همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

رویکرد تفسیر تنزیلی:
* ارائه تصویری کلی از مهندسی عمیق و دقیق تحول قرآنی از دریچه ی آشنایی با روش حاکم در قرآن؛
* اشاره به توزیع عالمانه و هنرمندانه ی مفاهیم و ارزش های دینی در سراسر آیات قرآن؛
* پرده برداری از ترکیب حکیمانه محتوا و ساختار آیات و سور در جریان نزول تدریجی قرآن؛
* تبیین روشمند نزول کلام وحی در راستای تغییر فرهنگ جاهلی به فرهنگ الاهی؛
* بیان پیوستگی منطقی مفاهیم و معانی قرآنی؛
طبقه بندی موضوعی

۳۵ مطلب با موضوع «تفسیر ترتیبی تنزیلی» ثبت شده است

نکته ای که در ویراست جدید جلد دوم به زودی خواهید خواند:

با قلم استاد بهجتپور در پاسخ به این سوال همراه خواهیم شد:

نکته : اشاره به اسامی قرآن تاکنون

پس از آنکه خداوند در سوره قدر، نزول قرآن را به شکل ضمیراز جانب خود و در شب قدر شمرد: «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فىِ لَیْلَةِ الْقَدْر» (قدر/1) در این آیه، قرآن را  مجید خوانده و آن را  موجود در لوح محفوظ شمرد تا پس از اثبات نزول آن از جانب خود در شب قدر، بر مجد و عظمت و نیز حفظ و مصونیت آن اشاره کرده باشد.

بررسی ها نشان می دهد که در سیر نزول قران این اولین باری است که از کلام نازل شده بر پیامبر اکرم 9 با تعبیر «قرآن» یاد می شود. البته گذشت که این واژه اولین بار در سوره مزمل (نزول 3) واژه «القرآن» به کار رفته که در اطلاق اصطلاحی آن اختلاف است.

برای کلام الهی از نامهای گوناگونی استفاده شده است؛ بررسی ها نشان می دهد که قرآن ابتدا ذکر معرفی شد: « وَ ما هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِلْعالَمینَ » قلم 2/ 52 بعد ازسوره مزمل ، در چهارمین سوره یعنی سوره مدثر از کلام الهی با وصف «تذکره» یاد شده و می فرماید قرآن پندی است که تأثیر آن بر مخاطب بستگی به خواست و اراده او دارد: «کَلَّا إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ فَمَن شَاءَ ذَکَرَهُ» (مدثر/54-55)

در سوره تکویر هفتمین سوره نازل شده نیز این این کلام با تعبیر «قول جبرئیل امین» مورد توجه قرارداده شد: «إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ » (تکویر/19-25)

در سوره اعلی هشتمین سوره نیز پیامبر را از فراموشی آیاتی که بر ایشان خوانده می شود تبرئه کرده و می رساند ایشان قرآن را بدون هیچ کم و کاستی بر مردم خواهد خواند: «سَنُقْرِئُکَ فَلَا تَنسى» (اعلی/6) در این آیه روشن می شود که این کلام نازل شده از جنس اقراء و خواندنی است که پیامبر بر مردم می خواند.

در بیست و سومین سوره یعنی سوره نجم

با توجه به غرض و محتوای سوره قاف، در ذیل آیات

أَلْقِیَا فىِ جَهَنَّمَ کلُ‏َّ کَفَّارٍ عَنِیدٍ(24)
مَّنَّاعٍ لِّلْخَیرِْ مُعْتَدٍ مُّرِیبٍ(25)
الَّذِى جَعَلَ مَعَ اللَّهِ إِلَاهًا ءَاخَرَ فَأَلْقِیَاهُ فىِ الْعَذَابِ الشَّدِیدِ(26)

می توان نکته ای را برداشت کرد که شاید در این روزها خوب است برخی ها که واقعا دارند آخرت خودشان را بخاطر شک و تردیدی که در دل مردم می اندازند و در جبهه حق تزلزل ایجاد می کنند، به این هشدار توجه کرده و از راه خطایی که می روند، برگردند.

در جلد دوم تفسیر همگام با وحی در ویراست جدید که به زودی ارائه خواهد شد، در ترجمه تفسیری این آیات و نکات پس از تفسیر این آیات می خوانیم.

مراد آیات:
به دنبال گزارش فرشته، خدای متعال دستور جهنمی ‌شدن این کافر و همه‌ی کافرانی را که نظیر او هستند، به آن دو فرشته‌ی «سائق» و «شهید» می‎دهد: بیندازید در جهنم هر شخصی را که بسیار ناسپاس و یا بسیار کافر است و با حق به شدت ستیزگر است؛ شدیداً مانع خیر می‌شود؛ تجاوزگری به مرزهای معقول و مشروع دارد. گرفتار شک و بدبینی ‌است یا دیگران را در موضوع رسالت پیامبر اکرم و حیات دوباره جسم انسان ها به شک و تردید می‎اندازد. آن که برای خدا، شریک در الوهیت قرار می‎دهد، پس این شخص مشرک را در عذاب شدید بیندازید .

نکته ها:

1. امکان دارد بین این صفات شش‌گانه ارتباطی باشد؛
به این معنی که فردی که مبالغه‌ی در کفر و انکار حقایق کرده باشد، از مرحله‎ی انکار فراتر رفته و به دشمنی با آن می‎پردازد.
همین دشمنی موجب می‎گردد که به جلوگیری از انجام خیر دست بزند؛ زیرا دشمنی با حق و فرورفتن در باطل نه تنها مانع انسان از انجام خیر است، بلکه نسبت به کفری که دارد، موجب منع دیگران از خیر می‎گردد.
ممانعت از خیر در مرحله‌ی دیگر، انسان را به تجاوز به حق و

#نکته_روش_شناختی
#سوره ق
#قاف
#همگام_با_وحی


شیوه ‎ای که قرآن در مورد گذر کردن از چالش میان کفار و پیامبر اکرم در موضوع رسالت و زندگی دوباره در سوره قاف مطرح کرده، عبارت است از:

الف) توضیح موضع کافران و تعجب آنان در مورد ارسال هشدار دهنده‎ای از میان ایشان و تعجب از حیات دوباره (آیات 2 ـ 4).
ب) بیان ریشه‌ی اصلی چنین موضعی و پاسخ آن (آیات 5 ـ 11).
ج) یادآوری اقوامی که به دنبال تکذیب رسولان، طعم هلاکت را چشیدند (آیات 12 ـ 14).
د) توضیح امکان حیات دوباره، با استفهام انکاری از آنان. به این صورت که اگر در آفرینش نخستین درمانده شده بودیم، جا داشت تا در حیات دوباره‌ی انسان‎ها، احتمال درماندگی ما باشد (آیه 15).
هـ) بیان اطلاع از وسوسه‎هایی که در جان انسان‎ها می‎شود و این‎که مواضع آنان، همگی ثبت می‎شود (آیات 16 ـ 18).
و) بیان این معنی که روزی بر اساس همین رفتار داوری خواهند شد و باید


به حمد الله در ماه مبارک رمضان امسال با توجه به تعطیلی جلسات تفسیر، اما این فرصت فراهم شد که در پای درس تفسیر #مفسر #تنزیلی #قرآن کریم حضرت حجت الاسلام عبدالکریم #بهجت_پور در سوره #دخان بنشینیم و این توفیق نصیب کانال موسسه شد که بتواند با بازنشر این جلسات، خدمتی کوچک به ساحت قرآن انجام دهد.
برای آسان شدن دانلود این جلسات به صورت صوتی بر آن شدیم تا لینک جلسات را به صورت یکجا در اختیار علاقه مندان قرار دهیم تا سریعتر بتوانند به دانلود آن مبادرت نمایند.

این جلسات بیست و سه روز به طول انجامید.


لینک دانلود صوت تفسیر سوره دخان استاد عبدالکریم بهحت پور در کانال موسسه فرهنگی تمهید در ایتا
👇👇👇

🌹جلسه اول
https://eitaa.com/mtamhid/641

🌹جلسه دوم
https://eitaa.com/mtamhid/647

🌹جلسه سوم
https://eitaa.com/mtamhid/657

🌹جلسه چهارم
https://eitaa.com/mtamhid/660

🌹جلسه پنجم
https://eitaa.com/mtamhid/663

🌹جلسه ششم

لینک استماع جلسات تفسیر سوره دخان استاد بهجت پور در ماه مبارک رمضان به صورت آفلاین

با گرفتن کنترل و زدن بر روی لینک ها وارد هر جلسه شوید. پس از ورود امکان دانلود صوت نیز در اختیار شما می باشد.

جلسه اول: 

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/1.mp4

جلسه دوم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/2.mp4

جلسه سوم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/3.mp4

جلسه چهارم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/4.mp4

جلسه پنجم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/5.mp4

جلسه ششم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/6.mp4

جلسه هفتم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/7.mp4

جلسه هشتم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/8.mp4

جلسه نهم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/9.mp4

جلسه دهم:

http://www.whc.ir/modules/system/assets/uploads/pub_relation/ramezan99/10.mp4

 

1 آیا پیامبر اکرم6 پیش از تضمینی که در سوره‎ی اعلی هشتمین سوره‎ی نازل‎شده، از پروردگار متعال دریافت کرد، بخشی از آیات نازل‎شده را فراموش می‎کرد؟! پاسخ این سؤال منفی است؛ تضمین حفظ در سوره‎ی اعلی به‎معنی رفع دغدغه‎ی آن حضرت درباره‎ی آینده بود. به این معنا که حضرت6 نگران بود که با انبوه شدن آیات قرآن، نتواند آیات نازل‎شده‎ای را که بر مردم می‎خواند، در حافظه نگه دارد. پروردگار متعال بیان می‎دارد، ما تو را خوانای آیات بر مردم می‎کنیم و به همین دلیل، آیات را فراموش نمی‎کنی! زیرا فرق است بین خوانا شدن عادی و اقراء منتسب به خدا؛ در اقراء عادی، امکان فراموشی هست، اما در اقراء ازسوی خدا، فراموشی راه ندارد. در این ترکیب، فعل مضارع «سَنُقْرِءُکَ» در معنی حال و آینده استعمال شده است و کاشف از عمل مستمر خدا در «اقراء» و خوانا ساختن رسول اکرم6 است. بنابراین، معنی آیه این است که ما قدرت «اقراء» را به تو بخشیده‎ایم، درنتیجه تو پس از خواندن آیات بر مردم، آن آیات را فراموش نخواهی کرد. البته از ابن‎عباس به این مضمون نقل شده است که هرگاه جبرئیل بر پیامبر6 وحی نازل می‎کرد ، پیامبر6 از ترس این‎که مبادا مطالب وحی‎شده را فراموش کند، هنوز جبرئیل از آخر ابلاغ وحی فارغ نشده بود، حضرت6 از اول وحی شروع به خواندن می‌کرد؛ و هنگامی که این آیه نازل شد، پیامبر6 دیگر چیزی را فراموش نکرد». به‎فرض درستی این روایت، اگر گزارش نگرانی پیامبر اکرم6 از حافظه‎ی ایشان باشد، قابل قبول است؛ زیرا حضرت6 راز تفاوت «اقراء خدا» و «اقراء عادی» را تشخیص نمی‌دادند، از‎این‎رو نگران بودند. با نزول آیه، این نگرانی از حضرت زدوده شد. اما اگر مفهومش این باشد که آن جناب6 پیش از سوره‎ی اعلی، آیاتی را فراموش می‎کردند، نادرست است و همان گونه که گذشت، مستفاد از آیه، رفع دغدغه‎ی نگه داشتن آیات قرآن در حافظه‎ی ایشان بود؛ آیاتی که ایشان بر مردم خوانده بودند.

شاید در توجیه مطلب منسوب به ابن‎عباس گفته شود: اگر رسول اکرم6 پیش از نزول آیه‎ی بالا چیزی را فراموش می‌کرده، آن چیز، غیر از وحی بوده؛ زیرا برای ایشان هم مانند هر انسان دیگری، امکان داشت که برخی مطالب و اتفاقات روزمره و ... (نه وحی) را فراموش کند و ترسشان هم به‎جهت امکان سرایت فراموشی به وحی‎هایی هم که به ایشان می‌شد، بود؛ اما پس از نزول این آیه، هیچ مطلبی حتی مطالب غیر قرآنی را از یاد نمی‎بردند و اطمینان و آرامش بر فراموش نکردن وحی، حاصل می‎شد.

2. برخی از مفسران دو آیه‎ی دیگر قرآن را شبیه به مضامین سوره‎ی اعلی دانسته‎اند. اول: آیه‎ی شانزدهم و هفدهم سوره‎ مبارکه‎ی قیامت: «لاتُحَرِّکْ بِهِ لِسانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ؛ زبان خود را به قرآن حرکت مده، پیش از آن‎که وحى بر تو تمام شود، بر ما است که آن را جمع‏آورى کنیم و بر تو بخوانیم» و دوم آیه‎ی صد و چهاردهم سوره‎ی مبارکه‎ی طه: «فَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضَى‏ إِلَیْکَ وَحْیُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً؛ براى خواندن قرآن پیش از آن‎که وحى آن بر تو تمام شود، عجله مکن! و بگو پروردگارا، علم مرا افزون کن!»[1] به‎نظر می‎رسد با نزول سوره‎ی اعلی (نزول 8) نگرانی آن حضرت درخصوص فراموشی آیاتی که برای مردم می‎خواند، رفع شد. سوره‎ی قیامت (نزول 31) به شرحی که خواهد آمد، درباره‎ی شدت اشتیاق پیامبر اکرم6 به ارشاد مردم بود. ایشان

نکته ناب تنزیلی در ویراست جدید جلد اول تفسیر همگام با وحی سوره مدثر پیرامون واژه ذکر

این مطلب که قرآن، تذکره و یادآوری‎کننده‎ است، در آیات ابتدای نزول، تصریح و تکرار شده است: سوره‎های قلم 2/ 51: «..لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ..»، قلم 2/ 52: «وَ مَا هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِلْعالَمینَ»، مزمل 3/ 19: «إِنَّ هذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبیلاً»، مدثر4 / 31: «وَ ما هِیَ إِلاَّ ذِکْرى‏ لِلْبَشَرِ»، مدثر 4/ 49: «فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَةِ مُعْرِضینَ» و مدثر 4/ 54: «کَلاَّ إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ». این آیات نشان از این حقیقت دارد که خدای حکیم در آغاز آشنا ساختن مردم با قرآن، بر اعلام هم‎آهنگی تمام قرآن با نیازهای درونی انسان، اصرار دارد و انسان را یاد کرده و خواست‎های فطری و درونی او را تأمین می‎کند. همین حقیقت، بهترین دلیل درستی قرآن و اهمیت این کتاب در سپهر هدایت است، و انسان پی‎جوی حقیقت را از مطالبه‎ی دلیل بر الهی بودن متن و یا یافتن دلائلی برای ابطال سحر و انسانی بودن محتوا و ساختار قرآن، بی‎نیاز می‎کند. ازاین‎رو، نیازی به

