همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

رویکرد تفسیر تنزیلی:
* ارائه تصویری کلی از مهندسی عمیق و دقیق تحول قرآنی از دریچه ی آشنایی با روش حاکم در قرآن؛
* اشاره به توزیع عالمانه و هنرمندانه ی مفاهیم و ارزش های دینی در سراسر آیات قرآن؛
* پرده برداری از ترکیب حکیمانه محتوا و ساختار آیات و سور در جریان نزول تدریجی قرآن؛
* تبیین روشمند نزول کلام وحی در راستای تغییر فرهنگ جاهلی به فرهنگ الاهی؛
* بیان پیوستگی منطقی مفاهیم و معانی قرآنی؛
طبقه بندی موضوعی

راه دست یابی به جدول ترتیب نزول سوره‌ها (1)

از جمله مبادی مهم کشف منطق تفسیر تنزیلی، بدست آوردن جدول قابل اعتمادی از ترتیب نزول سوره‌هاست.

در بحث از مبانی تفسیر تنزیلی در جای خوداثبات شده  که بهترین راه دست یابیِ به این جدول، تکیه بر نقل و روایت و نه اجتهاد و نظر است. زیرا اعتبار دستاوردهای این سبک آنگاه بالا می رود که به واقع اتفاق تاریخی نزدیک شود و در حد ممکن از اجتهاد به دور باشد.

در اینجا  در چند بحث آینده به بیان  مباحثی درباره جدول نقلی و قابل اعتمادی از ترتیب نزول سوره‌ها می‌پردازیم:

منبع این بحث کتاب تفسیر تنزیلی اصول مبانی قواعد و فواید استاد بهجت پور و نیز پایان نامه کارشناسی ارشد حقیر در دانشگاه مفید قم می باشد.


1. عدم دسترسی به جدول منقول از پیامبراکرم(ص)
بی تردید آرزوی ما آن بود که ترتیب نزول سوره‎ها و آیات و زمان و مکان و دیگر ویژگی‎های پیرامونی هر دسته از آیات و سور را از منابع معتبر و قطعی و در عباراتی نص یا ظاهر در مطلب می‎شناختیم. کلمات مفسّران بزرگی همچون امیر مومنان علی(ع) و عبدالله بن مسعودها

که در هنگام بیان افتخارات خود در امر فهم قرآن، اطلاع از این خصوصیات را ذکر می‎کردند، نشان از ارزش و اهمّیت اطلاعات فوق در کشف مراد جدی خدای متعال از آیات قرآن دارد.
ای کاش این گزارشات از رسول اکرم(ص) نقل می‎شد و در اختیار ما قرار می‎گرفت. امّا این اتفاق نیفتاد و به طور مسلّم روایتی از آن حضرت مبنی بر ترتیب نزول سوره‎ها وجود ندارد. قاضی ابوبکر این امر را توجیه کرده است:
« عدم اظهار علاقه پیامبر بر این امر، به مأمور نبودن وی به چنین ابلاغی برگشت می‎کند. خدای متعال این دانش را از وظایف امّت قرار نداد، هر چند در بعضی از قرآن، معرفت تاریخ ناسخ از منسوخ را بر اهل علم واجب گردانده است، تا حکم موجود در ضمن آنها را بشناسند.  
این توجیه درست نیست. زیرا:
1 - عدم ابلاغ پیامبر اکرم(ص) امری طبیعی است. آن حضرت سوره‎ها را به همان ترتیبی که بر وی نازل می‎شد، به مردم ابلاغ می‎کرد و به طور طبیعی، جایگاه هر سوره یا آیه نیز معلوم می‎شد و چنان که گذشت، برخی صحابه به طور طبیعی و بدون نیاز به توضیح و تعلیم پیامبر(ص)، مرتبه نزولی هر سوره و بلکه هر آیه‎ای را می‎دانستند.  معلوم است که این شاگردان موفّق، گزارشات را از جریان طبیعی نزول قرآن بدست آورده و ثبت کرده بودند، بدون اینکه نیازی به انتساب آن‎ها به پیامبر اکرم (ص) داشته باشند. افزون بر اینکه تعلیم روزنگار مصحف به امیرمؤمنان (ع )و بیان رتبه نزولی هر سوره و آیه ـ که در توضیح مصحف حضرت علی (ع ) گذشت ـ بیان از اهتمام پیامبر(ص) به تعلیم این خصوصیات، حداقل به حضرت علی (ع ) داشت.
2- این ادعا که خدای متعال دانش ترتیب نزول را از وظائف امت قرار نداد، با سیره تعلیمی قرآن در ایّام رسول اکرم (ص)  سازگار نیست. بنا بر نقل بعضی دانشمندان، پیامبر اکرم (ص) سوره‎های مفصّلات را که درآغاز رسالت بر ایشان نازل شده بود، معین کرده بودند، تا به افراد تازه مسلمان تعلیم دهند.  
به طور قطع جناب قاضی ابوبکر نمی‎پسندند که ادعا شود پیامبر اکرم (ص)  در سیزده سال رسالت خود در مکه، مردم را به ترتیبی غیر از ترتیب طبیعی نزول، تعلیم قرآن می‎دادند. همچنان که چینش سوره‎های آغاز مصحف رسمی حمد، بقره، آل عمران، النساء، المائده و ... که به طور عمده مدنی می‎باشند، نشان از عدم رعایت ترتیب مصحف در هنگام تعلیم قرآن در مکََّه دارد. افزون بر آن، شاهدی بر تغییر این روش تعلیمی در مدینه نیز اقامه نشده است.
3 - اینکه تنها معرفت ناسخ ومنسوخ آن هم برای علما استثنا شده باشد، دلیل یا شاهدی ندارد و اگر توجه به ناسخ ومنسوخ در پرتو دانش ترتیب نزول است و همین مقدار، باعث لزوم تلاش برای شناخت ترتیب نزول است، به طور طبیعی، هرگونه دانش دیگری از قرآن که از این طریق به دست آید، دانستن ترتیب نزول را ضروری می‎سازد. نمونه آن فوائدی است که در جای خود به آنها اشاره خواهیم کرد.
باید توجه داشت که پیامبر اکرم (ص)  و ائمه(ع)، آن بخش از توجه به ترتیب نزول را که در زمان صدور روایات در کشف مراد خدای متعال لازم بود، بیان داشته‎اند، امّا امروزه نیازهای جدید و سوالات نوینی وجود دارد که تنها از طریق ترتیب نزول پاسخ می‎یابند. در این موارد، به همان ملاک سابق، مراجعه علما به ترتیب نزول لازم می‎باشد. مثال قرآن در این باره، مثال طبیعت است. که برای کشف لایه‎هایی از منابع آن در صده‎های گذشته، حفر زمین لازم بود و امروزه برای بدست آوردن منابع جدید و مورد نیاز نیز حفاری لازم است. بنابراین دستور به حفاری زمین برای رسیدن به آب در صده‎های گذشته نافی امکان حفاری برای منابع دیگر بشر نیست. چقدر تفاوت است میان این نظر و نظر شاطبی که فهم ترتیب نزول را، طریقِ فهم کلام خدا دانسته است. وی تاکید کرده که فهم سوره‎های مدنی متّکی بر سوره‎های مکی است، بلکه فهم هر سوره‎ای بر سوره فرود آمده قبل از آن تکیه دارد. دلیل این ادعا را استقراء سوره‎های قرآن می‎شمرد: « دل علی ذلک الاستقراء و ذلک انما یکون ببیان مجمل او تخصیص عموم او تقیید مطلق او تفصیل ما لم یفصل او تکمیل ما لم یظهر تکمیله ».
یعنی مطالعه سوره‎ها معلوم می‎کند که سوره‎ها [ی متاخر نسبت به سوره های  متقدم] در مقام شرح گفته‎ی پیشین یا تقیید اطلاقات یا تفصیل موارد شرح نایافته و یا تکمیل مطالبی است که تکمیلشان ظاهر نیست. وی آن‎گاه نمونه و شاهد این نظارت و توجّه بخش‎های متأخر نسبت به بخش‎های متقدّم را اصل شریعت می‎داند. به نظر وی، شریعت اسلام تمام کننده مکارم اخلاق و اصلاح کننده بخش‎هایی از شریعت ابراهیم (ع)است که از دین حضرت ابراهیم (ع) توسط مردم فاسد شده است. وی به سوره‎های انعام و بقره و ترتب محتوای  آن دو بر یکدیگر و ترتب مباحث دیگر سوره‎ها بر آن دو توجه می‎دهد و تکیه مطالب سورها را بر یکدیگر در همه‎ی موارد ترتیب نزول بر این قاعده بنا می‎کند: « و اذا تنزّلتَ الی سائر السور بعضها مع بعض فی الترتیب وجدتها کذلک حذو القذة بالقذة ». وی سپس تأکید  می‎کند که این معنی از اسرار علوم تفسیر است و معرفت به آن موجب معرفت قرآن می‎شود : « فلا یغیبن علی الناظر فی الکتاب هذا المعنی، فانه من اسرار علوم التفسیر و علی حسب المعرفة به تحصل له المعرفة بکلام ربّه سبحانه ».

پیشینه نگارش در باره ترتیب نزول

ده‌ها تن از دانشمندان تاریخ، علوم قرآن و تفسیر از میان مسلمانان، با بررسی اسناد و گزارشات تاریخی و روایات نقلی رسیده در ترتیب نزول سوره‌ها و بر اساس ارزیابی و ترجیح میان اسناد روایی، به انتخاب جدول معتبری از میان گزارشات رسیده، اقدام کردند.[1]

زهری (م 123 ق) در کتاب خود به ترتیب نزول سور اشاره نمود.[2]در قرن سوم یعقوبی (م:284ق ) در تاریخ خود به این موضوع توجه کرد.[3]در اوائل قرن پنجم صاحب کتاب المبانی فی نظم القرآن که در نام نویسنده آن ابهام است[4]و در سال 425 به رشته تحریر در آمده[5]و ابن ندیم(م:438ق) گزارشی از ترتیب نزول سوره‌ها را آوردند که مورد توجه دانشمندان قرار گرفت. همچنین در قرن ششم امین الاسلام طبرسی(م:548ق )در ذیل تفسیر سوره دهر[6]و عبدالکریم شهرستانی(م:548ق )[7]به ذکر روایت ترتیب نزول پرداختند. در قرن هفتم سید رضی الدین علی بن طاووس الحلی(م:664ق) در تفسیرش علاوه بر بیان ترتیب سوره‌ها به اختلاف نظر مفسران در آیات استثنایی توجه کرد[8]در قرن هشتم علاء الدین علی بن محمد بن ابراهیم البغدادی مشهور به خازن (م:725ق) به جدول سوره‌ها و اختلافی که در جایگاه آنهاست توجه کرد.[9]برهان الدین زرکشی (م:797ق) نیز علاوه بر توضیح اصطلاح مکی و مدنی، گزارشاتی از ترتیب نزول سوره‌ها و اختلاف در این مورد ارئه داد و از آیات استثنائی مکی در سور مدنی و بالعکس سخن گفت[10]. در قرن نهم فیروزآبادی (م:817ق) ترتیب مذکور در کتاب المبانی را نقل کرد.[11]. جلال الدین سیوطی (م:911ق) در ضمن بحث مفصلی درباره مکی و مدنی و وجه نام گذاری سوره‌ها به این دو نام، به ذکر اقوال گروهی از دانشمندان و روایات رسیده درباره ترتیب نزول سوره‌ها و سوره‌های مورد اختلاف و نیز آیات استثنایی پرداخت.[12]احمد بن محمد قسطلانی (م:923ق) نیز به همین موضوع علاقه نشان داد و جداول ترتیب نزول را موافق نظر سیوطی ثبت کرد.[13]

در کتب تألیف شده معتبر در قرن 14 و 15 مجدداً شاهد پرداختن به موضوع ترتیب نزول هستیم. قاسمی (م:1332ق) در تفسیر خود، ترتیب نزول سوره‌ها را بر اساسی حکیمانه ارزیابی کرده و معتقد است سوره‌های مکی به مباحثی پرداخت که نقش مقدمه در مباحث مدنی را داشت[14]. محمد عبده و محمد رشید رضا (م:1354ق) در تفسیر خود به تفاوت محتوایی سوره‌های مکی با سوره‌های مدنی اشاره کردند و در آغاز هر سوره به اتفاق یا اختلاف مفسران در مکی یا مدنی بودن سوره اشاره نمودند.[15]ابی عبدالله زنجانی (م:1360ق) در علوم قرآن خود، مباحث ارزشمند و منابع مفیدی را درباره ترتیب نزول سوره‌ها به نقل از شرق شناسان آورد، و به روایات اسلامی درباره ترتیب نزول سوره‌ها در مصحف امیرمؤمنان(ع) و امام صادق (ع) و دیگر صحابه مفسر پرداخت.[16]محمد عبدالعظیم زرقانی(معاصر)نیزبه موضوع مکی و مدنی سوره‌ها توجه نمود و به مناسبت به تفاوت محتوای این دو دسته توجه داد و خواص و ویژگی هر کدام را شرح کرد.[17]ابوالحسن شعرانی (م:1393ق) در مقدمه ای که بر تفسیر منهج الصادقین نگاشت به بررسی موضوع عدم ترتیب قرآن بر اساس ترتیب نزول آیات و سور پرداخت و راه کشف سیر نزول سوره‌ها و آیات را تاریخ دانست.[18]شیخ محمد احمد ابوزهرة (م:1394ق )تقسیم سوره‌ها به مکی و مدنی، تفاوت محتوای سوره‌های مکی از مدنی و جدول ترتیب نزول را موافق با نظر قرطبی در تفسیر «الجامع لاحکام القرآن» آورد.[19]وی توضیح داد که آیات و سور به دنبال فرصت‌ها و نیازها نازل می‌شد و در همان حال آیات و سور مجموعه ای پیوسته و یکدست می‌باشند.[20]علامه محمدحسین طباطبائی (م:1402) ضمن بیان برخی روایات ترتیب نزول سوره‌های مکی و مدنی و