همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

رویکرد تفسیر تنزیلی:
* ارائه تصویری کلی از مهندسی عمیق و دقیق تحول قرآنی از دریچه ی آشنایی با روش حاکم در قرآن؛
* اشاره به توزیع عالمانه و هنرمندانه ی مفاهیم و ارزش های دینی در سراسر آیات قرآن؛
* پرده برداری از ترکیب حکیمانه محتوا و ساختار آیات و سور در جریان نزول تدریجی قرآن؛
* تبیین روشمند نزول کلام وحی در راستای تغییر فرهنگ جاهلی به فرهنگ الاهی؛
* بیان پیوستگی منطقی مفاهیم و معانی قرآنی؛
طبقه بندی موضوعی

خیلی مهم

چگونگی جامعه سازی ایمانی در مکه

سلام و روز بخیر

امروز می خواهم راجع به نکته مهمی که هم در ذیل سوره حجر در مقدمه آمده و هم در کتاب شناخت نامه تنزیلی سوره ها برایتان کمی بنویسم.

این نکته شاید حاصل کار 15 ساله استاد و پیگیری این سوال بوده که پیامبر به مدد قرآن چگونه دارد جامعه سازی می کند و مراحل اصلی این تحول سترگ چیست؟ یادم هست وقتی که ایران آرکی یو رو از آمریکا به زمین نشاند و بعد از چند وقتی گفتند ما مهندسی معکوس کردیم و مثلش رو ساختیم. تقریبا توی همون ایام بود که جرقه ای در ذهن استاد نسبت به مهندسی معکوس مقاهیم دینی در قرآن زده شد و بعد خدای متعال ما را رهنمون به دو آیه آخر سوره فتح (سوره 112 نزول) کرد و طبق آیه آخر ، استاد به حمد الله توانستند، منطق بین مفاهیم و کلی روند رشد جامعه ایمانی رو به دست بیاورند که این نگاه، اثر خودش رو در تمام سوره ها خواهد گذاشت و در مطلبی که پیرامون مقاله سوره انعام و مقایسه با المیران چند روز قبل نوشتم، اثراتش رو می بینید

حالا با هم مسأله رو پیگیری می کنیم

دقت کنید کلید قصه در آیه آخر سوره فتح است

 در این‎جا لازم می دونم درباره‎ی سیر شکل‌گیری و رشد جامعه‎ی اسلامی در قرآن، توضیحاتی تکمیلی بیان شود.

با ما در ادامه همراه باشید.

خدای متعال در آیه‎ی بیست‎و‎نهم سوره‎ی فتح، سیر رشد جامعه‎ی پیروان اسلام را چنین بیان فرمود:

«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوَاناً سِیمَاهُمْ فِی‏ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ کَزَرْعٍ‏ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى‏ عَلَى‏ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَ أَجْراً عَظیماً؛  محمد، پیامبر خداوند است و آنان که با وى‏ هستند، بر کافران سختگیر، میان خویش مهربانند؛ آنان را در حال رکوع و سجود مى‏بینى که بخشش و خشنودى‏یى از خداوند را خواستارند؛ نشان (ایمان) آنان در چهره‏هایشان از اثر سجود، نمایان است، داستان آنان در تورات، همین است و داستان آنان در انجیل، مانند کِشته‏اى است که جوانه‏اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‏هایش راست ایستد؛ به‎گونه‏اى که دهقانان را به‎شگفتى آورد تا کافران را با آن‎ها به خشم انگیزد، خداوند به کسانى از آنان که ایمان آورده‏اند و کارهاى شایسته کرده‏اند، نوید آمرزش و پاداشى سترگ داده است.»

موافق تشبیه موجود در انجیل، حضرت محمد6 و پیروانش، به‎مانند زراعتی هستند که در ابتدا رشد دانه‎ای دارد، تا آن‎که پس از مدتی از دل خاک دو برگ نازک و ضعیف بیرون می‎دهد: (اَخْرَجَ شَطْأَهُ). سپس قد می‎کشد و پهن و فراخ می‎شود: (فَآزَرَهُ). در مرحله‎ی بعد، با شاخه‎درشاخه شدن، غلظت و قوت می‎یابد: (فَاسْتَغْلَظَ). و درنهایت چنان ساقه، قوی می‎کند که سر پای خود می‎ایستد: (فَاسْتَوَی عَلَی سُوقِهِ).

به‎نظر می‎رسد، مراحل رشد یادشده در نزول تدریجی قرآن به خوبی پی‎گیری شده است. خدای متعال پس از آن‎که مفاهیم کلیدی را در سوره‎های ابتدایی نزول قرآن بیان فرمود، به‎طور مشخص از سوره‎ اعراف، مؤمنان را از حالت فردی خارج، و آنان را که در قبایل گوناگون زندگی می‎کردند، واجد یک جامعه‎ی جدید ایمانی شمرد و با بیان رهنمودهایی، هویت و شخصیت این‎جامعه را که در مرحله رشد دانه‎ای و هسته‎ای بود، به‎ترتیب ذیل شکل داد:

1. سوره اعراف (مکی 39)؛ جامعه‎ای تابع اوامر نازل شده ازسوی پروردگار و اجتناب‎کننده از ولایت‎های شیطانی.

2. سوره جن (مکی40)؛ جامعه‎ای مطمئن به دخالت نداشتن عناصر مرموز، مانند جن در الهام به پیامبر6 و یقین‎کننده به سلامت مسیر ابلاغ پیام‎های الهی به مردم.

3. یس (مکی41)؛ جامعه‎ای خارج‎شده از غفلت و پذیرای انذارهای پیامبر6 و پیرو قرآن؛ جامعه‎ای که باوجود تعداد اندک و بودن در اقلیت، شهامت ایمان به دعوت پیامبر6 را دارد.

4. فرقان (مکی 42)؛ جامعه‎ای آشنا با نعمت‎های پروردگار و بنده و مطیع خدای بخشنده (رحمن) که باورها و رفتار شایسته‎ای از خود، بروز می دهداین باورها و رفتارها از قرار ذیل است: رفتاری فروتنانه، برخورد مسالمت‎جویانه با گفته‎های جاهلان، اهل بیداری شب به سجده و قیام دربرابر پروردگار، ترسا و مشفق از عذاب جهنم، معتدل در انفاق، موحد در بندگی و اطاعت، دور از خونریزی و زنا، اهل توبه از گناه، حضور نداشتن در مجالس باطل، و گذر بزرگوارانه از امور بیهوده، پندپذیر آیات الهی، دعاگوی خیر برای همسران و فرزندان، آرزومند الگو شدن برای دیگر پرهیزکاران، اهل شکیبایی در امور مربوط به ایمان.

5. فاطر (مکی 43)؛ جامعه ای اهل خشیت از پروردگار که به‎خوبی کتاب الهی را به ارث برده و در طبقات و با مراتب ایمانی گوناگون، به آن پایبند است.

6. مریم (مکی 44)؛ جامعه‎ای امیدوار به الطاف و عنایات پروردگار و استقبال‎کننده از قرآن و آیات پروردگار با خضوع کامل و اشک شوق و خوف.

7. طه (مکی 45)؛ جامعه‎ای بینا و بصیر که تحت تأثیر القائات امثال سامری‎ها، دست از ولایت الهی نکشیده و از آیات الهی روی بر نمی‎گردانند.

8. واقعه (مکی 46)؛ جامعه‎ای درحال رقابت برای رسیدن به مقام مقربان یا باقی ماندن در صف اصحاب یمین و به دور از اهل شقاوت و اصحاب شِمال.

9. شعراء (مکی 47)؛ جامعه ای امیدوار به فتح و پیروزی.

10. نمل (مکی 48)؛ جامعه‎ای شاداب و امیدوار به شکست قطعی دشمنانش.

11. قصص (مکی 49)؛ جامعه‎ای امیدوار به نگهداشت و حفظ رهبران الهی‎اش.

12. اسراء (مکی 50)؛ جامعه‎ای متوکل بر الطاف الهی و غیرمتکی به دیگران.

13. یونس (مکی 51)؛ جامعه‎ای پذیرای موحدانه ربوبیت تشریعی خدای متعال و از‎این‎منظر، کنارزننده‎ی هرگونه تردید در رسالت و آموزه‎های قرآن.

14. هود (مکی 52)؛ جامعه‎ای باورمند به مهم‎ترین مضامین قرآن در‎باره‎ی اطاعت و پرستش نکردن هیچ‎کس مگر خدا. استغفارکنندگان به درگاه پروردگار، پذیرای مرجعیت خدای متعال در امور گوناگون، باورمند به حیات دوباره‎ی پس از مرگ، و دربرابر اوامر و نواهی الهی، مخبت و تسلیم کامل هستند.

15. یوسف (مکی 53)؛ جامعه‎ای بردبار و شکیبا در‎برابر آزار وابستگان و برادران خود و مطمئن به پیروزی در آینده و سرفکندگی آزاردهندگان خود.

با ویژگی‎های پانزده‎گانه بالا بود، که جامعه‎ی ایمانی، مرحله‎ی رشد دانه‌ای را پشت سر گذاشت و مهیای حضور علنی و جمعی در فضای مکه شد. در این مرحله بود که جامعه‎ی مکی به دو قطب کافر و مؤمن، تقسیم شد

 

خدای متعال از سورۀ حجر (مکی 54)، پیامبر9 را مأمور ایجاد شکاف در دیوارۀ شرک و جدا سازی صف موحدان از مشرکان کرد: )فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ(.[1] در پانزده سوره­ای که پس از سورۀ حجر فرو آمد، خدای متعال به تدریج موضوعاتی که مشرکان مکه را به چالش می­کشید و اندیشۀ شرک را تخریب می­کرد، بر پیامبر اکرم9 وحی کرد. در نتیجه فاصلۀ موحدان از مشرکان آشکارتر شد.


[1]. حجر (15)، آیة 94.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی