آموزش تربیت مدار تدریجی روشمند آرام آرام جامعه معاصر نزول را تحت تأثیر قرار داد.

علاقه مندان به بحث نظری گام تحول و اصول تحول به مقدمه تفسیر همگام با وحی در جلد اول و کتاب مهارت های بیان تفسیر سوره های قرآن کریم و کتاب تفسیر تنزیلی ؛ اصول ، مبانی، قواعد و فوائد استاد بهجت پور مراجعه نمایند.

این اصول از این قرارند:

اصول تحول

اصل اول:

«آشنا ساختن مردم با ویژگی‎های پروردگار شایسته‎ی انسان‎ها»؛ از طریق قرائت صفت‎های آفریدگاری (هستی و انسان) و بیان کرامت خاص پروردگار به انسان و تربیت جنبه‎ی ممتاز او از سایر موجودات یعنی دانشوری. این اصل در سوره‎ی علق ـ اولین سوره‎ی مکی ـ بیان شد.

اصل دوم:

«ایجاد دغدغه و اعلام خطر در مخاطبان» از طریق تکیه بر کبریایی پروردگار، انذار مستقیم مردم همراه با عزم و اراده و رعایت نکات اخلاقی و رفتاری شایسته‎، که به این وسیله بیش‎ترین جاذبه را ایجاد کند و تنفّر از انذار رسول الله… را به کم‎ترین مقدار برساند. هم‎چنین در این هشدارها نتایج شوم جُرم و گناه از زبان گرفتاران، بیان شده است. این اصل در سوره‎ی مدّثر ـ چهارمین سوره‎ی مکی ـ نازل شده است.

اصل سوم:

«بیان جامع و کلی روابط انسان با خدا ». که در سه قالب انحصار حمد به خدا، توحید بندگی او و استعانت موحّدانه از او شکل گرفته است و به دنبال آن، درخواست هدایت به راه رستگاری و سعادت، و دوری از شقاوت به عنوان مهم‎ترین نیازهای بشر به خدا مطرح می‎شود. این اصل پس از شناخت پروردگار و دغدغه‎مندی انسان حاصل می‎شود. انسال با ابزار معرفت، روابط خود را با خدا سامان می‎بخشد و در پرتو احساس خطر و دغدغه‎مندی، هدایت به راهِ نجات و سعادت را از او طلب می‎کند. بنابراین هم قوای فکری و ادراکی، و هم قوای احساسی و عاطفی‏اش، در مسیر تحول دینی به‎کار می‎افتند.

شیوه‎ی بیان این اصل، از طریق یادآوری نقش‎های پروردگار در هستی، اعم از دنیا و آخرت، و آغاز و انجام عالم، و سخن خدا به نمایندگی از زبان فطرت و وجدان انسان‎ها می‎باشد. این اصل در سوره‎ی حمد ـ پنجمین سوره مکی ـ وارد شده است.

اصل چهارم:

«توجه به ضرورت بهره‎گیری از قرآن به عنوان منشور هدایت انسان به راه مستقیم » چهارمین اصل تحول می‎باشد. روش بیان این اصل، توجه‏دادن انسان به ملاقات اعمال و پیش‎فرستاده‎های خویش در قیامت، و یادآوری تحولات پایان عمر این جهان و تحولات مربوط به آغاز جهان دیگر است. در این اصل به ابهام‏زدایی از الهی‎بودن متن قرآن و موافقت محتوای قرآن با دانسته‎های فطری و وجدانی آدمیان تأکید شده است. این اصل در سوره‎ی تکویر ـ هفتمین سوره‎ی مکی ـ وارد شده است.

اصل پنجم:

«تذکر سودمند برای مردم در پرتو قرائت بی‎کم‎وکاست آیات قرآن بر آن‎ها». شیوه‎ی تذکر دادن به مردم در این اصل، تنبّه آنان به آیات قرآن در شرایط مناسب می‎باشد. پیامبر اکرم… باید منتظر فرصت مناسب برای تذکردادن به آن‎ها باشد. نکته‎ی قابل توجه آن‎که، کسانی از این تذکرها پند می‎گیرند که عظمت پروردگار را درک نموده و به مقام خشیت رسیده باشند.

تا این‏جا با پنج اصل مقدماتی آشنا شدیم. آیات قرآن از این پس به بیان اصولی می‎پردازد که در تربیت فرد مؤمن تأثیر دارد.

اصل ششم:

«بیان راه نجات و رستگاری»

اولین گام عملی در اصلاح افراد، تلاش آن‎ها در تطهیر و تزکیه خود و پیوند‍ِ از سر ذکر و بدون غفلت، با پروردگار است. روش مناسب برای طرح این اصل، تأکید بر نقش منحصر به فرد این راهکار در رستگاری است.

«ô‰s% yxn=øùr& `tB 4’ª1t“s?». بزرگ‎ترین مانع ورود به عرصه‎ی تزکیه‎ی نفس، بسنده ‎کردن به حیات دنیاست. برداشتن این مانع، از طریق توجه دادن انسان به برتری کمّی و کیفی زندگی در آخرت و لذّت‎های آن عملی می‎شود.

اصل هفتم:

این اصل به بیان عوامل و مؤلفه‎هایی که موجب تحول درونی افراد در جهت آسان ‎شدن سیر آن‎ها به سمت دین یا ضد دین می‎شود، می‏پردازد.

قرآن در سوره‎ی اعلی، راه رستگاری را بیان می‏کند، آن‏گاه در سوره‎ی لیل به روش‎های سرعت‎ بخشیدن به حرکت انسان‎ها در جریان هدایت یا ضلالت اشاره می‏کند و سپس نقش پروردگار را در این فرایند یادآور می‏شود.

خدا این اصل را با سوگند به امور مختلف و متنوع، مورد تأکید قرار داد و برای جلب علاقه‎ی مردم به دین، آن را واژه‎ی «یسری» نامید تا رغبت مخاطبان به دین، افزوده و نفرتش از امور ضد دین بیش‎تر شود. این اصل در سوره‎ی نهم ـ لیل ـ وارد شده است.

اصل هشتم:

انسان در مدیریت خود و بهره‎وری از ظرفیت‎های خدادادی، موفق نیست و زیان‎بار می‎شود. تنها در پرتو ایمان و عمل صالح و توصیه هم‎دیگر به حق و توصیه به صبر و شکیبایی می‎تواند به مدیریت صحیح خود دست یابد. به عبارت دیگر تنها در پرتو دین، امکان نجات از زیان‎باری مهیا می‎شود. شیوه‎ی بیان این اصل، سوگند به گوهر زمان، تأکید بر خسارت عمومی انسان‎ها و استثناءِ گروهی اندک است که دارای ویژگی‎های چهارگانه بالا باشند. این اصل در سوره‎ی عصر، ـ سیزدهمین سوره‎ی مکی ـ آمده است.

اصل نهم:

این اصل بیانگر رابطه‎ی میان انسان و پروردگار با توجه به نعمت‎های فراوان او در عالم هستی است. بر اساس این اصل، انسانِ تربیت ‎نیافته، ناسپاس نعمت‎های خدا است.

روش بیان گام نهم، تأکید موضوع با سوگند و ترغیب انسان به شکرگزاری از طریق یادآوری تمایل دائمی او به ازدیاد نعمت، و نیز تهدید او از طریق یادآوری آگاهی پروردگار از ناسپاسان در قیامت می‏باشد. این اصل در چهاردهمین وحی قرآنی در مکه ـ سوره‎ی عادیات ـ نازل شد.

اصل دهم:

این اصل به دنبال تبیین آسیب ‎شناسی رابطه‎ی انسان با طبیعت می‎باشد. انسان گرفتار زیاده‎خواهی است و این بیماری او را به جهنم می‎کشاند. شیوه‎ی بیان این اصل، توضیح جلوه‎های زیاده‎خواهی و سپس تهدید انسان زیاده‎خواه به گرفتاری در جهنم است؛ جهنمی که نتیجه‎ی مسئولیت‏ ناشناسی انسان در برابر نعمت‎های الهی است. اصل دهم، در سوره‎ی تکاثر ـ شانزدهمین سوره‎ی مکی ـ وارد شده است.

اصل یازدهم:

در این اصل، نقش منفیِ تکذیب نظام جزا و پاداش را در ترک رفتار انسانی در مورد ایتام و مساکین و حتی انحراف از برنامه‎ی بندگی و تعامل اجتماعی با دیگر مردم یادآور می‎شود. شیوه‎ی بیان این اصل، طرح سؤال در مخاطب و ایجاد حساسیت در او نسبت به عواقب وخیم تکذیب نظام مکافات و بیان آثار آن در دست‎گیری از آسیب‎دیدگان عاطفی و اقتصادی، رفتار عبادی و اجتماعی است. این اصل در سوره‎ی ماعون ـ هفدهمین سوره‎ی مکی ـ وارد شده است.

ملاحظه می‎کنید که چگونه قرآن با رویکردی تربیتی، در آغاز، اصول کلی تحول دینی را تا سوره‎ی تکویر بیان کرد و سپس راه رستگاری را در سوره‎ی اعلی یادآور شد و با توجه به نقش پروردگار در تحول درونی افراد، مؤلفه‎های تحول مثبت و منفی را تذکر داد و پس از آن خطرات مهمی که انسان را تهدید می‎کند، یادآور شد.

از نگاه قرآن، بزرگ‎ترین تهدیدی که انسان در رابطه با خود دارد، زیان در بهره ‏نگرفتن از سرمایه‎های درونی است. و در رابطه با پروردگار ناسپاسی، بزرگترین تهدید رستگاری آدمی است. اما در رابطه با هستی، مشکل انسان، زیاده‎طلبی می‎باشد. چنانکه در رابطه انسان با جامعه، انکار نظام مکافات و جزا موجب اختلال روابط اجتماعی و حتّی عبادی او می‎گردد. بنابراین آنچه باید در دستور کار تهذیب و تزکیه نفس قرار گیرد، موارد بالاست. تنها در این صورت است که راه رستگاری انسان هموار می‎گردد. به عبارت بهتر؛ با توجه به اصول بالا، انسان تربیت‎شده در فرهنگ اسلامی دارای ویژگی‎های ذیل است:

1 ـ پروردگارش را به عنوان آفریدگار هستی و خود و نیز به عنوان بزرگوارترین صاحب اختیار می ‎شناسد. ( سوره علق )

2 ـ دارای دغدغه نسبت به آینده خود و خطرات احتمالی بی‎ضابطه‎گی در ز‎ندگی است. ( سوره مدّثّر )

3 ـ پیوند خود با پروردگار را در چارچوب انحصار حمد و سپاس به پروردگار و توحید عبودی و استعانت موحدانه تقویت کرده و راه‎یافتن به راه سعادت و خوشبختی را از خدا طلب می‎کند. (سوره حمد )

4 ـ قرآن را به عنوان منشور هدایت خود به راه مستقیم شناخته و در الهی بودن و کامل بودن محتوای آن تردید ندارد. (سوره تکویر )

5 ـ از تذکّرات قرآنی رسول و مبلّغان الهی بهره می‎برد. پیش‎زمینه این بهره‎گیری، رسیدن به حالت خشیتِ درک عظمت پروردگار و ایجاد حالت ترس است.

6 ـ برای رهایی خود از خطرات احتمالی، در چارچوب هدایت‎های الهی که در قرآن تجلّی یافته، حرکت می‎کند و سعی در تطهیر خود و تقویت پیوند با پروردگار از طریق ذکر و نماز دارد. ( سوره اعلی )

7 ـ با روابط انسانی صحیح و بذل و بخشش و تقوا و خویشتن‎داری و تصدیق نیکی‎ها، شرایط توجّه عنایات الهی را در ازدیاد اشتیاق خود به دین فراهم می‎سازد.

8 ـ ایمان، عمل صالح و توصیه دیگران به حق و توصیه آنان بر صبر و پایداری بر حق را، برنامه مستمر آنان برای نجات خود از زیانباری قرار می‎دهد. ( سوره عصر ) و وی نسبت به نعمت‎های الهی سپاسگزار و از ترک سپاس خدا خائف است.( سوره عادیات )

10 ـ از زیاده‎خواهی‎ها و بهره‎گیری فزون‎خواهانه از نعمت‎های دنیا اجتناب می‎کند.

11 ـ نظام جزا و پاداش و مکافات را پذیرفته و بر این اساس به دستگیری ایتام و مستمندان و نماز با اخلاص موفّق می‏شود و عمل به آن را امری مهم و جدّی در برنامه زندگی خود قرار می‎دهد و از تعاون‎های اجتماعی با دیگر همنوعان کناره نمی‎گیرد.

باور و عمل به یازده گام گفته شده، شخص را مؤمن و عابد به پروردگار تربیت می‏کند، به گونه‏ای که توان حضور دین‏مدارانه در اجتماع را پیدا کند. طرح اجتماعی دین در اصول آینده تجلّی روشن‏تری می‏یابد.

