همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

رویکرد تفسیر تنزیلی:
* ارائه تصویری کلی از مهندسی عمیق و دقیق تحول قرآنی از دریچه ی آشنایی با روش حاکم در قرآن؛
* اشاره به توزیع عالمانه و هنرمندانه ی مفاهیم و ارزش های دینی در سراسر آیات قرآن؛
* پرده برداری از ترکیب حکیمانه محتوا و ساختار آیات و سور در جریان نزول تدریجی قرآن؛
* تبیین روشمند نزول کلام وحی در راستای تغییر فرهنگ جاهلی به فرهنگ الاهی؛
* بیان پیوستگی منطقی مفاهیم و معانی قرآنی؛
طبقه بندی موضوعی

سوره‎ی حمد نام‌های زیادی ازجمله «فاتحة الکتاب»، «سبع المثانی»، «أمّ الکتاب»، «أمّ‎القرآن»، «السبع»، «المثانی»، «الصلاة»، «الحمد»، «القرآن العظیم»، «الشفاء»، «الرّقیة»، «الأساس»، «الوافیة»، «الکافیة»، «الکنز»، «الشکر»، «الثنا[m1] »، «التفویض»، «الدعاء»، «النور»، و «التعلیم» دارد. پیرامون وجه نام‌گذاری این سوره به نام‌های گوناگون، بحث‌های مفصلی در تفاسیر آمده است، در این‎جا علت چهار نام‎گذاری مشهورتر را بررسی می‎کنیم:

الحمد: این نام به‎مناسبت نام «الحمد» در دومین آیه‎ی سوره: «الحمد لله رب العالمین» به‎کار رفته است.

أمّ‌الکتاب: عرب هر چیزی که مقدم بر دیگران و دارای توابعی باشد، أم می‌گویند. چون محتوای سوره که تنظیم رابطه‎ی انسان با خداست، مقدم بر دیگر روابط انسان، یعنی رابطه با خود، دیگران و هستی است، سوره را ام الکتاب نامیده‎اند. برخی دیگر «أم» را به‎معنی اصل هر چیزی دانسته و گفته‎اند چون این سوره، اصل قرآن است، به آن أمّ الکتاب گفته شده است. برخی اظهار داشته‎اند که چون تمام آن‎چه در سوره‌های دیگر قرار دارد، در این سوره هست، به آن امّ‌الکتاب می‌گویند.[1] این دیدگاه اگر اشاره به رابطه‎ی اجمال و تفصیل میان مطالب سوره‎ی حمد با دیگر سوره‎های قرآن دارد، محل تأمل بلکه غیرقابل پذیرش است؛ اما اگر مراد آن باشد که ریشه‎ی تمام آن‎چه در قرآن آمده، به پذیرش رابطه‎ی انسان با خدا باز می‎گردد، که از سه موضوع توحید بندگی، توحید استعانت و تقاضای راهنمایی از پروردگار ریشه گرفته است، مطلب درستی است.

سبع المثانی: این نام از آیه‎ی هشتاد و هفتم سوره‎ی حجر: «وَ لَقَدْ آتَیْناکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانی‏ وَ الْقُرْآنَ الْعَظیمَ» گرفته شده است. سوره‎ی حمد را سبع دانسته‎اند، زیرا با شمارش «بسمله» هفت آیه می‎شود. و قرآن را مثانی گفته‎اند زیرا یک‎بار بر جبرئیل و یک‎بار به‎شکل تدریجی بر پیامبر اکرم6 نزول داشته است. یا مطالب و محتوایش تکرار می‎شود تا تأثیر تربیتی آن بالا رود. سوره‎ی حمد را نیز «سبع المثانی» خوانده‎اند، زیرا این سوره در هر نماز، دوبار خوانده می‌شود.

فاتحة الکتاب: نامیدن سوره‎ی حمد به فاتحة الکتاب می‌تواند به چند دلیل باشد: 1. قرآن با آن آغاز می‌شود. 2. برخی ادعا کرده‎اند که این سوره نخستین سوره‎ی نازل‎شده بر پیامبر اکرم6 است. (بررسی می‎شود.) 3. اولین سوره‎ای است که در نماز تلاوت می‎شود. 4. در مقام تعلیم‎، ابتدا از این سوره استفاده می‎شود.