رهبرعزیز انقلاب در نماز جمعه باشکوه این هفته با استفاده از سوره ابراهیم (72 نزول در مکه)، دو صفت را برای مردم ایران بیان نمودند؛ «صبار شکور»

بر آن شدیم تا اشاره‎ای داشته باشیم که قرآن برای تربیت نسل مخاطب نزول و ایجاد صفت شکرگزاری در آن‎ها، پیش از این در سیر نزول، در طرحی حکیمانه مبادرت به تربیت شاکرانه مسلمانان نموده است. پیشنهاد بنده برای این روزها، تمرکز طلاب و ائمه جماعات و اساتید حوزه تبیین شکرگزاری و ناسپاسی است، با بیان تفسیرتحلیلی سوره لقمان (57 نزول در مکه). بدین منظور نکته ناب روش‎شناختی که در تفسیر همگام با وحی جلد ششم، به قلم استاد ارجمندم حجت الاسلام و المسلمین بهجت پور به رشته تحریر درآمده است، برای سرنخ تولید محتوا خدمتتان تقدیم می شود.

 

 

شکرگزاری، سرآمد حکمت است. (ر.ک: آیه‎ی 12) و پروردگار حکیم، برای انگیزش مردم به‎سمت شکرگزاری، ابتدا به نعمت‎های منحصر به‎فردی که حس شکرگزاری از خدا را زنده کند، توجه داده، پس ‎از آن، به تجلیل از لقمان پرداخت؛ او که حکمتش وی را به شکرگزاری ترغیب می‎کرد. سپس همین شکر را درقالب نصایح وی به فرزندش، دنبال کرده و روشن کرده سپاس‎گزاری، از خدا یا والدین، چنان اهمیتی داشته که از اولی‎ترین توصیه‎های پدر حکیم به فرزندش بوده است. (ر.ک: آیه‎ی 14) سپس با بیان برخی از نعمت‎های الهی که به‎منظور تسهیل زندگی و تأمین رفاه مردم (ر.ک: آیه‎ی 20) ایجاد شده است و گرفتن اعتراف از مشرکان درباره‎ی نعمت آفرینش آسمان‎ها و زمین، و بیان مالکیت مطلق او بر هستی (آیات 25 و 26) و بیان ناممکن شمردن شمارش نعمت‎ها (آیه‎ی 27) و توضیح نعمت خدا در سامان دادن به حرکت شب و روز و ماه و خورشید (ر. ک: آیه‎ی 29) و نیز یادآوری نعمت حرکت کشتی‎ها در دریاها (ر. ک: آیه‎ی 31) انگیزه‎ی شکرگزاری را تقویت می‎کند و در این ‎بین، از ناسپاسی و منکر شدن برخی از مردم و تبعات منفی ناسپاسی و انکار، پرده بر می‎دارد. (ر.ک: آیات21، 23، 24، 25، 32). خلاصه؛ چشم بشر، آن‎گاه به حقیقت باز می‎شود که آیات الهی را در تکوین و تشریع ببیند، و این اتفاق، هنگامی حادث می‎شود که پیش‎تر چشم انسان به نعمت‎های الهی و بخشندگی او، باز شده باشد.

از دیگر سو، خدای حکیم در سوره‎ی لقمان برای منفور کردن ناسپاسی‎ها، روش ویژه‎ای به‎کار گرفته است: ابتدا

هنجارسازی مفاهیم دینی راهی جز وحی ندارد/ کارکردهای تفسیر تنزیلی در مهندسی فرهنگی

تفسیر تنزیلیبه گزارش ایکنا، پس از انتشار مقاله استاد حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی ایازی در مورد تفسیر تنزیلی و لرزان دانستن پشتوانه علمی این تفسیر، حجت‌الاسلام والمسلمین محمد سلطانی، پژوهشگر و محقق و از شاگردان استاد عبدالکریم بهجت‌پور، نویسنده تفسیر همگام با وحی(تفسیر تنزیلی) همچنین از شاگردان حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی ایازی، به توضیحاتی در مورد این تفسیر، وجوه تمایز آن با تفاسیر دیگر و تفاوت‎ها و تمایز بین این سبک نوپدید تفسیری در ایران و در شیعه، با کارهای پیشین اهل تسنن که خارج از ایران در فلسطین و سوریه و مراکش و ... پرداخت.

وی همچنین مرز میان این سبک با نوع نگاه کسانی مانند مرحوم بازرگان و آقای جلال الدین فارسی در آغاز انقلاب تا  کسانی که در این اواخر از اساتید فاضل دانشگاه به تاریخ‌گذاری سوره‌ها علاقه‌مندند و آن را وجهه همت خود قرار داده‌اند را تبیین کرد.

سلطانی از آغازین روزهایی که حجت‌الاسلام بهجت‌پور در سال 80 کار تفسیر همگام با وحی را شروع کردند، در این مسیر 18 ساله، خط به خط در کنار تفسیر همگام با وحی و اعظم آثار دیگر استاد بهجت‌پور بوده و با تاریخ شکل‌گیری تفسیر همگام با وحی و تفاوت این تفسیر با تفاسیر ترتیبی مصحفی موجود و نیز تفاسیر تنزیلی دیگر به خوبی آشنا باشد. در ادامه مشروح این گفت‌وگو از نظر می‌گذرد؛

وی در این گفت‌وگو بیان کرد: استاد بهجت‌پور از همه کسانی که توجه به مباحث تفسیر تنزیلی  و سبک تفسیر همگام با وحی دارند قدردانی می‌کنند، ولی گویا ناقدین محترم ظاهراً همه منابع را دیده‌اند، الا تفسیر همگام با وحی و دیگر آثار استاد بهجت پور را.

سلطانی با اشاره به نظریه استاد بهجت‌پور در مهندسی فرهنگی که در مجله راهبرد فرهنگ شماره 27 که در پاییز 93 با عنوان روش کشف الگوی اسلامی مهندسی فرهنگی منتشر شده است، با طرح این سوال که آیا منتقدین این سبک تفسیری این مقاله را دقیق خوانده‎اند؟ ادامه داد: تفسیر همگام با وحی نه از سر تفنن و ... بلکه از سر یک ضرورت تولید شده است. نویسنده این تفسیر کسی است که خود سالیان سال از ابتدای انقلاب اسلامی در عرصه‌های مختلف مدیریت فرهنگی کشور در حوزه و دانشگاه و کف جامعه مشغول کار فرهنگی بوده و یک سوال ذهن ایشان را همیشه مشغول خود داشته است که ما برای انتقال فرهنگی باورهایمان چه باید بکنیم؟ ما چه باید کنیم که داشته‌های ایمانی جامعه را حفظ کنیم.

تفسیر همگام  با وحی از روی تفنن نیست

وی با بیان اینکه تفسیر تنزیلی دنبال پاسخ به سؤالاتی از این دست است که آیا ما می‎توانیم با بررسی مدل کار پیامبر(ص) در مکه و مدینه و کاری که ایشان در این 23 سال انجام داد، به یک الگو برسیم؟ اضافه کرد: بنده خود شاگرد استاد ایازی بوده‌ام و از ایشان بهره‌های علمی فراوان کسب کردم و هرگز خودم را در جایگاهی نمی‎بینم که بخواهم به عرایض استاد نکته یا نقدی بزنم اما کاش حضرت استاد افراد مختلفی را که با نگاه ترتیب نزولی به کار قرآنی پرداخته‌اند از هم جدا می‌کردند؛ بنده احساس می‌کنم که حضرت استاد، کتب استاد بهجت‌پور خصوصا جلدهای اخیر همگام با وحی را که اوج کار تفسیر تنزیلی است ملاحظه نکرده‌اند.

این پژوهشگر تصریح کرد: مرحوم معرفت در آخرین روزهای حیاتشان به استاد بهجت‌پور فرمودند

مشهور بین علما تفسیر و علوم قرآن، مکی بودن این سوره است، ولى در احتمالی ضعیعف مدنى بودن آن ادعا شده است. این احتمال از سوی خفاجی نیز داده ‌شده است که این سوره یک بار در مکه و بار دیگر در مدینه نازل شده باشد،[1] ریشه این ادعاها برگرفته از روایتی منقول از انس بن مالک است که پیامبر اکرم6 در مدینه بعد از چرتی که بر ایشان عارض شد، با شادابی از این حالت خارج شده و فرمودند: درباره‎ی من سوره‎ای نازل شد و شروع به تلاوت سوره کوثر کردند[2]. این روایت در حالی است که


به مناسبت هفته پژوهش

نمایشگاهی از کتب و مقالات مرتبط با ترتیب نزول و آثار استاد بهجت پور و پایان نامه های مرتبط شکل داده ایم.


زمان مراجعه از امروز چهارشنبه 98/9/26 ساعت 12 تا یکشنبه اول دی
هر روز از ساعت ۷ و نیم تا دو
پنج شنبه تا یک

احتمالا یکشنبه شب هم دور هم در موسسه جمع شویم

مکان: موسسه تمهید
خ زنبیل اباد، خ ابالفضل، خ دانش، ک ۶, پ ۲۹

عرض سلام و ادب خدمت مخاطبین فرهیخته و قرآن دوست

با توجه به اینکه مجلد اول تفسیر همگام با وحیِ مفسر گرانقدر و گرانمایه، حضرت حجت‎الاسلام عبد الکریم بهجت‎پور توسط ایشان در حال ویراست جدید است، و نسخه چاپی جلد اول ویراست قبل این اثر که هم‎اکنون تقدیم می‎گردد، در بازار موجود نبود، موسسه تمهید با اجازه استاد محترم، اقدام به انتشار فایل پی‎دی‎اف کتاب نمود.
از آنجا که این اثر اولین تفسیر تنزیلی شیعی در دنیای اسلام است و دستاوردهای اخیر استاد بهجت‎پور در حدود ده سال اخیر در این مجلد گنجانده نشده بود، گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید، ویراست جدید حلدهای اول تا سوم این اثر را در دستور کار خود قرار داده، تا مخاطبان ارجمند با سیر نزول سوره های قرآن و نیز مراحل تحول، دقیق تر آشنا شوند.
مواردی از نکات ناب ویراست جدید این اثر را در وبلاگ گروه تفسیر تنزیلی موسسه تمهید با آدرس ( hamgambavahy.blog.ir ) (وبلاگ حاضر)در اختیار شما قرار داده‎ایم، تا از مطالب جدید مرتبط با این جلد نیز محروم نمانید. شما می‎توانید با عضویت در کانال مجازی موسسه تمهید در نزم‎افزار ایتا (https://eitaa.com/mtamhid) ، از به روزرسانی مطالب بلاگ و نیز زمان چاپ ویراست جدید مطلع گردید، و اخبار و محتواهای تولیدی تفسیر تنزیلی را پی‎گیری نمایید.
 

علاقه مندان می توانند فایل جلد اول تفسیر را از اینجا دانلود نمایند.

 از مجموعه آیات و سور گذشته معلوم می‎شود که قرآن در مطرح ساختن مسأله‌ی توحید، روش ویژه‎ای را تعقیب نموده است. این روش بر پایه نگاه قرآن به تربیت توحیدی استوار است. قرآن از خدا سخن نگفت، تنها برای اینکه مردم به معرفت الله برسند، بلکه از خدا سخن گفته تا مردم بر پایه معرفت، بندگی کنند و سراسر زندگی خود را متناسب با این اندیشه، سامان دهند: « صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ»؛ « رنگ (و نگار) خداوند را (بگزینید) و خوش‏رنگ (و نگار)تر از خداوند کیست؟ و ما پرستندگان اوییم.» (بقره 87/ 138) از این رو طرح مسأله معرفت در لابه لای آیات و مناسبت هایی که واکنش های بندگی باید بروز کند، مطرح می شود، و چنانکه در سیر نزول مشاهده کردید مباحث توحید ذات و صفات را متأخر از مباحث توحید افعالی و توحید عملی قرار داد تا مخاطبان رابطه خود با جهان غیب را از نقطه ای آغاز کنند که واکنش های رفتاری مثل تسلیم و تقوا و عبادت و خشیت و امثال آن را به دنبال داشته باشد. سپس چنان که مشاهده می کنید به تدریج و از سوره کافرون تاکنون تصویر ذات و صفات باری تعالی را روشن تر و شفاف تر می سازد و به دفع پیرایه های احتمالی در این باره می پردازد.

قرآن در آغازنزول و از سوره علق بر صفت های آفریدگاری و ربوبیت تکوینی توجه می دهد و آن ها را پایه ارتباط مردم با جهان معنا و درک ربوبیت تشریعی قرار می دهد و اضطرار و فقر انسان را به پروردگار ثابت کرده، ایشان را به تسلیم شدن و ترک سرکشی در مقابل فرامین ربوبی فرا می خواند. ( ن. ک. به ترتیب : سوره های علق، قلم، مزمل، مدثر) پس از آن به بیان ارتباط صحیح و شایسته‌ی انسان با پروردگار ‎پرداخت، نظیر سوره‌ی حمد، و در گامی دیگر، نقش این رابطه را در پذیرش قرآن به عنوان کلام الهی که انسان را به استقامت شخصیت می رساند: (ر. ک. سوره تکویر نزول 7) و نقش همراهی

برداشت استاد بهجت پور از واژه دین در آیه اول سوره ماعون در ویراست جدید جلد اول تفسیر همگام با وحی

ارایت الذی یکذب بالدین

 منظور از «اَلدِین»،  معارف و دستورات الهی درهمه امور از جمله جزاء است.  منظور آیات، بیان وخامت حال کسانی است که معارف و دستورات الهی را که  انبیا و کتاب های آسمانی مردم را به آنها دعوت کرده اند، انکار کنند و نه تنها در برابر آنها خاضع نباشند، بلکه آنها را درو غ بشمار آورند. برخی از روایاتی که مراد از دین را ولایت امیر مؤمنان دانسته‎اند، به این اعتبار است که ایشان یکی از تجلّیات دین و معارف و دستورات آن می‎باشند. «دِین» در لغت با این برداشت تناسب دارد. «دِین» (اسم مصدر)، به معنی طاعت و جزاء است که برای شریعت استعاره شده است[1]. آقای مصطفوی معتقدند: «ریشه این ماده خضوع و اطاعت در برابر برنامه یا مقررات معین است و معانی طاعت، تعبد، محکومیت و مقهوریت، تسلیم در برابر امر، حکم، قانون و جزاء، از معانی نزدیک آن است، و به همین اعتبار، این واژه به برخی مصادیق اصلی خود یعنی جزاء، حساب، دین، طاعت و... معنی می‌شود.»[2]

در بررسی آیات نازل شده تا کنون روشن می شود که دیدگاه آقای مصطفوی صحیح است؛ با این اضافه که قرینه استعمال «دِین» به معنای جزا هنگامی است که دین  مضاف الیه واژه «یَوْم» باشد: (ر. ک. سوره های مدثر 4/ 46،  حمد 5/ 4) شاید به این بیان که رستاخیز، روز حاکمیت مطلق دستورات الهی و اجرای موبه موی آنها درباره‎ی اشخاص و گروه‎هاست،  ولی در همین دوره نزول (ر. ک. ماعون 15/ 1) بلکه در تمام آیات قرآن، جز موارد محدود، هر زمانی واژه « ِدین» بدون آنکه مضاف الیه «یَوم» باشد، به کار رفته است، به همان معنای خضوع در برابر معارف و دستورات الهی بوده که شامل خضوع در مقابل جزا و پاداش الهی است. به همین روی

به زودی در ویراست جدید جلد اول تفسیر همگام با وحی:

روش به کار رفته در سوره اعلی برای ایجاد امید و شادابی در مربیان و تشخیص وظیفه در صورت دریافت عنایات ویژه، حائز اهمیت است؛

در این سوره پیامبر را که نگرانی هایی در جانب حافظه خود از آیات قرآن در هنگام اقراء آیات بر مردم دارد، تضمین خاطرمی دهد. این تضمین با این جمله شروع می شود: « مگر می شود پروردگار تو را به رسالت برگزیند و به فکر لوازم آن نباشد» ،. لذا درآمد تضمین مذکور با توصیه وی به «تسبیح» آغاز شده است! تضمین حافظه پیامبر بر نگهداری آیات در ذهن و قدرت رساندن به مردم  پشتوانه نظری و شناخت مناسبی از پروردگار لازم دارد. از این رو ویژگی آفریدگاری پروردگار را با تشریح بیشتری از آنچه در سوره علق گذشت، شرح می دهد و ذهن پیامبر را برای پذیرش تنزه خدای متعال از رها کردن پیامبر در مشکل حفظ آیات، آماده می کند. این مطلب معرفتی خود امری ادعایی است؛ برای تنزیه و تسبیح کامل واز صمیم اعتقاد از سوی پیامبر اکرم 7 نیاز به بیان برخی موراد عینی و ملموس است؛ خدای متعال به سبزه هایی که جلوی چشم همه انسان ها هستند، توجه می دهد. سبزه هایی که می رویند و تا نهایت استعدادشان رشد می کنند. «فجعله غثاء احوی»

باز برای تضمین بیشتر خاطر پیامبر وی را در امر رشد و هدایت  موجودات در مرز کلیات باقی نمی گذارد بلکه

گذشت که تغییر شرایط نامطلوب جامعه ی عصر نزول، در دستور کار قرآن قرار داشت؛ ازاین‌رو بر نقش‌های پروردگار بهمنظور ایجاد احساس نیاز به او (در سورهی علق)، مسئولیت انسان دربرابر وی (در سوره ی قلم) و جایگاه پیامبر اکرم9 بهعنوان رسولِ مورد حمایت خدا (در سورهی مزّمل) تأکید شد. با استفاده از این سه عامل، به هشدار و انذار مردم به آینده (در سورهی مدثر)، پرداخته شد تا مردم برای پذیرش تغییر، آماده شوند.
در سورهی حمد زیرساختهای نجات انسان از شقاوت و وصول به سعادت مطرح میشود؛ این زیرساخت در رابطهی انسان با پروردگار نهفته است. این نگرش که تمام ستایشها مخصوص خداست و بر جهان، تنها یک اراده حکمرانی میکند، اینکه تنها خدای متعال، معبود و مستعان است و برپایهی این دیدگاه، از وی راهی استوار برای رهایی از شقاوت و وصول به سعادت طلب میکند. به عبارت بهتر، کلید ورود به

یکی از آیاتی که بر سر استثنایی بودن آن و الحاقش به سوره مزمل بحث است، آیه اخر سوره است. خلاصه به عرض برسانم تاکنون که 59 سوره از قرآن کریم به تزتیب نزول توسط استاد بهجت پور تفسیر شده است، تنها مورد قطعی استثنایی بودن آیات قرآن، همین آیه است.

با هم جایگاه این آیه را در نزول بررسی می کنیم

جایگاه آیه

 آیه‌ی آخر سوره آیه ای استثنایی است که به دستور پیامبر اکرم …به سوره ملحق شده است؛ البته در مورد زمان نزول و الحاق آن، اختلاف است و از هشت ماه تا

در قرآن میان انسانهایی که بندهی متقی و تسلیم حقند و سرانجام آنها سعادت است و طغیانگرانی که بندهی خواهشهای حقیر نفسند و سرانجامشان تقص انسانی و ماندن در خود حیوانی و شقاوت و دوزخ ابدی است، فرق گذاشته میشود، خیر از شر جدا میشود و با برنامه قرآن در سیر نزول تدریجی قرآن، راه هر کدام به خوبی نمایان میگردد.

وقتی که ما بتوانیم مردم را به سمت زانوزدن در مقابل این کتاب بزرگ کشاندیم، این کتاب خود مخاطب قرآنی خود را که اکنون در یک جامعه به معنای واقعی در حال قرآنی شدن است، به سمت جامعه ای کامل و سعادتمند که در دنیا پرثمر و در آخرت امامان نور هستند، هدایت نموده و از جوامعی که ناقص و پلید ماندهاند و در آخرت با اهل باطل و تابعان اصحاب آتشند، جدا میکند و می توانیم شاهد جداسازی عملی مردم در زمینههای نمونهای ذیل باشیم:

دقت شود که از سوره علق (سوره اول مکی) تا سوره فرقان (سوره 42 نزول) پیامهای قرآن به خوبی به جداسازی جامعه ایمانی از غیر آنها نمود که در جای خود باید بحثشان کنیم و چگونگی رسیدن به هر کدام از این بندها و چگونگی استفاده از آنها و ... مفصل است که شایدروزی برایتان گفتم

در قرآن ما به سوره فرقان که می رسیم می خوانیم: تبارک الذی نزل الفرقان

یکی از اسم های قرآن، فرقان است. فرصت نیست که از اسم های قرآن در ترتیب نزول بگویم، ولی اجمالا بگویم که قرآن برای نامگذاری خود ابتدا هذا الحدیث، سپس ذکر، سپس قرآن و پس از آن کتاب و در سوره فرقان، فرقان شد. فارق میان سبک زندگی مسلمانانه و سبک زندگی مجرمانه

با هم این سیر را که برگرفته از جلد سوم تفسیر همگام با وحی ذیل آیه اول سوره فرقان است، تعقیب کنیم:

جداسازی میان عابد و طاغی در سوره‌ی علق (مکی 1)، میان متقین و مجرمین در سوره‌ی قلم (مکی2)،

 کشف گام‌های تغییر و تحول دینی تنها از راه تفسیر تنزیلی میسر است.

قبلا در مطلبی 14 گام تحول که در 24  سوره ابتدای نزول بود را خدمتتان معرفی کردم. برخی دوستان پیام دادند که توضیح بیشتری نسبت به این گام ها ارائه کنم.

در این مطلب که برگرفته از مقدمه تفسیر همگام با وحی استاد بهجت پور است، توضیحات تکمیلی داده شده است.

برای دستیابی به مطلب گذشته اینجا کلیک کنید.

در تحول همه‌جانبه‌ی دینی فرد و جامعه، برخی از موضوعات نقشی اساسی دارند که بنای بلند اصلاح و تربیت دینی را بر پا می‌دارند. این موضوعات گام‌های بلندی هستند که به‌تدریج در گفتمان قرآنی وارد شده و با تکمیل و تثبیت آن‌ها، فرد و جامعه، گامی به کمال و سعادت خود نزدیک می‌شوند. برخی از این موضوعات مقدمه‌ی دیگر موضوعات‌اند و جای‎گیرشدن گام‌های دیگر مرهون تثبیت آن‌هاست.

این موضوعات در بنای تحول دینی همچون مصالح ساختمان‌اند که هر یک از آن‌ها در بر پا شدن ساختمان نقش ویژه‌ای دارند. در همان حال

پایه‌ی مطالعات روش‎شناسانه‌ی تحول بر اساس قرآن، مرتبط با نزول تدریجی قرآن است.

این نکته در مقدمه تفسیر همگام با وحی جلد اول آمده است. امید که مفید شما واقع شود.

3 – 1. تنزیل قرآن و شناخت روش

برای شناخت روش تحول‎آفرین قرآن، نشستن در پای درس سوره‌سوره و آیه‌آیه‌ی قرآن ضروری است. از جمله وظایف سترگ محققان اسلام‎شناس این است که در مطالعه‌ی قرآن هم نگاه مضمون شناسانه داشته باشند و هم نگاه روش‎شناسانه. این‌که چرا سوره‎ای با قسم شروع می‎شود و در کجا بر قسم تأکید می‎شود و این‌که چگونه و از چه طریقی با مخاطبان مشرک یا اهل کتاب سخن می‎گوید و در هنگام مجادله با آنان بر چه مواردی تأکید می‎کند و شیوه‌ی طرح مباحث و آغاز و انجام آن‌ها کدام است، چرا در جایی خطابی عمومی به پیامبر می‎کند، چرا بیان اطلاعات خاص را تنها به فرصت‎هایی ویژه واگذار می‎کند، چرا گاه به اجمال و زمانی به تفصیل سخن می‎گوید، چرا تفصیلات قرآن حتی پیرامون یک موضوع پراکنده است، چرا سرگذشت‎ها و عبرت‎های مربوط به اقوام گذشته را پراکنده می‎گوید، چرا و چه وقت به انگیزه‎ها می‎پردازد، از چه طریقی و با چه سبکی مخالفان را به چالش می‎کشد، چرا درس‎های پیامبری حضرت محمّد… در قرآن ثبت می‎گردد و چرا این درس‎ها در لابه‎لای سوره‎های دیگر توزیع می‎گردد، چه نظامی بر بیان معارف بلند قرآن حاکم است و علت تقدم و تأخر بیان هر شاخه‎ای از این معارف چیست؟ و سؤالات فراوان دیگری که با پاسخ دادن به آن‌ها، شکوه و عظمت قرآن در ایجاد تحول فرهنگی همه‎جانبه آشکار می‎شود.

به طور قطع این روش تحول‎آفرین،