همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

رویکرد تفسیر تنزیلی:
* ارائه تصویری کلی از مهندسی عمیق و دقیق تحول قرآنی از دریچه ی آشنایی با روش حاکم در قرآن؛
* اشاره به توزیع عالمانه و هنرمندانه ی مفاهیم و ارزش های دینی در سراسر آیات قرآن؛
* پرده برداری از ترکیب حکیمانه محتوا و ساختار آیات و سور در جریان نزول تدریجی قرآن؛
* تبیین روشمند نزول کلام وحی در راستای تغییر فرهنگ جاهلی به فرهنگ الاهی؛
* بیان پیوستگی منطقی مفاهیم و معانی قرآنی؛
طبقه بندی موضوعی

۱۳ مطلب با موضوع «تفسیر تنزیلی (مباحث کلی) :: جداول ترتیب نزول سوره های قرآن» ثبت شده است

گروه حوزه‌های علمیه ــ حجت‌الاسلام عبدالکریم بهجت‌پور، نویسنده تفسیر تنزیلی «همگام با وحی»، به سخنان حجت‌الاسلام محمدعلی ایازی مبنی بر لرزان بودن پایه «تفسیر تنزیلی» واکنش نشان داد و به انتقادها درباره روش و دستاورد تفسیر تنزیلی پاسخ گفت.

واکنش نویسنده تفسیر تنزیلی«همگام با وحی» به سخنان استاد ایازیحجت‌الاسلام والمسلمین عبدالکریم بهجت‌پور، نویسنده تفسیر تنزیلی «همگام با وحی» و مدیر حوزه علمیه خواهران، در گفت‌وگو با ایکنا گفت: سخنان فاضل ارجمند جناب آقای ایازی را در نقد تفسیر تنزیلی که در ایکنا منتشر شد دیدم. به همین مناسبت لازم است ضمن تشکر و قدردانی از ابراز نظر ایشان، سه نکته را به عرض رسانم.

وی افزود: نکته اول در مورد مخاطب قرآن که به فرموده برادر ارجمند، «مخاطب قرآن انسان است نه مؤمن و نه مخاطب زمان نزول»؛ در نقد این نکته باید گفت: در این که خداوند برای هدایت انسان با او سخن می‌گوید، تردیدی نیست؛ «هُدًى لِلنَّاسِ»، اما این واقعیت بدان معنا نیست که مخاطب قرآن را به طور کلی انسان به شرط «لا» فرض کنیم، در حالی که آنچه در قرآن مشاهده می‌شود، خطاب انسان بشرط «شیء» است.

این قرآن‌پژوه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ  اندیشه اسلامی تصریح کرد: در حقیقت نادیده گرفتن شرایط انسان مخاطب قرآن، به معنای ساده‌سازی تفسیر قرآن و گذر از بسیاری جزئیات موجود در آیات قرآن است. قرآن همیشه با انسان، بسیط و ابتدایی سخن نگفته، بلکه گاه برای هدایت انسانی که مراحلی از هدایت را گذرانده و مثلاً با ایمان و پرهیزگار شده سخن می‌گوید: «هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ»، «هُدًى لِلْمُتَّقِینَ». حتی خود پیامبر(ص) با همه کمالات، در هر مرحله‌ای از انجام وظیفه، سخنی متناسب با این همان مرحله را دریافت کرده است: «وَ لا یَأْتُونَکَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناکَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِیراً». 

مخاطب قرآن در همه موارد انسان‌ها نیستند

نویسنده تفسیر تنزیلی «همگام با وحی» ادامه داد: از جهت دیگر قرآن در عین حالی که با انسان با مراتب مختلف سخن می‌گوید، با انسان با شرایط محیطی مختلف و موقعیت‌های مختلف نیز سخن گفته است. مثلاً انسانی که در مکه است، فرد یهودی که در مدینه است، منافقی که در مدینه موضع خاصی می‌گیرد و ... مدنظر قرآن بوده است. با توجه به شرایط محیطی، هدایت‌های قرآن را به مخاطب منتقل می‌کنیم. از همین جاست که سرّ پدیده مهم جری و تطبیق قرآن مطرح می‌شود.

بهجت‌پور اظهار کرد: اصطلاح مهم جری و تطبیق به معنای خروج آیه از شرایط محیطی تنزیلی و تطبیق پیام فطری آن بر شرایط محیطی جدید، با ویژگی‌های جدید است. پدیده جری و تطبیق، یکی از فواید مهم رویکرد تنزیلی در تفسیر قرآن را روشن می‌کند، چراکه با ترسیم شرایط محیطی نزولی، زمینه برای جدا کردن پیام آیه از آن شرایط و تطبیق بر شرایطی مشابه، فراهم می‌شود.

وی در نتیجه‌گیری از بخش نخست سخنانش تصریح کرد: خلاصه نکته اول آنکه، مخاطب قرآن، همیشه انسان بما هو انسان نیست. نکته دوم بنده در اشکالی است که جناب استاد ایازی بر مبنای تفسیر تنزیلی مطرح کرده و آن را متزلزل خوانده‌اند؛ ظاهراً برادر عزیزم آشنایی با مبانی حقیر در تفسیر تنزیلی ندارند؛ اینجانب در کتاب «تفسیر تنزیلی، مبانی، اصول، قواعد و فواید» که در سال ۹۲ منتشر شده به این سؤالات پاسخ داده‌ام.

مسئله در تفسیر تنزیلی سیر مراحل تحول است

وی افزود: به اختصار اشاره می‌شود که اصلاً اعتقادی به تاریخ‌گذاری به معنای ثبت تاریخ نزول سوره‌ها ندارم، چه به شکل استفاده از روایت، چه از متن، و چه نظام ریاضی. بلکه در تفسیر تنزیلی تنها باید به دنبال سیر تحول محتوای مطرح شده در قرآن باشیم، چون نظام تغییر و تحول در قرآن بر اساس تغییر احوال است: «انَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّىٰ یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم». اما اینکه این تغییرات در سال اول بعثت رخ داده یا سال دوم یا سوم، آن گونه که در تحقیقات مستشرقان مشاهده می‌کنیم، اهمیت ویژه‌ای ندارد. مسئله بنده تاریخ و تاریخ‌گذاری نیست، مسئله در تفسیر تنزیلی، سیر مراحل تحول است.

نویسنده تفسیر «همگام با وحی» بیان کرد: روش اینجانب در کشف ترتیب نزول بدین قرار بوده که

سوره ماعون که به مناسبت آیة اول، با نام‌هایی چون "أرایت"، "أرایت الذی"، "الدین" و "التکذیب" و به مناسبت آیة دوم به "الیتیم" و به مناسبت آیة آخر، سورة "ماعون" نامیده شده است، در تمام روایات گزارش دهنده ترتیب نزول سوره ها اعم از آنها که در جدول‌های مسند، غیر مسند و ترکیبی در مقدمه جلد اول تفسیر همگام با وحی جمع آوری شده اند، سورةی ماعون در ردیف هفدهم پس از سورة تکاثر و پیش از سورۀ کافرون قرار دارد. اکثر مفسران و دانشمندان علوم قرآن این سوره را مکی دانسته‌اند. اما برخی از آنان در مکی بودن تمام سوره یا حداقل آیات سوم به بعد تردید دارند و آن را مدنی می‌دانند.[1] 

با هم بحث استاد بهجت پور در مقدمه تفسیر این سوره در جلد اول تفسیر همگام با وحی در ویراست جدید را پی می گیریم و نظر دقیق استاد را با هم می خوانیم:

آنچه باعث تردید زمان نزول سوره شده است، آیات "فَوَیلٌ لِلْمُصَلِّین" تا آخر سوره است.  تهدید نمازگزاران در آغاز نزول قرآن در مکه، و هنگامی که هنوز جمعیتی عابد و نماز گزار شکل نگرفته و حکم وجوب نماز برای عموم مردم صادر نشده، موجب این تردیدهاست. اینکه این تهدید در مکه بوده، یا در مدینه اتفاق افتاده است، نیز محل گفتگو است. برخی هشدارها به مؤمنان در مکه

یکی از مواردی که جزو چالش های تفسیر تنزیلی شمرده شده است، اختلاف روایات مطرح شده در رابطه با جایگاه سوره ها در نزول است. چرا که ـ علی رغم اندک بودن مواردـ گاهی سوره ای در روایات متعدد جایگاه های متعدد برایش مطرح شده است و این مورد از چالش های این روایات به شمار می آید.

یکی از ویژگی های تفسیر همگام با وحی استاد بهجت پور، بررسی این موارد و داوری در مورد آنهاست.

نمونه این اختلاف را در سوره لیل می بینیم. این سوره به اعتقاد اکثر دانشمندان تفسیر و علوم قرآنی مکی است، هرچند برخی آن را مدنی شمرده‌اند که وجهی ندارد و در بحث سبب نزول سوره ، استاد بهجت پور به خوبی ازمکی بودن آن دفاع نموده اند.

چالش بعدی در این سوره آن است که گرچه در تمامی جداول مسند، ترکیبی و بی‎سند، این سوره در ردیف نهم و پس از سوره اعلی (مکی 8) و پیش از سوره فجر (مکی 10) در جایگاه نهم قرار گرفته است. اما در روایت ابن ندیم ـ از روایات مسند ـ این سوره پس از سوره‌های انشراح، عصر، فجر و ضحی قرارگرفته است. یعنی به عبارتی سوره های انشراح و عصر پس از سوره اعلی نازل شده اند و پس از آن سوره فجر و ضحی و پس از آنها سوره لیل نازل گشته است.
در کتاب تفسیر تنزیلی مبانی، اصول ، قواعد و فوائد و در مقدمه تفسیر همگام باوحی بحث مهمی را استاد مطرح کرده اند که به رغم وجود روایات صحیح و قابل قبول نزد فریقین، برای تشخیص روایت صحیح در ترتیب نزول، راه درست و محتاطانه آن است که

توضیحاتی پیرامون سبک تفسیر تنزیلی و چرایی نگارش کتاب مبانی، اصول، قواعد و فواید

برگرفته از آثار قلمی و شفاهی استاد بهجت پور

مقدمه:

قال علی 7: «ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ ... ؛ از قرآن بخواهید تا سخن بگوید».[1]

بخش قابل توجهی از فعالیت‌های علمی دانشمندان مسلمان در طول تاریخ، به کشف مرادهای خدای متعال از آیات و یافتن پاسخ به پرسش‌های گوناگون بشر درباره هستی و راه‌های وصول به کمال و سعادت معطوف بوده است. تفسیر پذیری قرآن و آمادگی این کتاب برای پاسخ دهی جامع به نیازهای معرفتی و رفتاری انسان در کلام امیرمؤمنان7 چنین آمده است:

أَلَا وَ إِنَّ فِیهِ عِلْمَ مَا یَأْتِی، وَ الْحَدِیثَ عَنِ الْمَاضِی، وَ دَوَاءَ دَائِکُمْ، وَ نَظْمَ بَیْنَکُمْ.

تا آنجا که می‌فرماید:

وَ النُّورِ الْمُقْتَدَى بِهِ، ذَلِکَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ یَنْطِقَ، وَ لَکِنْ أُخْبِرُکُمْ عَنْهُ ... .[2]

این حقیقت که ظرفیت عظیم قرآن جز در پرتو وجود مفسّران توانا معلوم نمی‌شود، در جای دیگر این‌گونه آمده است:

هَذَا الْقُرْآنُ إِنَّمَا هُوَ خَطٌّ مَسْطُورٌ بَیْنَ الدَّفَّتَیْنِ لَا یَنْطِقُ بِلِسَانٍ وَ لَا بُدَّ لَهُ مِنْ تَرْجُمَانٍ وَ إِنَّمَا یَنْطِقُ عَنْهُ الرِّجَالُ.[3]

تاکنون بیش از هزار دوره تفسیر از قرآن به رشته تحریر در آمده و هر کدام از مفسّران در حد توان خود، گوشه‌هایی از پیام و محتوای آیات الهی را روشن نموده‌اند.

سبک‌های تفسیر

سبک غالب تفسیر نگاری‌ها نشستن پای درس آیات و سور به ترتیب موجود در مصحف رسمی بوده است. در قرن‌های اخیر نیز با روش تفسیر موضوعی به کشف نظریات قرآن درباره موضوعات خاص پرداخته شده است.

این تلاش‌های مأجور و مشکور باعث شده تا بسیاری از ابهامات عارض شده بر آیات رفع، و مرادها و اغراض خدای متعال از آیات استخراج شود و سؤالات فراوانی پاسخ یابد‏؛ امّا هنوز عرصه‌هایی از مرادهای قرآن باقی مانده که نیاز به تلاش مجدد دارد.

چنان که مطالعه در سیر تاریخی تفسیر نگاری معلوم می‌کند، تطوّر روش‌های تفسیر و تنوّع سبک‌های ابهام زدایی از قرآن، معلول نیازهای جدید بوده است و به طور مثال مسلمانان در دوره‌های اوّلیه که دسترسی به منابع اصلی همچون قرآن، سنّت نبوی، سنّت اهل بیت و نظرات صحابه و تابعان داشتند، تا حدود سه قرن به طور غالب سراغ منابع غیر مأثور نرفتند، امّا پس از این دوره به تدریج برای یافتن پاسخ برخی پرسش‌ها که در مأثورات جوابی نداشت و یا داوری میان آنها در هنگام تعارض و اجمال نصوص لازم بود، به روش‌های اجتهادی و عقلی روی آورند و از منابع جدید بهره گرفتند.

به همین گونه به تدریج سؤالاتی مطرح شد که سبک مرسوم چینش آیات پاسخ‌گوی آن نبود. مفسّران علاقه داشتند نظر قرآن را در موضوعاتی مثل توحید، نبوت، معاد، عقل، دل، حکومت اسلامی، خانواده و بسیاری موضوعاتی از این دست بدانند و یا گاه موضوعی در خارج مطرح می‌شد و به طور مثال در حوزه فلسفه‌های اقتصادی، یا امکان تفسیر تاریخ و ... نظریاتی مطرح می‌شد که داوری و نگاه اسلام درباره آنها از طریق چینش مصحفی امکان نداشت، بلکه این مفسّر بود که با در کنار هم قرار دادن مجموعه آیات مرتبط، سعی در استخراج، ارزیابی و حتی گاه کشف نظریه قرآن می‌نمود.

سبک تفسیر به ترتیب نزول

تفسیر به ترتیب نزول نیز از دیگر سبک‌هایی است که در میان معاصران، طرفدارانی پیدا کرده است و چندین تفسیرنگاری و حتی تاریخ‌نگاری با توجه به این سبک تألیف شده است. در این سبک، منابع و ابزار تفسیری تفاوت نمی‌کند و مفسّر

تاریخ یعقوبی ، ج 2، ص 33 به بعد

ما نزل من القرآن بمکة

ونزل من القرآن بمکة اثنتان وثمانون سورة ، على ما رواه محمد بن حفص

ابن أسد الکوفی عن محمد بن کثیر ومحمد بن السائب الکلبی عن أبی صالح

عن ابن عباس . وکان أول ما نزل على رسول الله : " اقرأ باسم ربک الذی

خلق " ثم : " نون والقلم وما یسطرون " ثم : " والضحى " ثم :

" یا أیها المزمل " ثم " یا أیها المدثر " ثم " فاتحة الکتاب " ثم " تبت "

ثم " إذا الشمس کورت " ثم " سبح اسم ربک الاعلى " ثم " واللیل إذا

یغشى "

                        دلائل‏النبوة،ج‏7،ص:142
باب ذکر السور التی نزلت بمکة و التی نزلت بالمدینة
أخبرنا أبو عبد الله الحافظ، قال: أخبرنا أبو محمد بن زیاد العدل، قال: حدثنا محمد بن إسحاق، قال: حدثنا یعقوب بن إبراهیم الدّورقی، قال: حدثنا أحمد بن نصر بن مالک الخزاعی، قال: حدثنا علیّ بن الحسین ابن واقد، عن أبیه، قال: حدثنا یزید النحوی عن عکرمة، و الحسن بن أبی الحسن، قالا:
أنزل الله من القرآن بمکة: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ ... 96: 1، و ن، وَ الْقَلَمِ .. 68: 1، و المزمل، و المدثر، و تَبَّتْ یَدا أَبِی لَهَبٍ .. 111: 1، و إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ .. 81: 1، و سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى .. 87: 1، وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشى‏ .. 92: 1، و الفجر، و الضّحى، و الانشراح أَ لَمْ نَشْرَحْ .. 94: 1، و العصر، و العاریات، و الکوثر، و أَلْهاکُمُ .. 102: 1، و أَ رَأَیْتَ .. 107: 1، و قُلْ یا أَیُّهَا الْکافِرُونَ .. 109: 1، و أصحاب الفیل، و الفَلق، قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ .. 114: 1، و قُلْ هُوَ الله أَحَدٌ .. 112: 1، و النجم، و عَبَسَ وَ تَوَلَّى .. 80: 1، و إِنَّا أَنْزَلْناهُ .. 97: 1، وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها .. 91: 1، وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ .. 85: 1، وَ التِّینِ وَ الزَّیْتُونِ .. 95: 1، و لِإِیلافِ قُرَیْشٍ ... 106: 1، و القارعة، و لا أُقْسِمُ بِیَوْمِ الْقِیامَةِ ... 75: 1، و الهمزة، و المرسلات، ق وَ الْقُرْآنِ الْمَجِیدِ .. 50: 1، و لا أُقْسِمُ بِهذَا الْبَلَدِ ... 90: 1، وَ السَّماءِ

 [النزول‏]
حدثنا السید أبو الحمد مهدی بن نزار الحسینی القاینی قال أخبرنا الحاکم أبو القسم عبید الله بن عبد الله الحسکانی قال حدثنا أبو نصر المفسر قال حدثنی عمی أبو حامد إملاء قال حدثنی الفزاری أبو یوسف یعقوب بن محمد المقری قال حدثنا محمد بن یزید السلمی قال حدثنا زید بن موسى قال حدثنا عمرو بن هارون عن عثمان بن عطاء عن أبیه عن ابن عباس قال أول ما أنزل بمکة (اقرأ باسم ربک) ثم (ن و القلم) ثم (المزمل) ثم (المدثر) ثم (تبت) ثم (إذا الشمس کورت) ثم (سبح اسم ربک الأعلى) ثم (و اللیل إذا یغشى) ثم (و الفجر) ثم (و الضحى) ثم (أ لم نشرح) ثم (و العصر) ثم (و العادیات) ثم (إنا أعطیناک الکوثر) ثم (ألهیکم التکاثر) ثم (أ رأیت) ثم (الکافرون) ثم (أ لم تر کیف) ثم (قل أعوذ برب الفلق) ثم (قل أعوذ برب الناس) ثم (قل هو الله أحد) ثم (و النجم) ثم (عبس) ثم (إنا أنزلناه) ثم (و الشمس) ثم

کتاب تنزیل القرآن لابن شهاب الزهری
روایة أبی عبد الرحمن محمد بن الحسین السلمی



--------------------------------------------------------------------------------

23

تنزیل القرآن بمکة والمدینة قال أبو عبد الرحمن محمد بن الحسین بن محمد السلمی حدثنا ابراهیم ابن الحسین ابن علی الهمذانی حدثنا أبو یزید الهذلی ثنا الولید ابن محمد الموقری قال حدثنا محمد بن مسلم الزهری قال هذا کتاب تنزیل القرآن وما شاء الله تعالى أن یعلم الناس ما أنزل بمکة وما أنزل منه بالمدینة فأول ما أنزل الله بمکة ترتیب التنزیل ترتیب المصحف 1 اقرأ باسم ربک الذی خلق ( 96 ) 2 ثم سورة نون ( 68 ) 3 ثم یا أیها المزمل ( 73 ) 4 ثم یا أیها المدثر ( 74 ) 5 ثم سورة تبت یدا أبی لهب ( 111 )

به جهت درخواست بسیاری از دوستان برای در اختیار گذاردن جداول ترتیب نزول سوره ها، فایل ذیل تقدیم می گردد.

 دانلود جداول ترتیب نزول سوره ها به نقل از تفسیر همگام با وحی و پایان نامه بنده

لطفا اینجا را کلیلک کنید یا بر روی عکس کلیک کنید.

رمز فایل:     hamgambavahy.blog.ir

tafsir.hamgam ba vahy.bahjatpor.majdedez

4. جداول منقول از اهل بیت علیهم السلام

در میان روایات ترتیب نزول سورهها، گزارشاتی منقول از اهل بیت(ع )به ثبت رسیده است. برخی از آنها به اول و یا آخرین سوره نازل شده، توجه دادهاند وگروهی جدول کاملی از ترتیب نزول سورهها را گزارش کرده اند. در اینجا به بررسی این روایات میپردازیم:

1ـ4. گزارشات مربوط به اولین وآخرین سوره

1 ـ از امام حسن عسکری (ع ) (م: 260 ق ) به نقل ازپدر بزرگوارش،

داستان آغاز نزول وحی رسالی بر پیامبر اکرم (ص)  آمده و آورده است که جبرئیل (ع ) به پیامبر اکرم (ص) گفت: « یا محمد اقرء، قال: «و ما أقرء» قال یا محمد: «اقرء باسم ربک الذی خلق- الی - مالم یعلم».

3. نگاهی اجمالی به جداول ترتیب نزول

 صرف نظر از اعتماد دانشمندان علوم قرآن و تفسیر بر برخی از جداول، می‌توان از طریق دست یافتن به مجموعهای از جداول مسند و ارزیابی میان آنها، به جدول قابل اعتمادی از میان آنها دست یافت. در زمینه ترتیب نزول سور، جداول مستندی وجود دارد.

برخی از این مستندات که در منابع معتبر آمده است، برخی جداول کامل را گزارش کرده و در گروهی از آنها جداول ناقص آمدهاند. برخی از گزارشات نیز اختصاص به بیان حلقه‌های اول و آخر نزول بودهاند.

محمدبن مسلم زهری(50ـ123ق) جدولی کامل از ترتیب نزول سوره‌ها را در ابتدای کتاب «تنزیل القرآن» آورد. هر چند این کتاب

راه دست یابی به جدول ترتیب نزول سوره‌ها (1)

از جمله مبادی مهم کشف منطق تفسیر تنزیلی، بدست آوردن جدول قابل اعتمادی از ترتیب نزول سوره‌هاست.

در بحث از مبانی تفسیر تنزیلی در جای خوداثبات شده  که بهترین راه دست یابیِ به این جدول، تکیه بر نقل و روایت و نه اجتهاد و نظر است. زیرا اعتبار دستاوردهای این سبک آنگاه بالا می رود که به واقع اتفاق تاریخی نزدیک شود و در حد ممکن از اجتهاد به دور باشد.

در اینجا  در چند بحث آینده به بیان  مباحثی درباره جدول نقلی و قابل اعتمادی از ترتیب نزول سوره‌ها می‌پردازیم:

منبع این بحث کتاب تفسیر تنزیلی اصول مبانی قواعد و فواید استاد بهجت پور و نیز پایان نامه کارشناسی ارشد حقیر در دانشگاه مفید قم می باشد.


1. عدم دسترسی به جدول منقول از پیامبراکرم(ص)
بی تردید آرزوی ما آن بود که ترتیب نزول سوره‎ها و آیات و زمان و مکان و دیگر ویژگی‎های پیرامونی هر دسته از آیات و سور را از منابع معتبر و قطعی و در عباراتی نص یا ظاهر در مطلب می‎شناختیم. کلمات مفسّران بزرگی همچون امیر مومنان علی(ع) و عبدالله بن مسعودها

که در هنگام بیان افتخارات خود در امر فهم قرآن، اطلاع از این خصوصیات را ذکر می‎کردند، نشان از ارزش و اهمّیت اطلاعات فوق در کشف مراد جدی خدای متعال از آیات قرآن دارد.
ای کاش این گزارشات از رسول اکرم(ص) نقل می‎شد و در اختیار ما قرار می‎گرفت. امّا این اتفاق نیفتاد و به طور مسلّم روایتی از آن حضرت مبنی بر ترتیب نزول سوره‎ها وجود ندارد. قاضی ابوبکر این امر را توجیه کرده است:

ترتیب نزول سوره‌های قرآن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
مقاله ای که بنده در ویکی پدیا نوشته ام.
ترتیب طبیعی قرار گرفتن سوره‌های قرآن در ۲۳ سال نزول قرآن کریم بر اساس روایت‌های موجود در منابع اسلامی

محتویات

    ۱ دستیابی به ترتیب نزول سوره‌ها
        ۱.۱ مقدمه
        ۱.۲ نظریه مختار در جدول ترتیب نزول سوره‌ها
        ۱.۳ گزارش جداول ترتیب نزول سوره‌ها در اسناد اسلامی
        ۱.۴ جداول ترتیب نزول
    ۲ دستیابی به ترتیب نزول آیات
        ۲.۱ ثبت پاره‌ای آیات بر خلاف ترتیب نزول
    ۳ منابع