این سوره به اتفاق همه‎ی دانشمندان علوم قرآنی، مکی، و پنجمین سوره‎ی نازل‎شده بر پیامبراکرم6، و پس از سوره‎ی مدثر و پیش از سوره‎ی مسد است. مطابق جدول‎های مسند یادشده در مقدمه‎ی تفسیر، در سند ابوصالح از ابن‎عباس (ردیف ششم) و جابر بن زید (ردیف دهم) این سوره پنجمین سوره‎ی نازل‎شده است. امّا در جدول جابر بن‎زید، شاگرد ابن‎عبّاس که جدول او را گزارش کرده است، و جدول‌های ترکیبی، این سوره در ردیف پنجم،[m3]  پس از سور‎ه‎ی مدثر و پیش از سور‎ه‎ی مسد قرار دارد.

در برخی روایات ترتیب نزول، سوره‎ی حمد نیامده است که از این قرارند: سندهای عطا از ابن‎عباس به نقل از مجمع (ردیف 2 جداول مقدمه)، عطا از ابن‎عباس المقدمتان (ردیف 3)، و عطا از ابن‎عباس به نقل از فضائل القرآن (ردیف 4) و سند مجاهد از ابن‎عباس یا عکرمه و حسن (ردیف 6) و سند عکرمه یا ابوصالح از ابن‎عباس (ردیف 7) و تلفیقی الفهرست (ردیف 8). در جدول‎های غیرمسند در چهار سند اول این سوره ذکر نشده است. در جدول‎های ترکیبی هم فقط مرحوم معرفت و الازهر [m4] مصر آن را ذکر کردند و در جدول زرکشی و خازن نیامده است. جدول[m5]  ابن‎عباس نامی از آن به‎میان نیاورده و در مصحف ابن‎مسعود، این سوره وجود نداشته است. ظاهراً دلیل حذف سوره‎ی حمد از این جدول‎ها این است که سوره‎ی حمد را عدل و برابر قرآن شمرده‎اند و به‎دلیل عظمتش، در ضمن سوره‎ها به‎حساب نیاورده‎اند.

برخی از دانشمندان بر این اعتقادند که سوره‎ی حمد اوّلین سوره‎ی نازل‌شده است. شواهدی که ایشان بر این ادعا آورده‌اند، چنین است:

1. پیامبر اکرم6 فرمودند: «لَاصَلَاةَ اِلَّا بِفَاتِحَةِ الکِتَابِ؛[2] هیچ نمازی بدون فاتحة الکتاب، نماز نیست. روشن است که پیامبر9 از نخستین ایام رسالت، نماز می‎خواندند؛ پس این سوره باید پیش از دیگر سوره‎ها، حتّی پیش از سوره‎ی علق نازل ‌شده باشد.

2. این سوره در روایات رسیده از پیامبر اکرم6، فاتحة الکتاب نامیده شده است و مراد از فاتحة الکتاب، آغاز وحی قرآن و کتاب آسمانی به این سوره و به‎منزله‎ی کلید ورود به قرآن بوده است.

3. این سوره، نخستین سوره‎ای است که به‌طور کامل نازل شد. در اولین سال آغاز وحی، هرچند چهار سوره پیش از حمد نازل شد، هیچ‌کدام به‌طور کامل و یا یک‎مرتبه نازل نگشت.

