همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

رویکرد تفسیر تنزیلی:
* ارائه تصویری کلی از مهندسی عمیق و دقیق تحول قرآنی از دریچه ی آشنایی با روش حاکم در قرآن؛
* اشاره به توزیع عالمانه و هنرمندانه ی مفاهیم و ارزش های دینی در سراسر آیات قرآن؛
* پرده برداری از ترکیب حکیمانه محتوا و ساختار آیات و سور در جریان نزول تدریجی قرآن؛
* تبیین روشمند نزول کلام وحی در راستای تغییر فرهنگ جاهلی به فرهنگ الاهی؛
* بیان پیوستگی منطقی مفاهیم و معانی قرآنی؛
طبقه بندی موضوعی

شناسه سوره ماعون (مکی 17) در ویراست جدید جلد اول تفسیر همگام با وحی

این سوره به‎مناسبت آیه‎ی اول آن، «أرایت»، «أرایت الذی»، «الدین» و «التکذیب»، و به‎مناسبت آیه‎ی دومش «الیتیم»، و به‎مناسبت آیه‎ی آخر، «ماعون» نامیده شده است.

بیش‎تر مفسران و دانشمندان علوم قرآن[m1] ، این سوره را مکی دانسته‌اند، اما برخی از آنان، در مکی بودن تمام سوره، یا حداقل آیات سوم به بعد، تردید دارند و آن را مدنی می‌دانند.[1] آن‎چه باعث تردید زمان نزول سوره شده، آیات «فَوَیلٌ لِلْمُصَلِّین» تا آخر سوره است. تهدید نمازگزاران در آغاز نزول قرآن در مکه، و هنگامی که هنوز جمعیتی عابد و نمازگزار شکل نگرفته و حکم وجوب نماز برای عموم مردم صادر نشده، موجب این تردیدهاست. این‎که این تهدید در مکه بوده، یا در مدینه اتفاق افتاده است، نیز محل گفت‎وگو است. برخی هشدارها به مؤمنان در مکه، مانند آیات آغازین سوره‎ی عنکبوت 84/ 1 تا 11، یا تهدید عمومی به کم‎فروشی در سوره‎ی مطففین 85/ 1 تا 3، این احتمال را که آیات یادشده در اواخر نزول مکه نازل، و به سوره‎ی ماعون ملحق شده باشند، تقویت می‎کند. هم‌چنین این احتمال نیز خالی از قوت نیست که بر پایه‎ی برخی گزارش‎ها، آیات یادشده در سرزنش برخی منافقان مدینه نازل شده و به سوره، ملحق شده باشند. اما این‌که تمام سوره، مدنی باشد و درباره‎ی منافقانِ مدینه،[2] مانند عبدالله بن‎ابی بن‌‎سلول[3] نازل ‌شده باشد، محل تأمل است.

استدلال بر یکپارچه بودن نزول سوره در اوایل بعثت

نماز، عملی مخصوص مسلمانان نبوده، بلکه در تمام شرایع ابراهیمی، بلکه همه‎ی ادیان الهی، سابقه داشته است؛ چنان‌که خدای متعال از زبان حضرت عیسی7 در سوره‎ی مریم3 44/ 33 فرمود: «وَ أَوْصَانِی  بِالصَّلَوةِ وَ الزَّکَاةِ مَا دُمْتُ حَیّاً؛ خدای متعال مرا به نماز و پرداخت زکات در تمام طول زندگانی‌ام امر فرمود.» و درباره‎ی اسماعیل7 در آیه‎ی 55 همین سوره فرمود: «وَ کَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ؛ و خاندان خود را به نماز و زکات فرمان می‌داد» و در سوره‎ی طه 45 /14 به موسی7 امر فرمود: «وَ أَقِمِ الصَّلَوةَ لِذِکْرِی؛ نماز را برای یادکرد پروردگار به پا دار.» در سوره‎ی هود 52/ 87 هم تکذیبگران، حضرت شعیب7 را به‎خاطر خواندن نماز مسخره می‌کردند و می‎گفتند: «یَا شُعَیْبُ أَ صَلَوتُکَ تَأْمُرُکَ أَنْ نَتْرُکَ مَا یَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِی أَمْوَالِنَا مَا نَشَاءُ إِنَّکَ لَأَنْتَ الْحَلِیمُ الرَّشِیدِ؛ ای شعیب، آیا نمازت به تو دستور می‌دهد که آن‌چه را پدران ما می‌پرستیده‌اند، رها کنیم، یا در اموال خود به میل خود تصرف نکنیم؟ به‎راستی که تو بردبار فرزانه‌ای!» حتی نماز مشرکان در بیت الله الحرام، که تحریف نماز ابراهیمی بود، در قرآن گزارش شده است: «وَ مَا کَانَ صَلَوتُهُمْ عِنْدَ الْبَیْتِ إِلاَّ مُکَاءً وَ تَصْدِیةً؛ نمازشان در خانه‎ی خدا جز سوت زدن و کف زدن نبود.» حتی گفته شده است، واژه‎ی «صَلَوة» اگر ناقص واوی باشد، از ریشه‎ی «صَلْو» و از لفظ سریانی و آرامی گرفته شده، که به‎معنی عبادت مخصوص است و در عربی به آن «صَلَاة» می‎گویند؛ امّا معنی مستقل این مادّه در عربی، «ثنای موجود زیبای مطلق» است، که شامل تحیت و غیر آن می‎شود. پس لغت صلاه به‎معنی «عبادت»، پیش‎تر در زبان سریانی و آرامی استفاده شده است؛ یعنی نماز در شرایع مُقدّس پیش از اسلام، دارای حقیقت است.

از همان آغاز نزول قرآن، نمازگزارانی بودند که در قرآن از آنان یاد شده و مورد سرزنش اهل طغیان بودند؛ مثلاً در سوره‎ی علق 1/ 11 و 12 آمد: «أَرَءَیتَ الَّذِى ینهْى * عَبْدًا إِذَا صَلَّی». در سوره‎ی مدثر 4/ 44، مجرمان علت گرفتاری خود در جهنم را، نبودن در جمع نمازگزاران شمرده‎اند: «قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ» و در سوره‎ی اعلی 8/ 16 ، یکی از عوامل رستگاری را نماز برمی‌شمارد: «وَ ذَکرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى».

به علاوه ممکن است ادّعا شود از همان آغاز ظهور اسلام، گروهی بیماردل، همراه اسلام شدند و باورهای دیگر مسلمانان ازجمله «باور به معاد» را انکار می‎کردند. این گروه، که آنان را با عنوان اهل نماز می‌شناختند، دل‎هایی بیمار داشتند تا آن‌جا که در سوره‎ی مدثر (مکی 4) برابر جریان اعلام نوزده موکل دوزخ، چون کافران موضع گرفتند: «وَلِیقُولَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْکافِرُونَ مَاذَا أَرَادَ الله بِهَذَا مَثَلاً کذَلِک یضِلُّ الله مَن یشَاء وَیهْدِی مَن یشَاء؛ و تا کسانی که در دل‌هایشان بیماری است و کافران بگویند: خدا از این وصف کردن، چه چیزی را اراده کرده است؟ این‌گونه خدا هر که را بخواهد بیراه می‌گذارد و هر که را بخواهد، هدایت می‌کند.»

با این مقدمات، احتمال نزول پیوسته‎ی این آیات، تقویت می‎شود. بلکه با توضیحاتی که در ضمن تفسیر آیات مربوطه بیان خواهد شد، پیوستگی نزول سوره، از قوت بیش‎تری برخوردار است.

ازجهت دیگر، خطاب عتاب‎آمیز به اهل نماز در آغاز نزول، جای تأمل دارد. خطاب‎های عتاب‎آمیز در زمان نزول آخرین سوره‎‎های مکی، چون عنکبوت و مطففین که بیانش گذشت، یا حداکثر سوره‎ای مانند مریم 44/ 55 و 56 توجیه دارد؛ آن‌جا که پس از شمارش نام تعدادی از انبیای الهی، بیان می‎دارد: «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلوةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یلْقَوْنَ غَیا؛ آن‌گاه پس از آنان جانشینانی به‎جای ماندند که نماز را تباه ساختند و از هوس‌ها پیروی کردند و به‎زودی [سزای] گمراهیِ [خود] را خواهند دید.»

حال اگر خداوند در سوره‎ی ماعون می‌فرماید: «وای بر نمازگزاران» و علامت این گروه را کسانی بداند که نماز را ضایع می‌کنند، اعمال عبادی را ریاکارانه انجام می‌دهند و از زکات و کمک‌های معمول به هم‎دیگر منع می‎کنند، با مفاهیم مطرح‌شده در سوره‎های مکی که در رتبه‎های 43 به بعد قرار دارند، تناسب بیش‎تری دارد؛ از‎این‎رو، الحاقی بودن آیات سه تا شش به سوره، قوت پیدا می‎کند؛ بلکه چنان‎که گذشت برخورد شدید آیه با اهل سهو در نماز، از اهالی مدینه و استثنایی شمردن این آیات در سوره‎ی ماعون، بعید نیست. اما به‎رغم پذیرش گسست دو بخش سوره، انسجام محتوایی سوره درجهت بیان پیامدهای منفی انکار جزا و نقش آن در ضایع شدن نماز ازسوی برخی نمازگزاران روشن است.

در تمام روایات گزارش‎دهنده‎ی ترتیب نزول سوره‎ها اعم از مسند، غیرمسند و ترکیبی، سوره‎ی ماعون در ردیف هفدهم پس از سوره‎ی تکاثر و پیش از سوره‎ی کافرون قرار دارد.

این سوره در ترتیب مصحف رسمی در جزء سی‌ام قرآن، ردیف صد و هفتم پس از سوره‎ی قریش و پیش از سوره‎ی کوثر قرار گرفته، و هفت آیه دارد.



[1] . ابن‎عاشور، التحریر و التنویر، ج 30، ص 494؛ سید قطب، فی ظلال القرآن، ج 6، ص 3982 و ملاحویش آل‎غازی، بیان المعانی، ج ۱، ص 172.

[2] . طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏10، ص 834.

[3] . ابن‎عاشور، التحریر و التنویر، ج ‏30، ص 499.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی