همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

رویکرد تفسیر تنزیلی:
* ارائه تصویری کلی از مهندسی عمیق و دقیق تحول قرآنی از دریچه ی آشنایی با روش حاکم در قرآن؛
* اشاره به توزیع عالمانه و هنرمندانه ی مفاهیم و ارزش های دینی در سراسر آیات قرآن؛
* پرده برداری از ترکیب حکیمانه محتوا و ساختار آیات و سور در جریان نزول تدریجی قرآن؛
* تبیین روشمند نزول کلام وحی در راستای تغییر فرهنگ جاهلی به فرهنگ الاهی؛
* بیان پیوستگی منطقی مفاهیم و معانی قرآنی؛
طبقه بندی موضوعی

۳۴ مطلب با موضوع «تفسیر همگام با وحی» ثبت شده است


به حمد الله در ماه مبارک رمضان امسال با توجه به تعطیلی جلسات تفسیر، اما این فرصت فراهم شد که در پای درس تفسیر #مفسر #تنزیلی #قرآن کریم حضرت حجت الاسلام عبدالکریم #بهجت_پور در سوره #دخان بنشینیم و این توفیق نصیب کانال موسسه شد که بتواند با بازنشر این جلسات، خدمتی کوچک به ساحت قرآن انجام دهد.
برای آسان شدن دانلود این جلسات به صورت صوتی بر آن شدیم تا لینک جلسات را به صورت یکجا در اختیار علاقه مندان قرار دهیم تا سریعتر بتوانند به دانلود آن مبادرت نمایند.

این جلسات بیست و سه روز به طول انجامید.


لینک دانلود صوت تفسیر سوره دخان استاد عبدالکریم بهحت پور در کانال موسسه فرهنگی تمهید در ایتا
👇👇👇

🌹جلسه اول
https://eitaa.com/mtamhid/641

🌹جلسه دوم
https://eitaa.com/mtamhid/647

🌹جلسه سوم
https://eitaa.com/mtamhid/657

🌹جلسه چهارم
https://eitaa.com/mtamhid/660

🌹جلسه پنجم
https://eitaa.com/mtamhid/663

🌹جلسه ششم

لینک استماع جلسات تفسیر سوره دخان استاد بهجت پور در ماه مبارک رمضان به صورت آفلاین

با گرفتن کنترل و زدن بر روی لینک ها وارد هر جلسه شوید. پس از ورود امکان دانلود صوت نیز در اختیار شما می باشد.

جلسه اول: 

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/1.mp4

جلسه دوم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/2.mp4

جلسه سوم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/3.mp4

جلسه چهارم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/4.mp4

جلسه پنجم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/5.mp4

جلسه ششم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/6.mp4

جلسه هفتم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/7.mp4

جلسه هشتم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/8.mp4

جلسه نهم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/9.mp4

جلسه دهم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/10.mp4

حجت الاسلام سلطانی ، مدیر گروه تفسیر تنزیلی موسسه تمهید:
با همت پژوهشگران مخلص و جهادی گروه تفسیر، بحمدالله فیش برداری سوره بلند نحل ( ۷۰ نزول ) که ۱۴و نیم صفحه از قرآن را به خود اختصاص داده است تمام شد. سوره نوح نیز قبلاً تمام شده و سوره های ابراهیم و انبیا (72 و 73 نزول) هم ان شاالله تا عید امسال تمام می شود. سوره مومنون (74 نزول) نیز ان شاالله تا عید یا اردیبهشت تمام شود. ان شاء الله با اتمام فیش برداری سوره مومنون، فیش برداری جلد نهم هم تمام می شود.

دوستان فیش بردار را دعا بفرمایید ک خدا توفیقشان را مضاعف و عزمشان را راسختر نماید. شاید این کار، سخت ترین و تخصصی ترین کار در حیطه پژوهش تفسیر ترتیبی باشد و بنده و استاد خدا را شاکریم ک چنین یاران صبور و دقیقی نصیب تفسیر همگام با وحی شده است.

ان شاء الله با همت دوستانمان و عنایتی که خدای متعال بفرماید، جلد دهم را هم در سال آینده از سوره سجده کلید بزنیم و تا پایان سال 99 فیش برداری تمام شود و با اتمام این جلد، سور مکی به اتمام برسد.

ویراست جدید جلد اول هم به حمدالله با کمک دوستان دقیقمان بعد از تکمیل و غنی سازی و جابجایی و بر اساس منهج جدید، برای استاد آماده گردید و نگارش آن توسط استاد هم تمام شده و در مرحله تکمیل و ویراستاری می باشد.

جلد دوم هم تا امروز تا سوره صاد ۳۸ نزول برای استاد آماده شده و فقط از این جلد سوره اعراف ۲۰۶ آیه ای مانده، ک دعا کنید توفیق داشته باشیم تا عید  برای استاد آماده سازی شود.

حضرت استاد هم در جلد دوم شنبه سوره بروج را تمام کردند.

هفته پژوهش را از طرف موسسه تمهید به همه شما دوستان و خصوصا فیش برداران تفسیر همگام با وحی تبریک عرض می کنم.


به مناسبت هفته پژوهش

نمایشگاهی از کتب و مقالات مرتبط با ترتیب نزول و آثار استاد بهجت پور و پایان نامه های مرتبط شکل داده ایم.


زمان مراجعه از امروز چهارشنبه 98/9/26 ساعت 12 تا یکشنبه اول دی
هر روز از ساعت ۷ و نیم تا دو
پنج شنبه تا یک

احتمالا یکشنبه شب هم دور هم در موسسه جمع شویم

مکان: موسسه تمهید
خ زنبیل اباد، خ ابالفضل، خ دانش، ک ۶, پ ۲۹

با توجه به انتشار نگاشته جدید استاد ایازی در سایت ایکنا محققین گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید مطالعه نظرات ایشان در این مقاله را در دستور کار خود قرار داده اند، تا در صورتی که حضرت استاد مطلب جدیدی غیر از نقدهای قبل بر این سبک تفسیری دارند، استفاده نماییم و در صورت موجود بودن پاسخ، پاسخ مقتضی به ایشان داده شود.

گروه علمی تفسیر تنزیلی با افتخار تمام از مباحث نقد استقبال می کند و این را حق طبیعی تمام محققین می داند. ما نیز ادعایی نداریم  و می دانیم که این راه هنوز در آغاز خود است، اما تنها تقاضایمان از ناقدین عزیز و دلسوز آن است که لطفا پس از مطالعه دقیق و منصفانه آثار استاد بخصوص جلد ششم تفسیر همگام با وحی، کتاب مبانی، اصول، قواعد و فواید تفسیر تنزیلی و نیز کتابهای مهارت بیان تفسیر  و روش نهادینه سازی پوشش اسلامی استاد بهجت پور اقدام به نقد نمایند و حساب کار ایشان را از دیگر کارهای تنزیلی که توسط اهل سنت و نیز بازرگان

گروه حوزه‌های علمیه ــ حجت‌الاسلام عبدالکریم بهجت‌پور، نویسنده تفسیر تنزیلی «همگام با وحی»، به سخنان حجت‌الاسلام محمدعلی ایازی مبنی بر لرزان بودن پایه «تفسیر تنزیلی» واکنش نشان داد و به انتقادها درباره روش و دستاورد تفسیر تنزیلی پاسخ گفت.

واکنش نویسنده تفسیر تنزیلی«همگام با وحی» به سخنان استاد ایازیحجت‌الاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجت‌پور، نویسنده تفسیر تنزیلی «همگام با وحی» و مدیر حوزه علمیه خواهران، در گفت‌وگو با ایکنا گفت: سخنان فاضل ارجمند جناب آقای ایازی را در نقد تفسیر تنزیلی که در ایکنا منتشر شد دیدم. به همین مناسبت لازم است ضمن تشکر و قدردانی از ابراز نظر ایشان، سه نکته را به عرض رسانم.

وی افزود: نکته اول در مورد مخاطب قرآن که به فرموده برادر ارجمند، «مخاطب قرآن انسان است نه مؤمن و نه مخاطب زمان نزول»؛ در نقد این نکته باید گفت: در این که خداوند برای هدایت انسان با او سخن می‌گوید، تردیدی نیست؛ «هُدًى لِلنَّاسِ»، اما این واقعیت بدان معنا نیست که مخاطب قرآن را به طور کلی انسان به شرط «لا» فرض کنیم، در حالی که آنچه در قرآن مشاهده می‌شود، خطاب انسان بشرط «شیء» است.

این قرآن‌پژوه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ  اندیشه اسلامی تصریح کرد: در حقیقت نادیده گرفتن شرایط انسان مخاطب قرآن، به معنای ساده‌سازی تفسیر قرآن و گذر از بسیاری جزئیات موجود در آیات قرآن است. قرآن همیشه با انسان، بسیط و ابتدایی سخن نگفته، بلکه گاه برای هدایت انسانی که مراحلی از هدایت را گذرانده و مثلاً با ایمان و پرهیزگار شده سخن می‌گوید: «هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ»، «هُدًى لِلْمُتَّقِینَ». حتی خود پیامبر(ص) با همه کمالات، در هر مرحله‌ای از انجام وظیفه، سخنی متناسب با این همان مرحله را دریافت کرده است: «وَ لا یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناکَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِیراً». 

مخاطب قرآن در همه موارد انسان‌ها نیستند

نویسنده تفسیر تنزیلی «همگام با وحی» ادامه داد: از جهت دیگر قرآن در عین حالی که با انسان با مراتب مختلف سخن می‌گوید، با انسان با شرایط محیطی مختلف و موقعیت‌های مختلف نیز سخن گفته است. مثلاً انسانی که در مکه است، فرد یهودی که در مدینه است، منافقی که در مدینه موضع خاصی می‌گیرد و ... مدنظر قرآن بوده است. با توجه به شرایط محیطی، هدایت‌های قرآن را به مخاطب منتقل می‌کنیم. از همین جاست که سرّ پدیده مهم جری و تطبیق قرآن مطرح می‌شود.

بهجت‌پور اظهار کرد: اصطلاح مهم جری و تطبیق به معنای خروج آیه از شرایط محیطی تنزیلی و تطبیق پیام فطری آن بر شرایط محیطی جدید، با ویژگی‌های جدید است. پدیده جری و تطبیق، یکی از فواید مهم رویکرد تنزیلی در تفسیر قرآن را روشن می‌کند، چراکه با ترسیم شرایط محیطی نزولی، زمینه برای جدا کردن پیام آیه از آن شرایط و تطبیق بر شرایطی مشابه، فراهم می‌شود.

وی در نتیجه‌گیری از بخش نخست سخنانش تصریح کرد: خلاصه نکته اول آنکه، مخاطب قرآن، همیشه انسان بما هو انسان نیست. نکته دوم بنده در اشکالی است که جناب استاد ایازی بر مبنای تفسیر تنزیلی مطرح کرده و آن را متزلزل خوانده‌اند؛ ظاهراً برادر عزیزم آشنایی با مبانی حقیر در تفسیر تنزیلی ندارند؛ اینجانب در کتاب «تفسیر تنزیلی، مبانی، اصول، قواعد و فواید» که در سال ۹۲ منتشر شده به این سؤالات پاسخ داده‌ام.

مسئله در تفسیر تنزیلی سیر مراحل تحول است

وی افزود: به اختصار اشاره می‌شود که اصلاً اعتقادی به تاریخ‌گذاری به معنای ثبت تاریخ نزول سوره‌ها ندارم، چه به شکل استفاده از روایت، چه از متن، و چه نظام ریاضی. بلکه در تفسیر تنزیلی تنها باید به دنبال سیر تحول محتوای مطرح شده در قرآن باشیم، چون نظام تغییر و تحول در قرآن بر اساس تغییر احوال است: «انَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم». اما اینکه این تغییرات در سال اول بعثت رخ داده یا سال دوم یا سوم، آن گونه که در تحقیقات مستشرقان مشاهده می‌کنیم، اهمیت ویژه‌ای ندارد. مسئله بنده تاریخ و تاریخ‌گذاری نیست، مسئله در تفسیر تنزیلی، سیر مراحل تحول است.

نویسنده تفسیر «همگام با وحی» بیان کرد: روش اینجانب در کشف ترتیب نزول بدین قرار بوده که

عرض سلام و ادب خدمت مخاطبین فرهیخته و قرآن دوست

با توجه به اینکه مجلد اول تفسیر همگام با وحیِ مفسر گرانقدر و گرانمایه، حضرت حجت‎الاسلام عبد الکریم بهجت‎پور توسط ایشان در حال ویراست جدید است، و نسخه چاپی جلد اول ویراست قبل این اثر که هم‎اکنون تقدیم می‎گردد، در بازار موجود نبود، موسسه تمهید با اجازه استاد محترم، اقدام به انتشار فایل پی‎دی‎اف کتاب نمود.
از آنجا که این اثر اولین تفسیر تنزیلی شیعی در دنیای اسلام است و دستاوردهای اخیر استاد بهجت‎پور در حدود ده سال اخیر در این مجلد گنجانده نشده بود، گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید، ویراست جدید حلدهای اول تا سوم این اثر را در دستور کار خود قرار داده، تا مخاطبان ارجمند با سیر نزول سوره های قرآن و نیز مراحل تحول، دقیق تر آشنا شوند.
مواردی از نکات ناب ویراست جدید این اثر را در وبلاگ گروه تفسیر تنزیلی موسسه تمهید با آدرس ( hamgambavahy.blog.ir ) (وبلاگ حاضر)در اختیار شما قرار داده‎ایم، تا از مطالب جدید مرتبط با این جلد نیز محروم نمانید. شما می‎توانید با عضویت در کانال مجازی موسسه تمهید در نزم‎افزار ایتا (https://eitaa.com/mtamhid) ، از به روزرسانی مطالب بلاگ و نیز زمان چاپ ویراست جدید مطلع گردید، و اخبار و محتواهای تولیدی تفسیر تنزیلی را پی‎گیری نمایید.
 

علاقه مندان می توانند فایل جلد اول تفسیر را از اینجا دانلود نمایند.

استاد بهجت پور در آیه اول سوره توحید یعنی «قل هو الله احد» برخلاف سایر مفسرین، هو را ضمیر شأن ندانسته اند و با توجه به ارتباط سوره توحید با سوره کافرون، آن را اشاره به معبود مستفاده از آیات سوره کافرون می دانند.

با هم تفسیر آیه اول سوره توحید در ویراست جدید تفسیر همگام با وحی را می خوانیم:

خدای متعال در آغاز سوره، با تعبیر «قُل» حضرت محمد… را مأمور اعلام وحدت ذات و صفات خدای متعال می‎کند؛ همچنانکه در سوره‌ی کافرون با همین تعبیر «قُل»، ایشان را امر به اعلام موضع صریح توحیدی خویش کرد. آن حضرت در سوره‌ی کافرون از معبودی غیر از معبودهای معهودِ کافران نام برد، پس در این سوره به بیان صفات و ویژگی‎های آن معبود می‎پردازد و در اولین آیه، خدا را «اَحَد»، یعنی ذاتی که قبول کثرت و تعدد نمی‎کند، می‌خواند. گفته شده «هُوَ» ضمیر شأن است؛ یعنی مرجعِ ضمیر، کلمه‌ی «اَلله» است که پس از ضمیر قرار گرفته است. گفتنی است این‌گونه عبارات برای تثبیت و توجه‌دادن مخاطبان به مطلب است. ضمیر غایب «هُوَ» اشاره به غایب بودن خداوند از چشم‎ها و دور بودن از حواس دارد و رمز و اشاره‎ای به نهایتِ خفا و دوری ذات باری تعالی از دسترس افکارِ محدود مخلوقات می‎باشد. با توجه به ارتباط سوره‎ها می‎توان احتمال داد که «هُوَ» اشاره به معبود مستفاد از آیات سوره‌ی کافرون است: «لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ». «أحَد» وصفی که از «وحدت» گرفته شده است، مثل