به‎نظر می‎رسد که این شواهد، نمی‎توانند دلیل نخستین بودن سوره‎ی حمد در ترتیب نزول باشد؛ زیرا این‌که هیچ نمازی بدون فاتحة‎ الکتاب نیست، مانند این است که گفته شود: «لاصلاة إلا بطهور؛ نماز بدون طهارت (غسل یا وضو) نماز نیست.» درحالی‎که تشریع وضو و غسل، در آیه‎ی چهل و سوم سوره‎ی نساء (نود و دومین سور‎ه‎ی نازل‎شده) و آیه‎ی ششم سور‎ه‎ی مائده (صد و سیزدهمین سوره‎ی نازل‎شده)، یعنی آخرین سوره‎های مدنی صورت گرفت و ظاهراً مسلمانان تا آن زمان به طهارت مکلف نبوده‌اند. بنابراین مراد روایت، شرط بودن حمد و طهارت (غسل یا وضو)، برای نماز پس از تشریع آن‌هاست و نه پیش از آن زمان. علاوه بر این، به یقین پیامبر اکرم6 قبل از رسالت، یعنی در دوران نبوّت و سال‎های منتهی به رسالت، به نماز و راز و نیاز اشتغال داشته‎اند، چنان‌که براساس یکی از برداشت‎ها، نهی پیامبر6 از نماز، ازسوی ابوجهل، که در سوره‎ی علق به آن اشاره شد، شاهد آن است و کلمه‎ی سجده در آیه‎ی آخر همان سوره، که سجده‎ی واجب دارد: «کلَّا لَاتُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ»[m6]  در تفسیر برخی مفسّران حمل بر نماز شده است؛ یعنی ظاهراً ویژگی خاص نماز پیامبر6 سجده بود، برخلاف نماز مشرکان، که ویژگی اصلی آن سوت و کف بود: «وَ ما کانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیتِ إِلاَّ مُکاءً و[m7] َ تَصْدِیة». اگر حضرت6 در دوره‎ی نبوت و پیش از رسالت، نماز می‎خوانده است، آیا همراه با فاتحة‎الکتاب بوده؟ اگر در آن زمان (نبوت) فاتحة الکتاب بر ایشان نازل هم ‌شده باشد، به‎عنوان قرآن نبوده است؛ زیرا نزول اصطلاحی قرآن پس از آغاز رسالت است. بنابراین در زمان دیگری باید منتظر می‎ماند تا این سوره به‎عنوان قرآن نازل شود.

شاهد دوم نیز قابل تأمّل است، زیرا کلمه‎ی «فاتحه» به‎معنی کلید، می‎تواند به‎معنای کلید ورود به دین و مجموعه تکالیف پروردگار باشد؛ زیرا استعمال کتاب در فریضه و تکلیف، سابقه داشته است: «کتِبَ عَلَیکمُ الْقِتَالُ»، «کتِبَ عَلَیکمُ الصِّیامُ»، ملاحظه می‎کنید که در این آیات، به اصل تکلیف، کتاب اطلاق شده است. پس از آشنا شدن مردم با پروردگار در سوره‎ی علق (نزول 1) و بیداری‎ به‎وسیله‎ی هشدارهایی که ازجانب پروردگار در سوره‎ی مدثر (نزول 4) داده شد، سوره‎ی حمد رابطه‎ی انسان‎های باورمند به پروردگار واحد، و بیدارشده از هشدارها را با پروردگار تنظیم می‎کند و این تنظیم، آغاز کننده‎ی پذیرش فرامین و تکالیف خدای فرمان‎فرما به این گروه است تا راه نجات از شقاوت و وصول به سعادت را بیابند.

احتمال داده شده که منظور از فاتحة الکتاب، آغاز قرآن مکتوب و تدوین‎شده با این سوره باشد؛ این احتمال منافاتی با نزول سوره‎ی حمد در مرتبه‎ی پنجم ندارد؛ زیرا نزول طبیعی سوره‎ها با تدوین سوره‎ها در یک مصحف، تفاوت دارد؛ البته اگر مدعای قائلین این احتمال، نام‎گذاری ازسوی پیامبر اکرم6 باشد، باید این ادعا را اثبات کنند که ترتیب قرار گرفتن سوره‎ها در مصحف رسمی، به دستور آن حضرت6 بوده است. اگر خلاف این نظر را داشته باشیم و چینش سوره‎ها در مصحف رسمی را، توافق صحابه در هنگام جمع‎آوری قرآن واحد مسلمانان در زمان عثمان بدانیم، انتساب این چینش و هم‎چنین نام‎گذاری این سوره ازسوی پیامبر اکرم6 منتفی می‎شود.

احتمال سوم، جمعی بین مجموعه‎ی اقوال است. یعنی در‎حالی‎که پذیرفته‎ایم قرآن با چهار سوره پیش از سوره‎ی حمد آغاز می‎شود، اما هر یک از آن‎ها (علق ،قلم، مزمل و مدثر)، در چند نوبت، نازل، و به‎تدریج تکمیل شدند، برخلاف سوره‎ی حمد که نزولش در یک مرحله بوده است.

به هر حال نزول سوره‎ی حمد در مرتبه‎ی پنجم، صحیح‎تر به‎نظر می‎رسد.

سوره‎ی حمد با شمارش «بسم الله الرحمن الرحیم» در آن، دارای هفت آیه، و در ترتیب مصحف رسمی در جزء اول قرآن کریم، ردیف یکم، و پیش از سوره‎ی بقره می‎باشد.

مقصود سوره

تنظیم روابط انسان با پروردگار متعال در پرتو شناخت نقش‎های خدای متعال در هستی.

محتوای سوره

سوره به گزارش واکنش موجودات مختار دربرابر پروردگار اختصاص دارد. این سوره با ابراز ستایش خدای متعال به‎جهت نقش‎های منحصر او در هستی، در دنیا و آخرت، آغاز می‎شود و با اظهار توحید بندگی، توحید استعانت و تقاضای هدایت به راه مستقیم از پروردگار به پایان می‎رسد.

ارتباط سوره

گذشت که تغییر شرایط نامطلوب جامعه‎ی عصر نزول، در دستور کار قرآن قرار داشت؛ ازاین‌رو بر نقش‌های پروردگار به‎منظور ایجاد احساس نیاز به او (در سوره‎ی علق)، مسئولیت انسان دربرابر وی (در سوره‎ی قلم) و جایگاه پیامبر اکرم9 به‎عنوان رسولِ مورد حمایت خدا (در سوره‎ی مزّمل) تأکید شد. با استفاده از این سه عامل، به هشدار و انذار مردم به آینده (در سوره‎ی مدثر)، پرداخته شد تا مردم برای پذیرش تغییر، آماده شوند.

در سوره‎ی حمد زیرساخت‎های نجات انسان از شقاوت و وصول به سعادت مطرح می‎شود؛ این زیرساخت در رابطه‎ی انسان با پروردگار نهفته است. این نگرش که تمام ستایش‎ها مخصوص خداست و بر جهان، تنها یک اراده حکم‎رانی می‎کند، این‎که تنها خدای متعال، معبود و مستعان است و برپایه‎ی این دیدگاه، از وی راهی استوار برای رهایی از شقاوت و وصول به سعادت طلب می‎کند. به عبارت بهتر، کلید ورود به برنامه‎ی تحول و پذیرش تکالیف و دستورهای پروردگار متعال، بیان موضع و نگرش انسان به خداست. خدای متعال در این سوره، نگاهی که انسان باید به آن حضرت داشته باشد را بیان می‎کند، و برپایه‎ی این نگاه، از زبان انسان و موجودات مختار، هدایت به راه مستقیمی که به رهایی از شقاوت و وصول به سعادت بینجامد را درخواست می‎کند.

گام تحول

سیر تحول انسان و موجودات مختار باید به تحول در چهار ساحت و رابطه، یعنی رابطه با پروردگار، رابطه با خود، رابطه با دیگران و رابطه با هستی بینجامد. در این بین رابطه با خدا و تنظیم این رابطه، کلید تنظیم دیگر روابط است. در سوره‎ی حمد اصول این رابطه به‎اجمال تنظیم می‎شود تا مخاطبان برای تحول یافتن در پرتو رهنمودهای خدای متعال آماده شوند.

فضیلت سوره

سوره‎ی حمد باوجود کوتاه بودنش، جایگاهی بلند، هدفی والا و محتوایی غنی دارد و مقاصد اصلی قرآن را در خود جای داده است. ازاین‎رو در فضیلت این سوره، روایات فراوانی وارد شده است. روایات موجود درباره‎ی جایگاه این سوره چند گروه‎اند: روایاتی که قرائت آن را معادل یک‎سوم، دو‎سوم و حتی همه‎ی قرآن می‎دانند. روایاتی که سوره‎ی حمد را اندوخته‎ای می‎دانند که خدای متعال در گنجی در زیر عرش پنهان کرده بود و آن را ویژه‎ی این امت نازل کرد. روایات بیانگر این مطلب که نمازی جز با فاتحه الکتاب نیست. روایاتی که این سوره را شفای هر درد و برآورنده‎ی هر حاجت می‎دانند و قائلند که اسم اعظم خدا در آن، جداجدا پخش شده است و روایات متعدد دیگری که درباره‎ی جایگاه فرازمند آن سوره گزارش شده است.[3][m8] 

اما بیان فضیلت این سوره در خود قرآن، بیش از هر چیز دیگری فضل آن را می‎رساند، آن‌جا که در سوره‎ی حجر آیه‎ی 78 خدای متعال می‌فرماید: «لَقَدْ آتَینَاکَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانی وَ الْقُرْآنَ الْعَظیم؛ ما به تو هفت آیه (سوره‎ی حمد) و قرآن عظیم را دادیم.»

درحقیقت چنان‎که گذشت، این عظمت به‎دلیل معارف والایی است که در این سوره وجود دارد. اهمیت و جایگاه روابط چهارگانه انسان و دیگر موجودات مختار به یک اندازه نیست؛ بلکه برخی از آن‌ها بر دیگر روابط تأثیر می‌گذارد و حتی به آن‌ها رنگ ویژه می‎دهد. رابطه‎‎ی انسان با خدای متعال از این قبیل است. اگر این رابطه به‎خوبی صورت گیرد و بشر در ارتباط با پروردگار متعال وظایف خود را به‎خوبی بشناسد و به آن‌ها پای‌بند باشد، روابط دیگر او نیز در پرتو این رابطه به‎خوبی سامان می‎یابد.

به‌طور اختصار، از آن‎جا که موضوع اصلی سوره‎ی حمد، درخواست هدایت به راه مستقیم از خدای متعال در پرتو تنظیم روابط انسان با صاحب اختیارش است، این سوره اساس و شالوده‎ی قرآن است؛ زیرا قرآن هدایتگر تفصیلی بشر در عرصه‎های گوناگون حیات است؛ هدایتگری ازجانب پروردگار برای کسانی که رابطه‎ی آنان با او محکم شده و جهان را پرتوی از تجلی ذات احدیتش می‎دانند. بنابراین برابر دانستن سوره‎ی حمد با قرآن و ثواب فراوان قرائتش، کاملا باورپذیر است.

در حدیثی، امیرمؤمنان علی7، از پیامبر6 چنین نقل می‌کند:

«إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَ لِی: یا مُحَمَّدُ، "وَ لَقَدْ آتَیناک سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ" فَأَفْرَدَ الِامْتِنَانَ [عَلَی] بِفَاتِحَةِ الْکتَابِ، وَ جَعَلَهَا بِإِزَاءِ الْقُرْآنِ الْعَظِیمِ وَ إِنَّ فَاتِحَةَ الْکتَابِ أَشْرَفُ  مَا فِی  کنُوزِ الْعَرْش؛[4] خدای بزرگ به‎سبب دادن سوره‎ی حمد بر من منت ویژه‎ای نهاده و آن را دربرابر قرآن عظیم قرار داده و سوره‎ی حمد باارزش‎ترین ذخیره‌ای است که در گنج‌های عرش خدا وجود دارد.»

در روایت دیگری از پیامبر اکرم6 آمده است:

«وَ الَّذِی نَفْسِی بِیدِهِ مَا اَنْزَلَ اللهُ فِی التَّوْرَاةِ، وَ لَا فِی الزَّبُورِ وَ لَا فِی القُرْآنِ مِثْلُهُا، هِی اُمُّ الْکتَابِ؛[5] قسم به کسی که جانم به‌دست اوست! خداوند نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور و نه حتی در قرآن، مثل این سوره نازل نکرده است. این سوره، اساس قرآن است.»

هم‌چنین دربارة عظمت این سوره، در روایاتی از پیامبر اکرم9 چنین اشاره شده است:

«أَیمَا مُسْلِمٍ قَرَأَ فَاتِحَةَ الْکتَابِ أُعْطِی مِنَ الْأَجْرِ کأَنَّمَا قَرَأَ ثُلُثَی الْقُرْآن؛[6] هر مسلمانی که سوره‎ی حمد را بخواند، پاداش او به اندازه‎ی کسی است که دو سوم قرآن را خوانده است.»



[1]. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ۱، ص ۸۷.

 

[2] . راوندی، فقه القرآن، ج 1، ص 102.

[3] . علاقه‎مندان ر.ک: معرفت، التفسیر الاثری الجامع، ج 1، ص؟؟؟

 

[4]. سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 26 و عروسی حویزی،  تفسیر نور الثقلین، ج 1، ص 6.

[5]. ر.ک: طبرسی، مجمع البیان، ج 1، ص 88 و عروسی حویزی، نورالثقلین، آغاز سوره‎ی حمد.

[6]. ر.ک: طبرسی، مجمع البیان، ج1، ص 88.


نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی