همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

رویکرد تفسیر تنزیلی:
* ارائه تصویری کلی از مهندسی عمیق و دقیق تحول قرآنی از دریچه ی آشنایی با روش حاکم در قرآن؛
* اشاره به توزیع عالمانه و هنرمندانه ی مفاهیم و ارزش های دینی در سراسر آیات قرآن؛
* پرده برداری از ترکیب حکیمانه محتوا و ساختار آیات و سور در جریان نزول تدریجی قرآن؛
* تبیین روشمند نزول کلام وحی در راستای تغییر فرهنگ جاهلی به فرهنگ الاهی؛
* بیان پیوستگی منطقی مفاهیم و معانی قرآنی؛
طبقه بندی موضوعی

۱۵ مطلب با موضوع «تفسیر تنزیلی (مباحث کلی) :: فواید تفسیر تنزیلی» ثبت شده است

در ذیل متن مصاحبه گروه حوزه های علمیه ایکنا با جناب آقای حاصلی ایرانشاهی از پژوهشگران موسسه تمهید و از شاگردان استاد بهجت پور را پیرامون کارکردها و فواید تفسیر تنزیلی می خوانیم. یادآور می شویم که جناب آقای حاصلی تز دکتریشان در دانشگاه، کاری ترتیب نزولی است.
گروه حوزه‌های علمیه ــ دانشجوی دکتری دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم با تشریح برخی کارکردها و فواید تفسیر تنزیلی تصریح کرد: هنگامی که با دغدغه کشف نگاه تحولی در پای درس درس قرآن کریم می‎نشینیم، تنها فهم قرآن به ترتیب نزول است که می‎تواند به این دغدغه پاسخ دهد.  

تفسیر تنزیلی؛ مناسب‌ترین روش برای تحول دینی در جامعهرحیم حاصلی ایرانشاهی، دانشجوی دکتری دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، در گفت‌وگو با ایکنا، در پاسخ به برخی انتقادات از کارکردها و فواید تفسیر تنزیلی، اظهار کرد: برخلاف دیدگاه برخی افراد مبنی بر اینکه «نکاتی که از روش تفسیر به ترتیب نزول قابل استفاده است، چیزی خارج از نکات قابل استفاده در روش تفسیر ترتیبی نیست»، باید بگوییم که حقیقت این است که این دیدگاه با نتایجی که از تفسیر تنزیلی با نگاه تفسیر همگام با وحی می‎بینیم، تأیید نمی‌شود‎؛ زیرا هنگامی که با دغدغه کشف نگاه تحولی در پای درس قرآن کریم می‎نشینیم، تنها فهم قرآن به ترتیب نزول است که می‎تواند به این دغدغه پاسخ دهد.

وی افزود: تفسیر تنزیلی با نشان دادن فرایند تحول جامعه مخاطب عصر نزول، به عنوان جامعه مدل و الگوی تحول، روش تحول دینی را به ما آموزش و نشان می‌دهد که چگونه نبی مکرم اسلام(ص) بر طبق آیه اول سوره ابراهیم مأمور خروج مردم از ظلمات به سمت نور به وسیله این کتاب شد، چگونه با آموزش تربیت‌مدار تدریجی روشمند قرآن، توانست جامعه‎ای بسازد که در سوره فتح (112 نزول) در آیه آخر از آنان چنین یاد شده است که «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سِیماهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ؛ محمّد(ص) فرستاده خداست و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود مى‏بینى در حالى که همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏طلبند نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است»(الفتح/29).

حاصلی ایرانشاهی اضافه کرد: این در حالی است که تفسیر ترتیبی مصحفی، چنین قابلیتی ندارد. قرآن کریم چه به صورت توقیفی تدوین یافته باشد و چه ترتیب آن به اجتهاد صحابه باشد، تأثیری بر کشف این روش ندارد؛ چرا که به طور قطع به تدریج و در طی 23 سال بعثت نبی مکرم اسلام(ص) نازل شده است.

نمونه‌ای از تحول دینی با تفسیر تنزیلی

این محقق با ذکر نمونه‌ای از کشف روش تحول دینی با توجه به سیر نزول قرآن کریم  با بیان اینکه این سیر پس از بررسی و تفسیر دقیق سوره‌های قرآن در سیر نزول با نگاهی که تفسیر همگام با وحی ارائه می‎دهد، حاصل می‎شود، تصریح کرد: خدای متعال، در طی مدت بیست و سه ساله نزول قرآن کریم، تجویزهای متعددی را نسبت به جامعه مخاطب داشته است تا به این وسیله تحول مورد نظر خود را در جامعه مخاطب ایجاد کند. این تجویزها، در سوره‌های مختلف پراکنده‎اند؛ اما نگاهی که حاصل تفسیر همگام با وحی استاد بهجت‌پور است، تسلسل این تجویزها و ارتباط هر کدام با دیگری را به خوبی برای مخاطب روشن می‎کند و این کار بزرگی است که تاکنون توسط هیچ مفسری انجام نشده است. با این روش، استنطاق از قرآن کریم وارد عرصه دیگری می‎شود و بخشی از سخن قرآن برای دغدغه‎مندان تحول، شنیده می‎شود.

وی اظهار کرد: برای مثال بر اساس سیر نزول قرآن کریم، تا زمان نزول آیه مکی «فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ» (حجر/54) که مسلمانان به عنوان یک گروه دارای هویت خاص، در مقابل کفار قد علم می‎کنند و به عنوان یک گروه دارای هویت خاص، اعلام موجودیت می‎کنند، تعداد 54 سوره نازل شده است. در تفسیر تنزیلی با رویکرد تفسیر همگام با وحی، نشان داده می‎شود که بر اساس ظواهر آیات قرآن کریم، تا این زمان، چه اتفاقی افتاده و قرآن چه مسیری را برای مخاطبان خود تعیین فرموده که هم‌اکنون زمان اعلام موجودیت و جدایی صفوف مؤمنین از مشرکین رسیده است.

ارسالی// تفسیر تنزیلی؛ مناسب‌ترین روش برای تحول دینی در جامعه

حاصلی ایرانشاهی بیان کرد: با پی‎جویی این مسأله، می‎توانیم به یک روش الهی برای تحول در یک جامعه که دارای سطح معرفتی خاصی است، برسیم. با کشف این روش است که سیاست‌های تحولی قرآن همانند نسخ و انساء، معنا پیدا می‎کنند. حقیقت این است که با کشف این روش ما متوجه می‎شویم که در یک برنامه تحولی، از چه چیز باید شروع کرد، از چه چیز باید کوتاه آمد، از چه چیز نباید کوتاه آمد، چگونه باید با مخاطبان تحول برخورد نمود، و ثمرات دیگری که این بحث برای ما در مقام عمل به همراه دارد.

3 گروه مخاطب جامعه نزول

این پژوهشگر با مطالعات حقیر در سیر نزول جامعه مخاطب نزول، به سه دسته قابل تقسیم هستند، افزود:

به نام خدا

یکی از مواردی که استاد ایازی در نقد اخیرشان که توسط ایکنا منتشر شد، بحث مخاطب آیات بود. 

استاد بهجت پور درنقد ایشان در این بند، نکاتی را فرمودند که به در این لینک در ایکنا آمده است. 

در اینجا به جهت آنکه حرف استاد را در یک نمونه عینی و ملموس نشان دهیم، با استفاده از دروس قواعد تفسیر موصوعی تنزیلی استاد و نیز مباحثی که به زودی در کتاب ایشان منتشر می شود، نشان دهیم

نمونه ای عینی از طرح بحث معاد در ده سوره ابتدای نزول

این مثال می تواند به خوبی نشان دهد که قرآن چگونه در این سوره های کوچک اما پرمحتوا، دنیایی از روابط گوناگون و تخاطبهای گوناگون را شکل داده است. این موضوع یکی از قواعد خاص تفسیر تنزیلی موضوعی است که محققین باید به آن توجه تام داشته باشند.

با ما همراه باشید.

یکی از مباحثی که استاد بهجت پور در کلاس قواعد تفسیر تنزیلی موضوعی به دوستان آموزش دادند، تفکیک مراد ها با توجه مخاطبین آیات مورد پژوهش می باشد. هر چند آیات مربوط به موضوعات در تفسیر تنزیلی موضوعی یکسان هستند اما این به معنای هم جهتی و یکسانی پیام آیات هر موضوع نیست.

قران به طور غالب موضوعات واحد را با رویکردهایی تربیتی میان سه دسته مخاطب توزیع می کند و به تناسب وضعیت هر کدام در باره موضوع مربوط سخن می گوید؛ ابعادی از موضوع را برای گروهی مطرح می کند که برای دیگران نیازی به تبیین و یا دستور ندارد و به عکس ابعادی مخصوص تنها یک گروه است و دیگران در ان دخالتی ندارند. به همین جهت مخاطبان قران متفاوتند گاه در یک موضوع ، پیامبر ص و در ابعادی از همان موضوع جاهلان و معارضان و در ابعاد دیگری از همان موضوع مؤمنان و اهل ولاء مخاطب می شوند.

در تفسیر موضوعی مرسوم که رویکرد آن غالبا آموزشی و معرفتی است، به کلیت موضوع بسنده می شود و شناخت مخاطبان را در فهم و تفسیر دخالت نمی دهند. بر عکس تفسیر تنزیلی موضوعی که به جهت حساسیت در امر تربیت و تحول، و لزوم دخالت روحیه ها در این مقوله بر مخاطبان حساسیت نشان داده می شود. در این سبک تفسیری موضوع را با توجه به هر یک از مخاطبان واکاوی می کنند و بنا را بر این گذاشته اند تا پیام تربیتی و تحولی را با امعان نظر در مخاطبان به قید فهم در آورند.

نمونه: باور به رستاخیر در سیر تنزیلی

باور به رستاخیز و مباحث تربیتی و تحولی بر پایه این باور از مهمترین و پر بسامد ترین آیات در قرآن مجید است. آیات رستاخیز گاه خطاب به عموم مردم است بلکه مخاطب خاصی ندارد، در مواردی مخاطب آیات پیامبر اکرم ص و در مواردی مؤمنان هستند. برخی آیات با معاندان و یا در باره آنها نازل شده اند. هر کدام لحن­شان متفاوت با دیگری است؛ مفسر در سیر نزولی باید به این مخاطبان توجه کند، در اینجا جدولی از آیات  معاد را در ابتدای 10 سوره ابتدایی نزول ترسیم می کنیم سپس به بیان ثمرات و نتائج توجه به تفاوت محاطبان در تفسیر تنزیلی می پردازیم:

ادامه مطلب را دنبال نمایید.

گروه حوزه‌های علمیه ــ حجت‌الاسلام عبدالکریم بهجت‌پور، نویسنده تفسیر تنزیلی «همگام با وحی»، به سخنان حجت‌الاسلام محمدعلی ایازی مبنی بر لرزان بودن پایه «تفسیر تنزیلی» واکنش نشان داد و به انتقادها درباره روش و دستاورد تفسیر تنزیلی پاسخ گفت.

واکنش نویسنده تفسیر تنزیلی«همگام با وحی» به سخنان استاد ایازیحجت‌الاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجت‌پور، نویسنده تفسیر تنزیلی «همگام با وحی» و مدیر حوزه علمیه خواهران، در گفت‌وگو با ایکنا گفت: سخنان فاضل ارجمند جناب آقای ایازی را در نقد تفسیر تنزیلی که در ایکنا منتشر شد دیدم. به همین مناسبت لازم است ضمن تشکر و قدردانی از ابراز نظر ایشان، سه نکته را به عرض رسانم.

وی افزود: نکته اول در مورد مخاطب قرآن که به فرموده برادر ارجمند، «مخاطب قرآن انسان است نه مؤمن و نه مخاطب زمان نزول»؛ در نقد این نکته باید گفت: در این که خداوند برای هدایت انسان با او سخن می‌گوید، تردیدی نیست؛ «هُدًى لِلنَّاسِ»، اما این واقعیت بدان معنا نیست که مخاطب قرآن را به طور کلی انسان به شرط «لا» فرض کنیم، در حالی که آنچه در قرآن مشاهده می‌شود، خطاب انسان بشرط «شیء» است.

این قرآن‌پژوه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ  اندیشه اسلامی تصریح کرد: در حقیقت نادیده گرفتن شرایط انسان مخاطب قرآن، به معنای ساده‌سازی تفسیر قرآن و گذر از بسیاری جزئیات موجود در آیات قرآن است. قرآن همیشه با انسان، بسیط و ابتدایی سخن نگفته، بلکه گاه برای هدایت انسانی که مراحلی از هدایت را گذرانده و مثلاً با ایمان و پرهیزگار شده سخن می‌گوید: «هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ»، «هُدًى لِلْمُتَّقِینَ». حتی خود پیامبر(ص) با همه کمالات، در هر مرحله‌ای از انجام وظیفه، سخنی متناسب با این همان مرحله را دریافت کرده است: «وَ لا یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناکَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِیراً». 

مخاطب قرآن در همه موارد انسان‌ها نیستند

نویسنده تفسیر تنزیلی «همگام با وحی» ادامه داد: از جهت دیگر قرآن در عین حالی که با انسان با مراتب مختلف سخن می‌گوید، با انسان با شرایط محیطی مختلف و موقعیت‌های مختلف نیز سخن گفته است. مثلاً انسانی که در مکه است، فرد یهودی که در مدینه است، منافقی که در مدینه موضع خاصی می‌گیرد و ... مدنظر قرآن بوده است. با توجه به شرایط محیطی، هدایت‌های قرآن را به مخاطب منتقل می‌کنیم. از همین جاست که سرّ پدیده مهم جری و تطبیق قرآن مطرح می‌شود.

بهجت‌پور اظهار کرد: اصطلاح مهم جری و تطبیق به معنای خروج آیه از شرایط محیطی تنزیلی و تطبیق پیام فطری آن بر شرایط محیطی جدید، با ویژگی‌های جدید است. پدیده جری و تطبیق، یکی از فواید مهم رویکرد تنزیلی در تفسیر قرآن را روشن می‌کند، چراکه با ترسیم شرایط محیطی نزولی، زمینه برای جدا کردن پیام آیه از آن شرایط و تطبیق بر شرایطی مشابه، فراهم می‌شود.

وی در نتیجه‌گیری از بخش نخست سخنانش تصریح کرد: خلاصه نکته اول آنکه، مخاطب قرآن، همیشه انسان بما هو انسان نیست. نکته دوم بنده در اشکالی است که جناب استاد ایازی بر مبنای تفسیر تنزیلی مطرح کرده و آن را متزلزل خوانده‌اند؛ ظاهراً برادر عزیزم آشنایی با مبانی حقیر در تفسیر تنزیلی ندارند؛ اینجانب در کتاب «تفسیر تنزیلی، مبانی، اصول، قواعد و فواید» که در سال ۹۲ منتشر شده به این سؤالات پاسخ داده‌ام.

مسئله در تفسیر تنزیلی سیر مراحل تحول است

وی افزود: به اختصار اشاره می‌شود که اصلاً اعتقادی به تاریخ‌گذاری به معنای ثبت تاریخ نزول سوره‌ها ندارم، چه به شکل استفاده از روایت، چه از متن، و چه نظام ریاضی. بلکه در تفسیر تنزیلی تنها باید به دنبال سیر تحول محتوای مطرح شده در قرآن باشیم، چون نظام تغییر و تحول در قرآن بر اساس تغییر احوال است: «انَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم». اما اینکه این تغییرات در سال اول بعثت رخ داده یا سال دوم یا سوم، آن گونه که در تحقیقات مستشرقان مشاهده می‌کنیم، اهمیت ویژه‌ای ندارد. مسئله بنده تاریخ و تاریخ‌گذاری نیست، مسئله در تفسیر تنزیلی، سیر مراحل تحول است.

نویسنده تفسیر «همگام با وحی» بیان کرد: روش اینجانب در کشف ترتیب نزول بدین قرار بوده که

ثمرات و فواید تفسیر تنزیلی موضوعی // موضوعات مقاله و پایان نامه
تفسیر تنزیلی موضوعی نتائج ارشمندی در فهم مرادهای خدای متعال دارد. دست یابی به این نتائج توجیه کننده تولید سبک جدیدی از تفسیر تنزیلی است. در ذیل لیستی از این ثمرات را که باید بسط و توضیح داده شود و در تفسیر همگام باوحی و نیز تفاسیر موضوعی تنزیلی موجود همچون روش فرهنگ سازی پوشش اسلامی، روش نهادینه سازی پاکدامنی در قرآن، اهداف نزول قرآن و برخی پایان نامه های تولیدی نمونه‎یابی گردند.

موضوعاتی همچون:

1. کشف روش های تحول مردم در باب هر یک از عناصر فرهنگی
2. تشخیص ویژگی هاو مسائل میان جریانات موافق و مخالف درفرایند فرهنگ سازی عناصر قرانی
3. تشخیص عناصر مقدم و اثر گذارمستقیم بر عنصر فرهنگی مورد پژوهش
4. شناخت عناصر اثر گذار غیر مستقیم بر عناصر فرهنگی مورد پژوهش
5. شناخت شرائط و ظرفیت های محیطی لازم برای

شأن نزول سوره  فلق و ناس و نقد آن در ویراست جدید جلد اول تفسیر همگام با وحی:

جمهور مفسران اهل سنت بر اساس روایاتی از عایشه و ابن عباس-با اختلاف در متن روایات-، نزول این سوره را مربوط به سحر پیامبر اکرم توسط لبید‌بن‌أعصم یهودی-یا دختران او و یا مردی از یهود- دانسته‌اند که آن را در چاه بنی‌زریق به نام «دروان»-و در برخی نقل ها «ذروان» یا «ذی أروان» - انداخته بود و موجب بیماری رسول خدا شد، تا این‎که در خواب، دو فرشته بر پیامبر6 حاضر شدند، یکی بالای سر و دیگری پیش پای حضرت نشستند و ایشان را از محل سحر باخبر ساختند. حضرت بیدار شدند و اصحاب خود- علی 7، زبیر و عمار- را در پی آن فرستادند. آن‌ها طبق خبری که فرشته‌ها دادند، آب چاه را کشیدند، سنگ ته چاه را بلند کرده و بسته‌ای از زیر آن بیرون آوردند که درون آن شانه سری بود که در دو دانه از دندانه‌های آن شانه، یازده گره بود که با سوزن دوخته شده بود؛ پس این دو سوره نازل شد و هر آیه‎ای که قرائت می‌شد، یکی از این گره‌ها باز می‌شد و پیامبر اکرم6 در خود احساس سبکی و عافیت می‌کردند و چون سوره‌ها به اتمام رسید، همه گره‌ها باز شد و پیامبر6 سلامتی کامل خود را به دست آوردند، سپس جبرئیل خطاب به پیامبر6 فرمود: به نام خدا تو را از شر هر چیزی که آزارت دهد، همچون حسد و چشم‌زخم، حفظ می‌کنیم و خدا تو را شفا بخشد.[1] هرچند برخی از این مفسران توجیهاتی برای امکان چنین سحری در پیامبر آورده‌‌اند[2]؛ اما برخی مفسران شیعه این نوع روایات را مردود و باطل دانسته‌اند و گفته‌اند شاید تنها بتوان چنین توجیه کرد که

برداشت استاد بهجت پور از واژه دین در آیه اول سوره ماعون در ویراست جدید جلد اول تفسیر همگام با وحی

ارایت الذی یکذب بالدین

 منظور از «اَلدِین»،  معارف و دستورات الهی درهمه امور از جمله جزاء است.  منظور آیات، بیان وخامت حال کسانی است که معارف و دستورات الهی را که  انبیا و کتاب های آسمانی مردم را به آنها دعوت کرده اند، انکار کنند و نه تنها در برابر آنها خاضع نباشند، بلکه آنها را درو غ بشمار آورند. برخی از روایاتی که مراد از دین را ولایت امیر مؤمنان دانسته‎اند، به این اعتبار است که ایشان یکی از تجلّیات دین و معارف و دستورات آن می‎باشند. «دِین» در لغت با این برداشت تناسب دارد. «دِین» (اسم مصدر)، به معنی طاعت و جزاء است که برای شریعت استعاره شده است[1]. آقای مصطفوی معتقدند: «ریشه این ماده خضوع و اطاعت در برابر برنامه یا مقررات معین است و معانی طاعت، تعبد، محکومیت و مقهوریت، تسلیم در برابر امر، حکم، قانون و جزاء، از معانی نزدیک آن است، و به همین اعتبار، این واژه به برخی مصادیق اصلی خود یعنی جزاء، حساب، دین، طاعت و... معنی می‌شود.»[2]

در بررسی آیات نازل شده تا کنون روشن می شود که دیدگاه آقای مصطفوی صحیح است؛ با این اضافه که قرینه استعمال «دِین» به معنای جزا هنگامی است که دین  مضاف الیه واژه «یَوْم» باشد: (ر. ک. سوره های مدثر 4/ 46،  حمد 5/ 4) شاید به این بیان که رستاخیز، روز حاکمیت مطلق دستورات الهی و اجرای موبه موی آنها درباره‎ی اشخاص و گروه‎هاست،  ولی در همین دوره نزول (ر. ک. ماعون 15/ 1) بلکه در تمام آیات قرآن، جز موارد محدود، هر زمانی واژه « ِدین» بدون آنکه مضاف الیه «یَوم» باشد، به کار رفته است، به همان معنای خضوع در برابر معارف و دستورات الهی بوده که شامل خضوع در مقابل جزا و پاداش الهی است. به همین روی

 کشف گام‌های تغییر و تحول دینی تنها از راه تفسیر تنزیلی میسر است.

قبلا در مطلبی 14 گام تحول که در 24  سوره ابتدای نزول بود را خدمتتان معرفی کردم. برخی دوستان پیام دادند که توضیح بیشتری نسبت به این گام ها ارائه کنم.

در این مطلب که برگرفته از مقدمه تفسیر همگام با وحی استاد بهجت پور است، توضیحات تکمیلی داده شده است.

برای دستیابی به مطلب گذشته اینجا کلیک کنید.

در تحول همه‌جانبه‌ی دینی فرد و جامعه، برخی از موضوعات نقشی اساسی دارند که بنای بلند اصلاح و تربیت دینی را بر پا می‌دارند. این موضوعات گام‌های بلندی هستند که به‌تدریج در گفتمان قرآنی وارد شده و با تکمیل و تثبیت آن‌ها، فرد و جامعه، گامی به کمال و سعادت خود نزدیک می‌شوند. برخی از این موضوعات مقدمه‌ی دیگر موضوعات‌اند و جای‎گیرشدن گام‌های دیگر مرهون تثبیت آن‌هاست.

این موضوعات در بنای تحول دینی همچون مصالح ساختمان‌اند که هر یک از آن‌ها در بر پا شدن ساختمان نقش ویژه‌ای دارند. در همان حال

پایه‌ی مطالعات روش‎شناسانه‌ی تحول بر اساس قرآن، مرتبط با نزول تدریجی قرآن است.

این نکته در مقدمه تفسیر همگام با وحی جلد اول آمده است. امید که مفید شما واقع شود.

3 – 1. تنزیل قرآن و شناخت روش

برای شناخت روش تحول‎آفرین قرآن، نشستن در پای درس سوره‌سوره و آیه‌آیه‌ی قرآن ضروری است. از جمله وظایف سترگ محققان اسلام‎شناس این است که در مطالعه‌ی قرآن هم نگاه مضمون شناسانه داشته باشند و هم نگاه روش‎شناسانه. این‌که چرا سوره‎ای با قسم شروع می‎شود و در کجا بر قسم تأکید می‎شود و این‌که چگونه و از چه طریقی با مخاطبان مشرک یا اهل کتاب سخن می‎گوید و در هنگام مجادله با آنان بر چه مواردی تأکید می‎کند و شیوه‌ی طرح مباحث و آغاز و انجام آن‌ها کدام است، چرا در جایی خطابی عمومی به پیامبر می‎کند، چرا بیان اطلاعات خاص را تنها به فرصت‎هایی ویژه واگذار می‎کند، چرا گاه به اجمال و زمانی به تفصیل سخن می‎گوید، چرا تفصیلات قرآن حتی پیرامون یک موضوع پراکنده است، چرا سرگذشت‎ها و عبرت‎های مربوط به اقوام گذشته را پراکنده می‎گوید، چرا و چه وقت به انگیزه‎ها می‎پردازد، از چه طریقی و با چه سبکی مخالفان را به چالش می‎کشد، چرا درس‎های پیامبری حضرت محمّد… در قرآن ثبت می‎گردد و چرا این درس‎ها در لابه‎لای سوره‎های دیگر توزیع می‎گردد، چه نظامی بر بیان معارف بلند قرآن حاکم است و علت تقدم و تأخر بیان هر شاخه‎ای از این معارف چیست؟ و سؤالات فراوان دیگری که با پاسخ دادن به آن‌ها، شکوه و عظمت قرآن در ایجاد تحول فرهنگی همه‎جانبه آشکار می‎شود.

به طور قطع این روش تحول‎آفرین،

توضیحاتی پیرامون سبک تفسیر تنزیلی و چرایی نگارش کتاب مبانی، اصول، قواعد و فواید

برگرفته از آثار قلمی و شفاهی استاد بهجت پور

مقدمه:

قال علی 7: «ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ ... ؛ از قرآن بخواهید تا سخن بگوید».[1]

بخش قابل توجهی از فعالیت‌های علمی دانشمندان مسلمان در طول تاریخ، به کشف مرادهای خدای متعال از آیات و یافتن پاسخ به پرسش‌های گوناگون بشر درباره هستی و راه‌های وصول به کمال و سعادت معطوف بوده است. تفسیر پذیری قرآن و آمادگی این کتاب برای پاسخ دهی جامع به نیازهای معرفتی و رفتاری انسان در کلام امیرمؤمنان7 چنین آمده است:

أَلَا وَ إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی، وَ الْحَدِیثَ عَنِ الْمَاضِی، وَ دَوَاءَ دَائِکُمْ، وَ نَظْمَ بَیْنَکُمْ.

تا آنجا که می‌فرماید:

وَ النُّورِ الْمُقْتَدَى بِهِ، ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ یَنْطِقَ، وَ لَکِنْ أُخْبِرُکُمْ عَنْهُ ... .[2]

این حقیقت که ظرفیت عظیم قرآن جز در پرتو وجود مفسّران توانا معلوم نمی‌شود، در جای دیگر این‌گونه آمده است:

هَذَا الْقُرْآنُ إِنَّمَا هُوَ خَطٌّ مَسْطُورٌ بَیْنَ الدَّفَّتَیْنِ لَا یَنْطِقُ بِلِسَانٍ وَ لَا بُدَّ لَهُ مِنْ تَرْجُمَانٍ وَ إِنَّمَا یَنْطِقُ عَنْهُ الرِّجَالُ.[3]

تاکنون بیش از هزار دوره تفسیر از قرآن به رشته تحریر در آمده و هر کدام از مفسّران در حد توان خود، گوشه‌هایی از پیام و محتوای آیات الهی را روشن نموده‌اند.

سبک‌های تفسیر

سبک غالب تفسیر نگاری‌ها نشستن پای درس آیات و سور به ترتیب موجود در مصحف رسمی بوده است. در قرن‌های اخیر نیز با روش تفسیر موضوعی به کشف نظریات قرآن درباره موضوعات خاص پرداخته شده است.

این تلاش‌های مأجور و مشکور باعث شده تا بسیاری از ابهامات عارض شده بر آیات رفع، و مرادها و اغراض خدای متعال از آیات استخراج شود و سؤالات فراوانی پاسخ یابد‏؛ امّا هنوز عرصه‌هایی از مرادهای قرآن باقی مانده که نیاز به تلاش مجدد دارد.

چنان که مطالعه در سیر تاریخی تفسیر نگاری معلوم می‌کند، تطوّر روش‌های تفسیر و تنوّع سبک‌های ابهام زدایی از قرآن، معلول نیازهای جدید بوده است و به طور مثال مسلمانان در دوره‌های اوّلیه که دسترسی به منابع اصلی همچون قرآن، سنّت نبوی، سنّت اهل بیت و نظرات صحابه و تابعان داشتند، تا حدود سه قرن به طور غالب سراغ منابع غیر مأثور نرفتند، امّا پس از این دوره به تدریج برای یافتن پاسخ برخی پرسش‌ها که در مأثورات جوابی نداشت و یا داوری میان آنها در هنگام تعارض و اجمال نصوص لازم بود، به روش‌های اجتهادی و عقلی روی آورند و از منابع جدید بهره گرفتند.

به همین گونه به تدریج سؤالاتی مطرح شد که سبک مرسوم چینش آیات پاسخ‌گوی آن نبود. مفسّران علاقه داشتند نظر قرآن را در موضوعاتی مثل توحید، نبوت، معاد، عقل، دل، حکومت اسلامی، خانواده و بسیاری موضوعاتی از این دست بدانند و یا گاه موضوعی در خارج مطرح می‌شد و به طور مثال در حوزه فلسفه‌های اقتصادی، یا امکان تفسیر تاریخ و ... نظریاتی مطرح می‌شد که داوری و نگاه اسلام درباره آنها از طریق چینش مصحفی امکان نداشت، بلکه این مفسّر بود که با در کنار هم قرار دادن مجموعه آیات مرتبط، سعی در استخراج، ارزیابی و حتی گاه کشف نظریه قرآن می‌نمود.

سبک تفسیر به ترتیب نزول

تفسیر به ترتیب نزول نیز از دیگر سبک‌هایی است که در میان معاصران، طرفدارانی پیدا کرده است و چندین تفسیرنگاری و حتی تاریخ‌نگاری با توجه به این سبک تألیف شده است. در این سبک، منابع و ابزار تفسیری تفاوت نمی‌کند و مفسّر

آنچه در پی می آید اصول تحول قرآنی برگرفته از سوره های جلد اول تفسیر همگام با وحی می باشد.

به عرض برسانم تحول قرآنی سیری تدریجی داشته و قرآن با آموزش تربیت مدار تدریجی روشمند آرام آرام جامعه معاصر نزول را تحت تأثیر قرار داد.

علاقه مندان به بحث نظری گام تحول و اصول تحول به مقدمه تفسیر همگام با وحی در جلد اول و کتاب مهارت های بیان تفسیر سوره های قرآن کریم و کتاب تفسیر تنزیلی ؛ اصول ، مبانی، قواعد و فوائد استاد بهجت پور مراجعه نمایند.

این اصول از این قرارند:

اصول تحول

اصل اول:

«آشنا ساختن مردم با ویژگی‎های پروردگار شایسته‎ی انسان‎ها»؛ از طریق قرائت صفت‎های آفریدگاری (هستی و انسان) و بیان کرامت خاص پروردگار به انسان و تربیت جنبه‎ی ممتاز او از سایر موجودات یعنی دانشوری. این اصل در سوره‎ی علق ـ اولین سوره‎ی مکی ـ بیان شد.

اصل دوم:

«ایجاد دغدغه و اعلام خطر در مخاطبان» از طریق تکیه بر کبریایی پروردگار، انذار مستقیم مردم همراه با عزم و اراده و رعایت نکات اخلاقی و رفتاری شایسته‎، که به این وسیله بیش‎ترین جاذبه را ایجاد کند و تنفّر از انذار رسول الله… را به کم‎ترین مقدار برساند. هم‎چنین در این هشدارها نتایج شوم جُرم و گناه از زبان گرفتاران، بیان شده است. این اصل در سوره‎ی مدّثر ـ چهارمین سوره‎ی مکی ـ نازل شده است.

اصل سوم:

«بیان جامع و کلی روابط انسان با خدا ». که در سه قالب انحصار حمد به خدا، توحید بندگی او و استعانت موحّدانه از او شکل گرفته است و به دنبال آن، درخواست هدایت به راه رستگاری و سعادت، و دوری از شقاوت به عنوان مهم‎ترین نیازهای بشر به خدا مطرح می‎شود. این اصل پس از شناخت پروردگار و دغدغه‎مندی انسان حاصل می‎شود. انسال با ابزار معرفت، روابط خود را با خدا سامان می‎بخشد و در پرتو احساس خطر و دغدغه‎مندی، هدایت به راهِ نجات و سعادت را از او طلب می‎کند. بنابراین هم قوای فکری و ادراکی، و هم قوای احساسی و عاطفی‏اش، در مسیر تحول دینی به‎کار می‎افتند.

شیوه‎ی بیان این اصل، از طریق یادآوری نقش‎های پروردگار در هستی، اعم از دنیا و آخرت، و آغاز و انجام عالم، و سخن خدا به نمایندگی از زبان فطرت و وجدان انسان‎ها می‎باشد. این اصل در سوره‎ی حمد ـ پنجمین سوره مکی ـ وارد شده است.

اصل چهارم:

عزیزان همراه به زودی مطلبی پیرامون گام های تحول در سیر طبیعی نزول سوره ها خدمتتون تقدیم خواهم کرد.

از همه عزیزان خواهشمندم که بلاگ را به همه علاقه مندان به مباحث قرآنی و به خصوص تحول بر اساس قرآن معرفی نمایید.

خیلی مهم

چگونگی جامعه سازی ایمانی در مکه

سلام و روز بخیر

امروز می خواهم راجع به نکته مهمی که هم در ذیل سوره حجر در مقدمه آمده و هم در کتاب شناخت نامه تنزیلی سوره ها برایتان کمی بنویسم.

این نکته شاید حاصل کار 15 ساله استاد و پیگیری این سوال بوده که پیامبر به مدد قرآن چگونه دارد جامعه سازی می کند و مراحل اصلی این تحول سترگ چیست؟ یادم هست وقتی که ایران آرکی یو رو از آمریکا به زمین نشاند و بعد از چند وقتی گفتند ما مهندسی معکوس کردیم و مثلش رو ساختیم. تقریبا توی همون ایام بود که جرقه ای در ذهن استاد نسبت به مهندسی معکوس مقاهیم دینی در قرآن زده شد و بعد خدای متعال ما را رهنمون به دو آیه آخر سوره فتح (سوره 112 نزول) کرد و طبق آیه آخر ، استاد به حمد الله توانستند، منطق بین مفاهیم و کلی روند رشد جامعه ایمانی رو به دست بیاورند که این نگاه، اثر خودش رو در تمام سوره ها خواهد گذاشت و در مطلبی که پیرامون مقاله سوره انعام و مقایسه با المیران چند روز قبل نوشتم، اثراتش رو می بینید

حالا با هم مسأله رو پیگیری می کنیم

دقت کنید کلید قصه در آیه آخر سوره فتح است

 در این‎جا لازم می دونم درباره‎ی سیر شکل‌گیری و رشد جامعه‎ی اسلامی در قرآن، توضیحاتی تکمیلی بیان شود.

با ما در ادامه همراه باشید.

گفتگوی اختصاصی بلاگ تفسیر تنزیلی با استاد بهجت پور 

گفتگو با استاد بهجت پور پیرامون نظریه ایشان در مهندسی فرهنگی قرآن و کشور و نقش نگاه تنزیلی به قرآن در کشف مهندسی

متن ذیل حاصل گفتگو با استاد بهجت پور است که به صورت متن قابل استفاده برای عزیزان تنظیم کردم و سوالات و گفتگوهای اضافی را حذف کردم.

لطفا به دقت مطالعه بفرمایید. تنظیم این متن خیلی وقت برده است و لطف نمایید در صورت استفاده در جایی به جهت ترویج این نگاه، آدرس بلاگ را مرقوم فرمایید. با تشکر

استاد بهجت پور از مهندسی فرهنگی به عنوان یک صعنت یاد می کنند. صنعتی که با شما قصد سخن از آن را دارم، مرتبط با ترتیب نزول قرآن و کشف روش‎های تحول فرد و جامعه از قرآن است، لذا مطالبی را که به نظر می‎رسد در تشریح مراد از مهندسی مفاهیم دینی مناسب باشد از میان آن گفتگو، به‎عرض می‎رسانم:

در تنظیم متن سعی شد از کتب استاد و نظراتشان در سخنرانی ها و جلسات خصوصی با حلقه تفسیر هم استفاده شود.

مسأله امروز کشور ما آن است که چگونه خط انتقال عناصر فرهنگی شامل مفاهیم، معارف، ارزش‎‎ها و رفتار دینی را سامان دهیم که حداکثر همراهی و استقبال گروه‎های هدف را با خود داشته باشد، رقبای خود را با کمترین هزینه از میدان خارج کند، ومنتج به نتایج ماندگار باشد؟

به عبارت روشن‎تر، چگونه برای خارج کردن جامعه از ناهنجارهایی که عقل‎پسند نیست و اسلام آن‎ها را نمی‎پذیرد، برنامه‎ریزی کنیم و علی‎رغم واقعیت‎های موجود جامعه، و تنوع مردم نسبت به کنارزدن ناهنجاری‎ها اقدام کنیم، و هنجارهای مخالف آن‎ها را جایگزین نمائیم؟ به عرض می‎رساند در جای خود ثابت نموده‎ایم که بدین منظور چاره‎ای جز نگاه تنزیلی (ترتیب نزولی) به قرآن نداریم. (تفسیر همگام با وحی، مقدمه ج1)  

1/1- هدف از پژوهشهای تنزیلی

هدف اساسی، شناخت روش مناسب و پایدارِ اسلامی، برای تثبیت هنجارها در جان فرد و جامعه و فرهنگ سازی در این حوزه و مقدار سهم این مقوله

خبر اختصاصی:
ذکر فقط با نام و آدرس سایت:

  مقاله بررسی روش فرهنگ ساختن عفاف و پوشش اسلامی درمردم و جامعه معاصر نزول قران توسط حجت الاسلام بهجت پور به نگارش در آمد.

این مقاله حاصل کار سه ساله استاد و خلاصه ای از کتاب روش قرآن در نهادینه سازی عفاف و پوشش اسلامی است که شامل نظریه ایشان در فرهنگ سازی عفاف و پوشش است و اولین تفسیر موضوعی تنزیلی به حساب می آید.
خلاصه مباحث این تحقیق را خدمتتان عرض می نمایم.
 بنابر دست یافته های این پژوهش، قرآن در شش گام به فرهنگ سازی عفاف و پوشش اسلامی به عنوان بخشی از هویت فردی و اجتماعی مسلمانان پرداخته است.
گام اول در سایه توجه دادن مردم به نعمت های بزرگ پروردگار به تنظیم رابطه ولایی میان بندگان و پروردگاراختصاص دارد و در ادامه با بیان اینکه کمیت مهر و قهرالهی متغیری است که از کیفیت اطاعت پذیری یا سرکشی انسان و سطح وعمق بندگی های او ازفرامین  پروردگار تأثیر می گیرد، بندگان مؤمن را برای  سیر در مراتب بالای خلوص بندگی ترغیب کرد.
در گام دوم  به هشدار در باره عوامل برهم زننده این نظام ارتباطی اشاره کرد و به نقش ابلیس و توطئه های او و سپاهش در این باره توجه داد و روش هایی به منظور مقابله با این دشمن بیان فرمود.
 در گام سوم تبدیل عفاف به عنوان یکی از ویژگی افراد مؤمن مورد توجه قرار گرفت.  و برای توانا شدن مؤمنان در مقاومت بر

رویکردی نو در تفسیر بر اساس ترتیب نزول

http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,12920


عبدالکریم بهجت‌پور

چکیده:

نویسنده در این نوشتار پس از اشاره به سبک‌های تفسیری، به معرفی روش تفسیر به ترتیب نزول می‌پردازد در این راستا نخست از روایی و اعتبار آن سخن می‌گوید و دلایل متعددی برای اثبات مشروعیت آن می‌آورد سپس به فواید و پیامدهای مثبت این روش در ساحت‌های گوناگون می‌پردازد و در این زمینه به: ۱- کشف روش‌های تحول دینی ۲- کشف مراحل فرهنگ شدن مفاهیم دینی ۳- کشف هندسه تحول دینی مخاطبان ۴- فهم رابطه چالش‌ها با پیام‌های دین ۵- آشنایی با روند تثبیت قلب پیامبر ۶- تقویت نگاه تربیتی و آموزشی به مقوله تفسیر ۷- کاربردهای روش ترتیب نزول در تفسیر و فهم بهتر‌آیات،به عنوان آثار و پیامدهای مهم شیوه ترتیب نزولی یاد می‌کند.

کلید واژه‌ها:

سبک تفسیر/ ترتیب نزول/ تحول دینی/ تفسیر نزولی

پیش‌گفتار

تفسیر تنزیلی (ترتیب نزولی) قرآن یکی از ریشه‌دارترین سبک‌های تفسیر قرآن، همزاد با نزول آیات و سور قرآن بر پیامبر اکرم۹بود.
همین روش در نگارش کامل‌ترین درس گرفته تفسیری از آن حضرت، یعنی مصحف امیرمؤمنان۷ رعایت شد. به دنبال تغییری که در چینش سوره‌ها پدید آمد، تفسیرنگاری مسلمانان تابع ترتیب موجود در مصحف رسمی آنان شد. همچنان که پس از قرن‌ها تفسیر نگاری ترتیبی، نیازهای جدید به منظور کشف نظریه‌ها و دیدگاه‌های موضوعی قرآن، رویکرد موضوعی را موجّه ساخت، امروزه ضرورت دارد تا به کشف هندسه‌های تربیتی و آموزشی بپردازیم و تلاش نماییم تا متد و روش‌های منظم تغییر دینی در چارچوب‌های مستخرج از منبع وحی به دست آید. به نظر راقم این سطور، تفسیر تنزیلی تنها گزینه پیش‌روی مفسران در پاسخ به این ضرورت است.