فضیلت سوره توحید

در حدیثى از پیغمبر اکرم9 نقل شده است، که فرمود:

«أَ یعْجِزُ أَحَدُکُمْ‌ أَنْ‌ یَقْرَأَ ثُلُثَ‌ الْقُرْآنِ‌ فِی‌ لَیلِهِ فَلَمَّا رَأَى أَنَّهُ قَدْ شَقَّ عَلَیهِمْ قَالَ: مَنْ قَرَأَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ فِی لَیلِهِ فَقَدْ قَرَأَ فِی لَیلَتِئِذٍ ثُلُثَ الْقُرْآنِ‌ ؛[1]  آیا کسى از شما عاجز است از این‌که یک سوم قرآن را در یک شب بخواند؟! چون دید که این کار بر آنان دشوار است، فرمود: هر کس در شب سورۀ اخلاص را بخواند در آن شب یک سوم قرآن را خوانده است.»

در روایت دیگرى از امام صادق7 آمده است:

«أَنَّ النَّبِی9 صَلَّى‌ عَلَى‌ سَعْدِ بْنِ‌ مُعَاذٍ فَقَالَ: لَقَدْ وَافَى مِنَ الْمَلَائِکةِ سَبْعُونَ أَلْفاً وَ فِیهِمْ جَبْرَئِیلُ7 یصَلُّونَ عَلَیهِ فَقُلْتُ لَهُ: یا جَبْرَئِیلُ! بِمَا یسْتَحِقُّ صَلَاتَکمْ عَلَیهِ، فَقَالَ: بِقِرَاءَتِهِ‌ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ قَائِماً وَ قَاعِداً وَ رَاکباً وَ مَاشِیاً وَ ذَاهِباً وَ جَائِیاً؛[2] هنگامى که رسول خدا9 بر جنازۀ سعد بن معاذ نماز گزارد، فرمود: هفتاد هزار ملک که در میان آن‌ها جبرئیل نیز بود، بر جنازۀ او نماز گزاردند! من از جبرئیل پرسیدم: او به خاطر کدام عمل مستحق نماز گزاردن شما شد؟ گفت: به خاطر تلاوت "قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ" در حال نشسته و ایستاده، سواره و پیاده، و رفت و آمد.»

و در حدیث دیگرى از امام صادق7 مى‌خوانیم:

 از مجموعه آیات و سور گذشته معلوم می‎شود که قرآن در مطرح ساختن مسأله‌ی توحید، روش ویژه‎ای را تعقیب نموده است. این روش بر پایه نگاه قرآن به تربیت توحیدی استوار است. قرآن از خدا سخن نگفت، تنها برای اینکه مردم به معرفت الله برسند، بلکه از خدا سخن گفته تا مردم بر پایه معرفت، بندگی کنند و سراسر زندگی خود را متناسب با این اندیشه، سامان دهند: « صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ»؛ « رنگ (و نگار) خداوند را (بگزینید) و خوش‏رنگ (و نگار)تر از خداوند کیست؟ و ما پرستندگان اوییم.» (بقره 87/ 138) از این رو طرح مسأله معرفت در لابه لای آیات و مناسبت هایی که واکنش های بندگی باید بروز کند، مطرح می شود، و چنانکه در سیر نزول مشاهده کردید مباحث توحید ذات و صفات را متأخر از مباحث توحید افعالی و توحید عملی قرار داد تا مخاطبان رابطه خود با جهان غیب را از نقطه ای آغاز کنند که واکنش های رفتاری مثل تسلیم و تقوا و عبادت و خشیت و امثال آن را به دنبال داشته باشد. سپس چنان که مشاهده می کنید به تدریج و از سوره کافرون تاکنون تصویر ذات و صفات باری تعالی را روشن تر و شفاف تر می سازد و به دفع پیرایه های احتمالی در این باره می پردازد.

قرآن در آغازنزول و از سوره علق بر صفت های آفریدگاری و ربوبیت تکوینی توجه می دهد و آن ها را پایه ارتباط مردم با جهان معنا و درک ربوبیت تشریعی قرار می دهد و اضطرار و فقر انسان را به پروردگار ثابت کرده، ایشان را به تسلیم شدن و ترک سرکشی در مقابل فرامین ربوبی فرا می خواند. ( ن. ک. به ترتیب : سوره های علق، قلم، مزمل، مدثر) پس از آن به بیان ارتباط صحیح و شایسته‌ی انسان با پروردگار ‎پرداخت، نظیر سوره‌ی حمد، و در گامی دیگر، نقش این رابطه را در پذیرش قرآن به عنوان کلام الهی که انسان را به استقامت شخصیت می رساند: (ر. ک. سوره تکویر نزول 7) و نقش همراهی

نمونه ای مناسب از رفع ابهامات عارضی در آیه 4 سوره فلق

و من شر النفاثات فی العقد

این آیه، بیان یکی دیگر از موانع گسترش دعوت اسلام و جریان سازی پیامبر 6 بر علیه کفر است. (بیان مقصود آیه)

 دلیل تکرار «من شرّ» در آیات، تأکید بر استعاذه  و امید اجابت است. 

«ال» در «النفاثات» برای جنس و از نظر مصداق، اشخاص متعددی را شامل می شود. 

«نَفَّاثَات‌» بیرون‌ریختن مقدار کمی از آب دهان در هنگام دمیدن می باشد. البته این واژه در معنای دمیدن معنوی که به معنی الهام و تلقین است، به‌ کار می‌رود. از رسول‌خدا …نقل شده است که درباره‌ی وحی فرمودند: «اَلَا وَ اِنَّ الرُّوحَ الْاَمِین نَفَثَ فِی رُوْعِی[1]؛ آگاه باشید که روح الأمین یعنی جبرئیل در قلب من دمید» که مراد دمیدن معنوی است.  «عُقَد» گره‌ها. این کلمه از «عَقْد» به معنی بستن و گره‎زدن گرفته شده است.

در مصداق «نفاثات فی العقد» به معنی دمندگان در گره‎ها، میان مفسران گفتگو شده است و برخی [2] توهم کرده‌اند که مراد آیه، پناه‌بردن پیامبر… به پروردگار از شر زنان ساحر  یهودی است که در آن روزگار زیاد بوده‌اند. این برداشت در صورتی است که اثبات شود ساحران یهودی تنها از جنس زنان بوده اند؛ در غیر این صورت در جمعیت مرکب از زنان و مردان از ضمائر مذکر استفاده می شود. با عنایت به این مطلب ، تلاش برخی برای آنکه این تعبیر را با افسانه جاهلی سحر شدن پیامبر 6 از سوی لبید بن اعصم ساحر هماهنگ کنند، هم دستی زنان ساحر را با لبید ادعا کرده اند ، همچنین اظهار داشته اند: زنان ساحر در عمل سحر مردان ساحر را همراهی می کردند ، ادعایی نادرست است. این برداشت ها در صورتی است که موضوع تأثیر پذیر را شخص پیامبر اکرم6 قلمداد کنیم، حال آنکه چنین ظهوری درآیه نیست. بر فرض صحت وجود چنین احتمالی،

شأن نزول سوره  فلق و ناس و نقد آن در ویراست جدید جلد اول تفسیر همگام با وحی:

جمهور مفسران اهل سنت بر اساس روایاتی از عایشه و ابن عباس-با اختلاف در متن روایات-، نزول این سوره را مربوط به سحر پیامبر اکرم توسط لبید‌بن‌أعصم یهودی-یا دختران او و یا مردی از یهود- دانسته‌اند که آن را در چاه بنی‌زریق به نام «دروان»-و در برخی نقل ها «ذروان» یا «ذی أروان» - انداخته بود و موجب بیماری رسول خدا شد، تا این‎که در خواب، دو فرشته بر پیامبر6 حاضر شدند، یکی بالای سر و دیگری پیش پای حضرت نشستند و ایشان را از محل سحر باخبر ساختند. حضرت بیدار شدند و اصحاب خود- علی 7، زبیر و عمار- را در پی آن فرستادند. آن‌ها طبق خبری که فرشته‌ها دادند، آب چاه را کشیدند، سنگ ته چاه را بلند کرده و بسته‌ای از زیر آن بیرون آوردند که درون آن شانه سری بود که در دو دانه از دندانه‌های آن شانه، یازده گره بود که با سوزن دوخته شده بود؛ پس این دو سوره نازل شد و هر آیه‎ای که قرائت می‌شد، یکی از این گره‌ها باز می‌شد و پیامبر اکرم6 در خود احساس سبکی و عافیت می‌کردند و چون سوره‌ها به اتمام رسید، همه گره‌ها باز شد و پیامبر6 سلامتی کامل خود را به دست آوردند، سپس جبرئیل خطاب به پیامبر6 فرمود: به نام خدا تو را از شر هر چیزی که آزارت دهد، همچون حسد و چشم‌زخم، حفظ می‌کنیم و خدا تو را شفا بخشد.[1] هرچند برخی از این مفسران توجیهاتی برای امکان چنین سحری در پیامبر آورده‌‌اند[2]؛ اما برخی مفسران شیعه این نوع روایات را مردود و باطل دانسته‌اند و گفته‌اند شاید تنها بتوان چنین توجیه کرد که

30. سورۀ قارعه

شناسة سوره

سوره به مناسبت کلمۀ "قارعه" در آیة اول سوره، به این نام خوانده شده است و به اتفاق همۀ دانشمندان تفسیر و علوم قرآنی در مکه نازل‌شده است.

سورۀ قارعه در تمام جداول ترتیب نزول در ردیف سی‌ام، پس از قریش و پیش از قیامت قرارگرفته است.

این سوره در ترتیب مصحف رسمی در جزء سی‌ام قرآن، ردیف صد و یکم، بعد از سورة عادیات و قبل از سورة تکاثر قرارگرفته و یازده آیه دارد.

مقصود سوره

ترغیب مردم به انجام هر چه بیش‌تر اعمال شایسته در دنیا و هشدار کوتاهی در این زمینه.

محتوای سوره

محتوای این سوره، انذار و اعلام خطر دربارۀ دهشت عظیم قیامت و تقسیم مردم به دو گروه سعادتمند و شقاوت پیشه است. سوره با تکرار یکی از نام‌های سهمگین قیامت، یعنی کوبندگی، و بیان عظمت آن و تحولات ایجاد شده در هنگام وقوع قیامت آغاز می‌شود و ضمن بیان تقسیماتی که افراد اجتماع خواهند داشت، آنان را بر اساس سنگینی یا سبکی ترازوها به دو گروه اهل بهشت و اهل جهنم تقسیم می‌کند: کسانی که

29. سورۀ قریش

شناسة سوره

این سوره به مناسبت کلمات آغاز سوره، "لایلاف القریش"، "القریش"، و "لایلاف" نامیده شده است.

سورۀ قریش به اتفاق اکثر دانشمندان تفسیر و علوم قرآنی مکی و بیست و نهمین سورۀ نازل شده پس از تین و پیش از قارعه بر پیامبر9 است. تمام جدول‌های ترتیب نزول این مطلب را تأیید می‌کنند.

سورۀ ایلاف در ترتیب مصحف رسمی با چهار آیه در جزء سی‌ام قرآن، ردیف صد و ششم، بعد از سورۀ فیل و قبل از سورة ماعون قرار دارد.

مقصود سوره

ترغیب اهالی مکه و مردم قریش به بندگی پروردگار.

محتوای سوره

سوره با بیان نعمت­های ویژۀ خدا به قریش شروع می‌شود؛ نعمت­هایی که انتظار بندگی آن‌ها از خدای متعال را بیشتر می­کند و با امر به بندگی پروردگار کعبه، که سبب رونق اقتصادی و امنیت مکیان شده، به پایان می‌رسد.

ارتباط سوره

سورة تین ضرورت ایمان و عمل صالح را مردم به‌طور کلی بیان، و با بیان نقش ایمان و بندگی خدا در حفظ جایگاه والای انسان، عموم مردم را به تدین و تعبّد ترغیب کرد. در این سوره بر ضرورت

27. سورۀ بروج

شناسة سوره

این سوره به مناسبت کلمات به کار رفته در آیۀ اول، "بروج" و "السماء ذات البروج" نامیده شده و به اتفاق همۀ دانشمندان تفسیر و علوم قرآنی مکی است.

جداول ترتیب نزول این سوره را در ردیف بیست و هفتم، پس از سورة شمس و پیش از سورۀ تین، قرار داده‌اند.

سورۀ بروج در ترتیب مصحف رسمی در جزء سی ام قرآن، ردیف هشتاد و پنجم، بعد از سورۀ انشقاق و قبل از سورۀ طارق قرارگرفته است و 22 آیه دارد.

مقصود سوره

تقویت قلب پیامبر9 و مؤمنان و اطمینان خاطر به آن‌ها در برخورد شدید با کسانی که موجب شوند مؤمنان به بلا و عذاب دچار شوند و قرآن با عظمتی را که خبر از عذاب اقوام گذشته می­دهد، تکذیب کنند.

محتوای سوره

سوره به دو بخش تقسیم می­شود:

1. آیات 1- 11: سرانجام بد شکنجه­گران و فرجام نیک مؤمنان

این بخش با سوگند به آسمان دارای برج­ها که نشانۀ عظمت و قدرت حق است، و شهادت او بر پدیده­ها و روز موعود و باهیبت رستاخیز، آغاز می­شود و با یادآوری داستان "اصحاب اخدود" و شکنجه‌هایی که بر مؤمنان روا داشتند، و علت و انگیزه‌های

24. سورۀ عبس

شناسة سوره

نام مشهور این سوره "عبس"، از آیة اول گرفته شده است. سوره با نام‌هایی هم‌چون "السفره" به مناسبت آیۀ پانزدهم، "الصاخه" به مناسبت آیه 33، "الاعمی" به مناسبت آیۀ دو، و "ابن امّ مکتوم" به مناسبت شخصی که سبب نزول آیات ابتدایی سوره شد، نام­گذاری شده است. سورة عبس به اتفاق تمام دانشمندان تفسیر و علوم قرآنی مکی است.

تمام جداول مسند و ترکیبیِ ترتیب نزول، سورة عبس را در ردیف بیست ‌و‌ چهارم پس از سورۀ نجم و پیش از سورة قدر دانسته­اند.

این سوره در ترتیب مصحف رسمی در جزء سی‌ام قرآن، ردیف هشتادم، بعد از سورۀ نازعات و قبل از سورة تکویر قرارگرفته است و 42 آیه دارد.

مقصود سوره

توجیه پیامبر9 دربارۀ کیفیت برقراری موازنۀ میان مجموعه مصالح دعوت دینی و ترجیح جانب اهل خشیت بر کسانی که احساس غرور و بی­نیازی، آن‌ها را به مقاومت در برابر دعوت دینی کشانده است و درمان این گروه مغرور.

محتوای سوره

سوره به دو بخش تقسیم می­شود:

1. آیات 1- 16: ضرورتِ اولویت رسیدگی دینی به اهل خشیت در مقابل اهل استغنا

این مضمون در دو قسمت تبیین می­شود:

الف) در این آیات، به دو گروه استقبال کننده از دین و کسانی که احساس بی­نیازی از آن می­کنند، اشاره

20. سورۀ فلق

شناسة سوره

این سوره به مناسبت کلمات آیة اول "فلق" و "قل أعوذ برب الفلق" نامیده شده است. مکی یا مدنی بودن سوره اختلافات زیادی میان صاحب نظران قرآنی پدید آورده است. با عنایت به محتویات سوره و هماهنگی آن با سیاقی که در بحث «ارتباط سوره» خواهد آمد، مکی بودن سوره قوی‌تر است.

براساس جداول، در هفت روایت ازروایات دهگانۀ مسند و تمام جداول ترکیبی، این سوره در رتبۀ بیستم مکی پس از سورۀ فیل و پیش از سورۀ ناس قرارگرفته است؛ اما در جدول‌های تاریخ یعقوبی و المقدمتان به نقل از ابوصالح از ابن‌عباس، از این سوره و ترتیب آن نامی برده نشده است. در جدول موجود در فهرست ابن‌ندیم، این سوره پس از سورة اخلاص و قبل از سورۀ ناس قرار دارد.

جابه­جایی یاد شده در ترتیب مباحث تفاوت زیادی به وجود نمی­آورد؛ زیرا پیامبر9 می‌توانست پس از ابراز برائت از معبود و آیین کافران، به معرفی پروردگار متعال و زدودن پیرایه­ها از او پرداخته باشد، و مناسب بود که پس از برائت ابتدا از نگرانی­هایی که این موضع برای وی پدید می‌آورد، با سه سورۀ فیل، فلق و ناس خارج شود و سپس به رفع پیرایه­ها از پروردگار پرداخته باشد. البته به دلیل تناسب و پیوستگی مطالب سورۀ نجم با سورۀ اخلاص، نزول سورة اخلاص پس از سورۀ ناس مناسب­تر است.

سورۀ فلق با پنج آیه در ترتیب مصحف رسمی در جزء سی ام قرآن، ردیف صد و سیزدهم بعد از سورة اخلاص و قبل از سورۀ ناس قرار دارد.

مقصود سوره

آموزش نحوۀ تعویذ و پناه‌بردن به پروردگار به منظور رفع خطرهای اجتماعیِ متوجه پیامبر9.

محتوای سوره

سوره، شامل فرمان‌هایی به پیامبر9، در کیفیت پناه بردن به پروردگار سپیده، از چند گروه است که به ترتیب عبارتند از: مخلوقات، تاریکی فراگیر، دمندگان در گره‌ها وحسودورزی حسودان.

ارتباط سوره

طلوع اندیشۀ توحیدی در میان جمعی که شرک، خوی و مرام آنان بود و اعلام برائت رسمی از معبودان، دین و آیینشان و جداکردن صریح و رسمی خود از صف مشرکان تهدید اجتماعی گسترده‌ای را متوجه پیامبر اکرم9 می‌کرد: انتظار شرُوری که

این سوره با نام‌هایی چون «کَوْثَر»، «إِنَّا اَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَر»، و «سُورَةُ النَّحْر» نام‌گذاری شده است. دو نام اول برگرفته از آیة اول سوره و اسم سوم به مناسبت لفظ «وَ انحر» در آیه‎ی دوم است.

مشهور بین علما تفسیر و علوم قرآن، مکی بودن این سوره است، ولى در احتمالی ضعیعف مدنى بودن آن ادعا شده است. این احتمال از سوی خفاجی نیز داده ‌شده است که این سوره یک بار در مکه و بار دیگر در مدینه نازل شده باشد،[1] ریشه این ادعاها برگرفته از روایتی منقول از انس بن مالک است که پیامبر اکرم6 در مدینه بعد از چرتی که بر ایشان عارض شد، با شادابی از این حالت خارج شده و فرمودند: درباره‎ی من سوره‎ای نازل شد و شروع به تلاوت سوره کوثر کردند[2]. این روایت در حالی است که  با روایات بسیار زیاد درباره‎ی مکی بودن سوره معارض است، و فضای سوره و توهین و آزارهای قوم پیامبر6 و درگیری‎هایی که محتوای سوره به آن اشاره دارد، کاملا مکی بودن سوره را تأیید می‎کند. افزون آن‎که

این سوره به مناسبت آیه‎ی اول آن، "العادیات" یا "والعادیات" نامیده شده است. هرچند تمام جداول ترتیب نزول، سورة عادیات را مکی می‌دانند؛ برخی از مفسران، با توجه به روایاتی که در تطبیق سوگندهای ابتدای سوره بر مجاهدت علی7 وجود دارد، در مکی بودن سوره تشکیک، و به مناسبت این ماجرا، سوره را مدنی دانستهاند[1]؛ لکن به نظر می­رسد با در نظر گرفتن تمام آیات سوره، مکی بودن آن قوی‌تر است.[2] تأکید می­شود محتمل است روایات شأن نزول، مربوط به یکی از تطبیقات آیات ابتدایی سوره باشد، نه تنزیل آن­ها.

این سوره در روایات گردآوری شده در جداول مقدمه این تفسیر ( همگام یا وحی)، چهاردهمین سوره­ای است که بر پیامبر اکرم9 نازل‌شده است. تنها یک مورد اختلاف، در روایت زهری با دیگر روایات جداول مسند و ترکیبی، وجود دارد. زهری سوره عادیات را پیش از سوره عصرگزارش کرده است. دربارة جابه‌جایی رتبه‎ی سوره‎ی عصر و عادیات در مقدمه‎ی سوره‎ی عصر توضیح کافی داده شد.

 سورة عادیات در ترتیب مصحف رسمی در جزء سی‌ام قرآن، ردیف صدم، بعد از سوره‎ی زلزال و قبل از سوره‎ی قارعه واقع است و یازده آیه دارد.

مقصود سوره

اجتناب دادن مردم از ناسپاسی پروردگار به‎رغم نیازی که به تداوم عنایات پروردگار در دنیا و نجات از شقاوت اخروی دارند.

محتوای سوره

سوره مشتمل بر یک بخش محتوایی است که با سوگند آغاز می‌شود و به ناسپاسی انسان در برابر پروردگارش اشاره می‌کند، سپس

مفسرین و علمای علوم قرآن برای این سوره فقط نام "الفجر" را ذکر کرده‌اند. دلیل این نام اولین آیة سوره است. سورة فجر به اتفاق دانشمندان علوم قرآن، مکی است. این سوره در تمام جدول‌های ترکیبی و روایات مسند دهگانه و قریب به اتفاق روایات غیر مسند، در ردیف دهم، قبل از سورة ضحی و پس از سورة لیل قرار دارد، به جز روایت ابن ندیم که سورة فجر را پس از سورة عصر و قبل از ضحی قرار داده است.

 طبق روایات متعدد ترتیب نزول، ، خدای  متعال در سورة لیل شقاوت‌پیشگان را به گرفتاری در آتش هشدار داد و خویشتن‌داران را، نجات یافتگان دانست. در آن­جا فرمود که افرادی که تکذیب نیکی ها می کنند و از آن روگردانند، در شیبی قرار می گیرند که به سرعت به سمت سختی ها می رود. در سوره فجر از اقوامی چون عاد، ثمود، فرعونیان یاد می کند که در تکذیب نیکی ها، سرکشی و روگردانی کارشان به سختی عذاب و تنبیه در دنیا ختم شد. نیز در سوره لیل، اهل بخل را کسانی شمرد که اهل آتش اند و متقیان را اهل بخشش و انفاق شمرد که گروهی در صدد جلب رضایت پر.وردگارند، در سورة فجر از تحققِ بخشی از سختی هایی که متوجه اهل بخل است، پرده بر می دارد وسخت شدن معیشت آنها را محصول رفتار نادرست مالی آنها می شمرد؛ کسانی که نه تنها خود بخیل اند، حتی به زبان بر سیر کردن شکم های گرسنه ترغیب نمی کنند، ثروتشان را با چپاول ارث نزدیکان خود و حرص بر جمع مال به دست می آورده‌اند. سپس سخت‌ترین عذاب‌ها و بسته شدگی بدنهایشان را در رستاخیز یادآور می شود. هم‌چنان که نفس‌های مطمئنه را اهل بهشت و رضوان قطعی الهی می شمرد؛ رضوانی که در سورة لیل وعده آن را داده بود.: )إِلا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَی * وَلَسَوْفَ یَرْضَی(. بنا بر این سوره فجر مصداقی از تحقق نقش پروردگار بر تسهیل آسانی و تسهیل عسر به انسان ها می باشد. آسانی و سختی‎هایی که موجباتش را اعمال خود انسان ها فراهم کرده است.

بنابر نقل ابن­ندیم نظامی سازوار بین دو سوره وجود ندارد. خدای متعال در سورة عصر مردم را گرفتار زیان شمرد و راه برون‌رفت از این زیان را ایمان و عمل صالح و توصیه بر حق و شکیبایی شمرد. سپس در سورة فجر به دلداری پیامبر اکرم9 می‌پردازد و صاحبان ثروت را به عذاب آخرت تهدید می‌کند. به هر حال نظر صحیح و قابل اعتماد، آن چیزی است که در عموم روایات ذکر شده است.

سورة فجر در ترتیب مصحف در جزء سی‌ام قرآن، ردیف هشتاد و نهم پس از سورة غاشیه و پیش از سورة بلد قرار گرفته و دارای سی آیه است.

مقصود سوره

بیان نقش مقتدرانه‎ی پروردگار متعال در گرفتار کردن سرکشان صاحبان قدرت و ثروت در سختی ها؛ سختی‎هایی که بخشی در دنیا، و بخشی در آخرت متوجه انسان می‎شوند؛ چنانکه صاحبان نفوسی که به فضل پروردگار شکوفا شده و به اطمینان رسیده اند، را به