اصل دوازدهم:

اعلام موضع منفی نسبت به معبود کافران و دین آنها و اعلام جدایی رسمی اعتقادات و آیین خود از آنان » ؛ به عبارت دیگر در سوره‎های شانزده‎گانه گذشته، مؤلّفه‎های اصلی بندگی و آیین اسلامی ذکر شد و در این اصل، جدایی پیش‎آمده را اعلام می‎نماید. این اصل در سوره کافرون ـ هجدهمین سوره مکّّی ـ بیان شده است. شیوه بیان این اصل، اعلام صریح، روشن و شفّاف جدایی معبود و دین مسلمان از کافر و تأکید بر آن است؛ به گونه‎ای که معلوم شود طریق بندگی خدا، راهی جدای از طریق کفر است.

اصل سیزدهم:

پس از اعلام جدایی صفت مؤمن از کافر، مسأله مهم، داشتن اعتقاد صحیح به معبود است. مؤمن باید خدا را به توحید ذات و صفات و افعال و بی‎همتایی و نداشتن زاد و ولد بشناسد و نسبت به پیرایه‎هایی که در این موارد به خدا بسته شده، موضع منفی بگیرد. این اصل به ترتیب در سوره‎های توحید و نجم یعنی بیست و دومین و بیست و سومین سوره‎های مکّی بیان شده است. روش بیان این اصل معرفی گسترده‏تر معبودی است که پیش از این در سوره کافرون به آن اشاره شده است. در این اصل به توحید ذات و صفات و افعال و نفی وابستگی او و بی‎همتایی او در یک نوبت (در سوره توحید) و نقد تفصیلی و جداگانه افکار کافران در مسأله توحید در نوبت دیگر پرداخته شده است. ( در سوره نجم ).

اصل چهاردهم:

اصل‎های دوازدهم و سیزدهم، آغاز دعوت دینی با هدف شکل‎دهی جامعه دینی و طرح ابعاد اجتماعی دین است. مؤمن و متدیّن تربیت‎یافته در پرتو آیات الهی، به عرصه دعوت اجتماعی وارد شده و مواضع خود را به روشنی بیان می‎دارد. اعتقاد توحیدی خود را گوشزد و علیه اعتقادات توهّمی و غیربرهانی مشرکان در باب توحید و آیین آنان انتقاد وارد می‎کند. این مرحله گام چهاردهم است که در سوره نجم ـ بیست و سومین سوره مکّی ـ به آن اشاره شده است.

موارد بالا عمده اصول قرآنی است که در ضمن سوره‎های تفسیر شده در جلد اوّل این اثر گذشت. ملاحظه می‎نمایید که مهندسی فرهنگی بسیار دقیقی در این مجموعه وجود دارد که ارتباطات معنادار مراتب نزول تدریجی سوره‎ها را توضیح می‎دهد.

سوره‎های مرتبط:

حکمت الهی اقتضا می‏کرد ترتیب نزول سوره‎ها، بلندی و کوتاهی آنها و محتوای آنها دقیقا لحاظ شود. این حکمت با امر « هدایت »، که هدف نزول قرآن می‎باشد، در ارتباط است. حکمت الهی ایجاب کرده تا همراه هر اصل قرآنی، به چالش‎ها، سؤالات، تتمیم‎ها، آماده‎سازی‎ها نیز توجه شود؛ زیرا مردم در برابر پیام‎های قرآنی مواضع گوناگونی می‎گیرند. گروهی ایمان می‎آورند، گروهی انکار می‎کنند، گروهی با سؤال و ابهام مواجه می‎شوند، در گروهی دیگر انگیزه‎ها مانع پذیرش آنان است، گروهی دچار سوء برداشت می‎شوند و در نتیجه روحیه‎های مؤمن، متحیّر و دارای ابهام، کافر، تکذیب‎گر شکل می‎گیرد. برخورد با هر کدام و اتمام حجّت بر آنها، بخشی از حکمت‎های نزول سوره‎ها و آیات قرآن بوده است.

همچنان که آماده‎سازی پیامبر اکرم 6 برای دعوت مردم یک اصل است و تقویت، تربیت و هدایت وی برای برخورد با چالش‎های پیش آمده، گوشه‎ای دیگر از حکمت نزول سوره‎ها و آیات بوده است. این مطلب باعث شده تا در میان بیست و چهار سوره جلد اول و 440 آیه نازل شده در آنها تنها شاهد چهارده اصل منظّم باشیم.

البته این برداشت اول به صورت تنزیلی است و ممکن است محققین با دقت و تامل بیشتر به اصول منظم دقیقتری برسند.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی