همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

رویکرد تفسیر تنزیلی:
* ارائه تصویری کلی از مهندسی عمیق و دقیق تحول قرآنی از دریچه ی آشنایی با روش حاکم در قرآن؛
* اشاره به توزیع عالمانه و هنرمندانه ی مفاهیم و ارزش های دینی در سراسر آیات قرآن؛
* پرده برداری از ترکیب حکیمانه محتوا و ساختار آیات و سور در جریان نزول تدریجی قرآن؛
* تبیین روشمند نزول کلام وحی در راستای تغییر فرهنگ جاهلی به فرهنگ الاهی؛
* بیان پیوستگی منطقی مفاهیم و معانی قرآنی؛
طبقه بندی موضوعی

۱۴ مطلب با موضوع «آموزش مهارت بیان تفسیر :: گزارش اجمالی سوره :: توصیف سوره» ثبت شده است

103. سورۀ نور

شناسة سوره

این سوره در میان مفسران و دانشمندان علوم قرآن فقط به "نور" نامیده شده است. وجه نام­گذاری به سبب به‌کاررفتن این لفظ درآیۀ سی و پنجم سوره است.

این سوره به نظر غالب مفسران و اندیشمندان علوم قرآن مدنی است. برخی بدون هیچ وجه قابل توجهی آیۀ 55 و 58 این سوره را مکی دانسته­اند.[1] سیاق و مفاد این آیات با فضای مدینه و مخاطبان مؤمن سوره تناسب روشنی دارد.

این سوره صد و سومین سوره‌ای است که بعد از سورة نصر و قبل از سورۀ حج بر پیامبر اکرم9 نازل شده است. سورۀ نور با 64 آیه در ترتیب مصحف رسمی در جزء هیجدهم قرآن، در ردیف بیست و چهارم بعد از سورۀ مؤمنون و قبل از سورۀ فرقان قرار دارد.

مقصود سوره

نفوذ برخی از احکام فردی، خانوادگی و اجتماعی مرتبط با عفاف جنسی در قلب مؤمنان با تقویت خوف از خدای متعال. 

محتوای سوره

سوره به پنج بخش به ترتیب زیر تقسیم می­شود:

1. آیۀ 1: هدف سوره؛ انزال آیاتی روشنگر برای تذکر

بخش اول، مقصود از نزول سوره را متذکر می­شود.

2. آیات 2- 20: احکامی دربارۀ زنا

مرحلۀ اول بیان مجازات شدید زن و مرد زناکار و شرط سنگین اثبات قضایی آن، برای غیر مرد و همسرش، "چهار شاهد" و در مورد مرد و همسرش، اجرای "لعان" است، حتی اگر شخصی، دیگرى را متهم کرد ولی نتوانست ادعاى خود را در محکمۀ قضاوت اسلامى به ثبوت برساند خود مجازات شدید (چهار پنجم حد زنا) خواهد داشت، تا کسى تصور نکند مى‌تواند با متهم ساختن دیگران به سادگى آن‌ها را به مجازات اسلامى بکشاند، بلکه به عکس، خود گرفتار مجازات خواهد شد. به همین مناسبت حدیث معروف "افک" و تهمتى که به یکى از همسران پیامبر9زدند مطرح، و به شدت این مسئله را پی می‌گیرد، تا کاملا روشن شود شایعه ساختن برای افراد پاک چه مجازات سختی دارد و چه گناه سنگینی است.

3. آیات 21-33: احکام پیش­گیرانه از انحرافات جنسی

در این بخش به

عزیزان پژوهشگر عزیز دوره جدید سال 98_99

لطفا مطالب ذیل را پیرامون مبحث گام تحول مطالعه فرمایید.

1. چگونگی جامعه سازی ایمانی در مکه
http://hamgambavahy.ir/post/95

2. اصول تحول در 24 سوره ابتدایی نزول قرآن

http://hamgambavahy.ir/post/97

3. گام تحول سوره، کلیدی ترین موضوعی که مطالب پراکنده سوره را گرد هم جمع می آورد.
http://hamgambavahy.ir/post/129

4. پاسخ به دو پرسش پیرامون گام تحول

http://hamgambavahy.ir/post/130

5. فایده ی گام تحول و نمونه ای از گام های تحول قرآن

http://hamgambavahy.ir/post/131

این بحث از بحثهای نویی است که فقط با سبک تفسیر تنزیلی قابل طرح است و بحث های بسیاری دارد که جا دارد مورد توجه قرار گیرد و مقالات متعددی پیرامون آن نوشته شود. 

استاد بهجت پور در آیه اول سوره توحید یعنی «قل هو الله احد» برخلاف سایر مفسرین، هو را ضمیر شأن ندانسته اند و با توجه به ارتباط سوره توحید با سوره کافرون، آن را اشاره به معبود مستفاده از آیات سوره کافرون می دانند.

با هم تفسیر آیه اول سوره توحید در ویراست جدید تفسیر همگام با وحی را می خوانیم:

خدای متعال در آغاز سوره، با تعبیر «قُل» حضرت محمد… را مأمور اعلام وحدت ذات و صفات خدای متعال می‎کند؛ همچنانکه در سوره‌ی کافرون با همین تعبیر «قُل»، ایشان را امر به اعلام موضع صریح توحیدی خویش کرد. آن حضرت در سوره‌ی کافرون از معبودی غیر از معبودهای معهودِ کافران نام برد، پس در این سوره به بیان صفات و ویژگی‎های آن معبود می‎پردازد و در اولین آیه، خدا را «اَحَد»، یعنی ذاتی که قبول کثرت و تعدد نمی‎کند، می‌خواند. گفته شده «هُوَ» ضمیر شأن است؛ یعنی مرجعِ ضمیر، کلمه‌ی «اَلله» است که پس از ضمیر قرار گرفته است. گفتنی است این‌گونه عبارات برای تثبیت و توجه‌دادن مخاطبان به مطلب است. ضمیر غایب «هُوَ» اشاره به غایب بودن خداوند از چشم‎ها و دور بودن از حواس دارد و رمز و اشاره‎ای به نهایتِ خفا و دوری ذات باری تعالی از دسترس افکارِ محدود مخلوقات می‎باشد. با توجه به ارتباط سوره‎ها می‎توان احتمال داد که «هُوَ» اشاره به معبود مستفاد از آیات سوره‌ی کافرون است: «لا أَعْبُدُ مَا تَعْبُدُونَ». «أحَد» وصفی که از «وحدت» گرفته شده است، مثل

فضیلت سوره توحید

در حدیثى از پیغمبر اکرم9 نقل شده است، که فرمود:

«أَ یعْجِزُ أَحَدُکُمْ‌ أَنْ‌ یَقْرَأَ ثُلُثَ‌ الْقُرْآنِ‌ فِی‌ لَیلِهِ فَلَمَّا رَأَى أَنَّهُ قَدْ شَقَّ عَلَیهِمْ قَالَ: مَنْ قَرَأَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ * اللَّهُ الصَّمَدُ فِی لَیلِهِ فَقَدْ قَرَأَ فِی لَیلَتِئِذٍ ثُلُثَ الْقُرْآنِ‌ ؛[1]  آیا کسى از شما عاجز است از این‌که یک سوم قرآن را در یک شب بخواند؟! چون دید که این کار بر آنان دشوار است، فرمود: هر کس در شب سورۀ اخلاص را بخواند در آن شب یک سوم قرآن را خوانده است.»

در روایت دیگرى از امام صادق7 آمده است:

«أَنَّ النَّبِی9 صَلَّى‌ عَلَى‌ سَعْدِ بْنِ‌ مُعَاذٍ فَقَالَ: لَقَدْ وَافَى مِنَ الْمَلَائِکةِ سَبْعُونَ أَلْفاً وَ فِیهِمْ جَبْرَئِیلُ7 یصَلُّونَ عَلَیهِ فَقُلْتُ لَهُ: یا جَبْرَئِیلُ! بِمَا یسْتَحِقُّ صَلَاتَکمْ عَلَیهِ، فَقَالَ: بِقِرَاءَتِهِ‌ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ قَائِماً وَ قَاعِداً وَ رَاکباً وَ مَاشِیاً وَ ذَاهِباً وَ جَائِیاً؛[2] هنگامى که رسول خدا9 بر جنازۀ سعد بن معاذ نماز گزارد، فرمود: هفتاد هزار ملک که در میان آن‌ها جبرئیل نیز بود، بر جنازۀ او نماز گزاردند! من از جبرئیل پرسیدم: او به خاطر کدام عمل مستحق نماز گزاردن شما شد؟ گفت: به خاطر تلاوت "قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ" در حال نشسته و ایستاده، سواره و پیاده، و رفت و آمد.»

و در حدیث دیگرى از امام صادق7 مى‌خوانیم:

شأن نزول سوره  فلق و ناس و نقد آن در ویراست جدید جلد اول تفسیر همگام با وحی:

جمهور مفسران اهل سنت بر اساس روایاتی از عایشه و ابن عباس-با اختلاف در متن روایات-، نزول این سوره را مربوط به سحر پیامبر اکرم توسط لبید‌بن‌أعصم یهودی-یا دختران او و یا مردی از یهود- دانسته‌اند که آن را در چاه بنی‌زریق به نام «دروان»-و در برخی نقل ها «ذروان» یا «ذی أروان» - انداخته بود و موجب بیماری رسول خدا شد، تا این‎که در خواب، دو فرشته بر پیامبر6 حاضر شدند، یکی بالای سر و دیگری پیش پای حضرت نشستند و ایشان را از محل سحر باخبر ساختند. حضرت بیدار شدند و اصحاب خود- علی 7، زبیر و عمار- را در پی آن فرستادند. آن‌ها طبق خبری که فرشته‌ها دادند، آب چاه را کشیدند، سنگ ته چاه را بلند کرده و بسته‌ای از زیر آن بیرون آوردند که درون آن شانه سری بود که در دو دانه از دندانه‌های آن شانه، یازده گره بود که با سوزن دوخته شده بود؛ پس این دو سوره نازل شد و هر آیه‎ای که قرائت می‌شد، یکی از این گره‌ها باز می‌شد و پیامبر اکرم6 در خود احساس سبکی و عافیت می‌کردند و چون سوره‌ها به اتمام رسید، همه گره‌ها باز شد و پیامبر6 سلامتی کامل خود را به دست آوردند، سپس جبرئیل خطاب به پیامبر6 فرمود: به نام خدا تو را از شر هر چیزی که آزارت دهد، همچون حسد و چشم‌زخم، حفظ می‌کنیم و خدا تو را شفا بخشد.[1] هرچند برخی از این مفسران توجیهاتی برای امکان چنین سحری در پیامبر آورده‌‌اند[2]؛ اما برخی مفسران شیعه این نوع روایات را مردود و باطل دانسته‌اند و گفته‌اند شاید تنها بتوان چنین توجیه کرد که

شناسه و توصیف سوره تکاثر (به زودی در ویراست جدید جلد اول تفسیر همگام با وحی استاد عبدالکریم بهجت پور)

به مناسبت کلمات استعمال شده در آیة اول سوره، آن را "التکاثر" و "الهاکم" نامیده­اند. برخی از مفسران سوره را مدنی می‌دانند، اما به اعتقاد اکثر مفسران و اندیشمندان علوم قرآن، سورة تکاثر در مکه نازل‌شده است. این سوره در تمام روایات گرد آوری شده در جداول مسند، غیر مسند، و ترکیبی ترتیب نزول، در ردیف شانزدهم پس از سورة کوثر و پیش از سورة ماعون قرار دارد. سورة تکاثر در ترتیب مصحف رسمی در جزء سی‌ام قرآن، ردیف صد و دوم بعد از سوره‎ی قارعه و قبل از سوره‎ی عصر قرار گرفته است و هشت آیه دارد.

مقصود سوره

برحذر داشتن مردم از اشتغال به فزون طلبی‎های کور بهره ها ی دنیا در فرصت عمر؛ با توجه به آثار شقاوت‎بار آن.

محتوای سوره

سوره یک بخش است. در آغاز با خطاب به دنیاطلبان، آن‌ها را از عمق فاجعه­ای که به آن دچارند، آگاه می‌کند و از عواقب این دنیازدگی و گرفتاری در آتش جهنم بیم می­دهد. آن‌گاه یادآور می‌شود که این افراد باید در برابر نعمت‌های الهی داده شده در دنیا پاسخگو باشند.

ارتباط سوره

بررسی مجموعه پانزده سوره‌ای که پیش از این سوره نازل شده است، نشان می‌دهد روش اساسیِ تغییر جامعة جاهلی هشدار است. گام‌هایی که در سوره‌های مدثر، تکویر، اعلی، لیل، فجر، عصر و عادیات برداشته شده، مصادیق این هشدارها و بیم‌هاست. موضوع غالب پانزده سوره نازل شده تا کنون،  بیان آسیب­ها ی وضع موجود انسان ها و راهکارهای اجمالی درمان آن‌ها است. البته با توجه به نقش هشداری پیامبر اکرمص در غالب سوره­ ها به درگیری‌های میان وی و مخالفان نیز توجه شده است.

خداوند متعال پس از آن‌که در سورة عصر (مکی 13) برنامه‎ی استفاده از سرمایة عمر را بیان،

فایده ی گام تحول


توجه به گام تحول، افزون بر آن‎که در کشف مهندسی تحول به‎کار می‎آید، مفسر را در فهم حادثه‌ها و رابطه‎اش با پیام‌های قرآن، یاری می‎کند. اگر محور اصلی سوره و پیام‌ها و گام‌های اصلی آن پیدا شود، می‌توان بسیاری از این حادثه‌ها را به آن‌ها ارجاع داد. در این صورت سازواری و انسجام قرآن، به‎خوبی نمایان می‌شود.
لازم است بدانید که اگر مخاطبان پرسیدند که آیا هم‎اکنون نیز باید دقیقاً گام‎های تحول به همان شکل ورود در جامعه‎ی عربی معاصر نزول، به جامعه‎ی اسلامی ایران وارد شود، پاسخ داده می‎شود: خیر؛ این اقدام نیاز به عملیات جری و تطبیق دارد. باید شرایط را به‎خوبی سنجید و با کشف تناسب‎ها و وضعیت جامعه‎ی کنونی در مقایسه با جامعه‎ی عربی معاصر، به طراحی مهندسی فرهنگی ویژه‎ای مثلاً برای ایران دست زد. به‎هرحال کار مفسر، گزارش نزول و گام‎های تحولی است که برای تحول معاصران نزول برداشته شد و جری و تطبیق همان‎گونه که در بحث از مفاهیم آمد، مطالعه‎ی دومی می‌خواهد که از بحث ما خارج می‎باشد.


نمونه‎هایی از گام تحول
از آن‎جا که آگاهی بر گام‌های تحول‎آفرین قرآن، اهمیت فراوانی دارد، گام‌های تحول در هشت سوره‎ی ابتدای نزول قرآن را به‎اطلاع می‌رسانیم:
گام اول: در سوره‌ی علق (نزول 1)، بر پایه‎ی خالقیت خداوند متعال، شواهد و دلایل شایستگی وی برای پروردگاری و حق انحصاری او در ربوبیت «تدبیر و یا تربیت امور بندگان» بیان می‌شود و پیامبر موظف می‌شود تا این شایستگی و حق را بر مردم بخواند: «اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذی خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ * الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ؛ بخوان به‎نام پروردگارت که آفرید. * انسان را از عَلَق آفرید. * بخوان، و پروردگار تو کریم‎ترین [کریمان‏] است. * همان‎کس که به‎وسیله‎ی قلم آموخت. * آن‎چه را که انسان نمى‏دانست، آموخت» .
گام دوم: پس از تحقق گام اول و مشخص شدن گروهی تقواپیشه و تسلیم رب، بیان می‎گردد گروهی نیز در مقابل این حقیقت سرکشی کرده و رفتاری مجرمانه مرتکب می‌شوند. در برابر این رفتار، سوره‎ی قلم (نزول 2) به یادآوری عدالت پروردگار در برخورد با این دو دسته از مردم می‌پردازد:

 پاسخ به دو پرسش پیرامون گام تحول 


1. چرا عرب‎های شبه‎جزیره‎ی عربستان، مکه و اطراف آن، جامعه‎ی معاصر نزول بودند؟

قرآن توان و ظرفیت خود در تمدن‎‎سازی و تحول‎آفرینی را از راه نزول در منطقه‎ی اُمّیِ مکه و توسط پیامبر امّی نشان داد. در هنگامه‎ی ظهور اسلام، چهار تمدن ایران، روم، مصر، و یمن وجود داشت و این تنها شبه‎جزیره‎ی عربستان، مکه و اطراف آن بود که هیچ‎گونه تمدنی نداشت و مردمانش بدترین دین و بدترین زندگی را داشتند؛ بی‎سواد، ناخوانا و نانویس بودند و به‎تعبیر قرآن «فِی‏ ضَلَالٍ مُبِینٍ» و «قَوْماً لُدًّا» به‎شمار می‎آمدند. اگر تحول یادشده در یکی از تمدن‎های چهارگانه صورت می‎گرفت، به همان تمدن‌ها مستند می‌گشت. حتی اگر این تمدن‌ها به بالاترین رشد و ترقّی می‌رسیدند، اظهار می‎شد که این تعالی، ریشه در تمدن ما دارد، قرآن هم که آمد، کمی به این تعالی کمک کرد؛ مانند چاشنی غذا که به کیفیت آن کمک می‌کند. اما قرآن، عربِ امّیِ بی‎سوادِ ناخوانایِ بی‎صنعت و بی‎فرهنگ را مد نظر گرفت و ظرف بیست‎وسه سال، یک جامعه‎ی مدنی کامل تحویل داد و آن را سید و سرور تمدن‌ها کرد؛ به‎طوری که

در این مطلب قصد دارم شما عزیزان را با یکی از مباحث مهم در قرآن که خیلی به آن توجه نشده است، آشنا کنم و آن مقوله ی گامهای تحول در قرآن است. از آنجا که یکی از مطالب انحصاری تفسیر همگام با وحی این موضوع است و گامهای تحول قرآن فقط با نگاه تنزیلی به قرآن قابل پیگیری است، لذا توجه شما را به مطلب ذیل جلب می کنم.

این بحث را که در کتاب مهارت های بیان تفسیر در درس پنجم مطرح شده است، در چند مطلب آینده پیگیری می کنیم.


گام تحول


یکی از مباحثی که در توصیف سوره‎ها از اهمیت بالایی برخوردار است، گزارش گام تحول است. البته ارائه‎ی این بحث در مجالس تفسیری به ترتیب نزول مناسب‎تر است؛ چرا که در آن‎ها مخاطبان منتظر شنیدن بحث‎های مرتبط با مهندسی فرهنگی هستند؛ از آن‌جا که از ترکیب منظم گام‎های تحول، سلسله‎ای از گام‎های تحول‎آفرین به‎دست می‎آید، این مباحث راه‎گشای مدیران کشور در مهندسی فرهنگی کشور می‎باشد.


گام تحول، کلیدی‎ترین موضوعی است که مطالب پراکنده‎ی یک یا چند سوره را گرد هم جمع می‎آورد و یک گرانیگاه و مرکز ثقل برای نشان دادن سیر تحول مردم در قرآن می‎باشد. در این بحث، تناسب کل قرآن در نحوه‎ی فرهنگ‎سازی مفاهیم، توضیح داده می‎شود.


تأمل در آیه‎ی اول سوره‎ی ابراهیم روشن می‎کند که تغییر و تحول در فرهنگ جاهلی معاصر نزول و تبدیل آن به فرهنگ نورانی قرآنی، از راه توجه به سه مؤلفه شکل می‎گیرد. فرهنگ جاهلی که باید افول کند، فرهنگ اسلامی که باید تعالی یابد و تواناسازی مربی (به‎عنوان محور تعالی).


گام تحول، موضوع اصلی تغییر و تحول است و از کنار هم قرار دادن این گام‎ها، که کل فرایند تغییر و تحول را نشان می‎دهد، مهندسی تحول فرهنگی شکل می‎گیرد. تغییر و تحول، یک مرحله و یک گام نیست؛ بلکه سلسله گام‌هایی است که برای رسیدن به هدفِ ذکرشده، برداشته می‌شود. این موضوع را در تفسیر همگام با وحی، مورد توجه قرار داده‎ایم. به‎نظر می‎رسد در پرتو نگاه به نزول تدریجی قرآن و سیر نزول، می‎توان به مدل مهندسی فرهنگی در قرآن، دست یافت.
برای روشن شدن ابعاد و جوانب بحثِ گام تحول،

گذشت که تغییر شرایط نامطلوب جامعه ی عصر نزول، در دستور کار قرآن قرار داشت؛ ازاین‌رو بر نقش‌های پروردگار بهمنظور ایجاد احساس نیاز به او (در سورهی علق)، مسئولیت انسان دربرابر وی (در سوره ی قلم) و جایگاه پیامبر اکرم9 بهعنوان رسولِ مورد حمایت خدا (در سورهی مزّمل) تأکید شد. با استفاده از این سه عامل، به هشدار و انذار مردم به آینده (در سورهی مدثر)، پرداخته شد تا مردم برای پذیرش تغییر، آماده شوند.
در سورهی حمد زیرساختهای نجات انسان از شقاوت و وصول به سعادت مطرح میشود؛ این زیرساخت در رابطهی انسان با پروردگار نهفته است. این نگرش که تمام ستایشها مخصوص خداست و بر جهان، تنها یک اراده حکمرانی میکند، اینکه تنها خدای متعال، معبود و مستعان است و برپایهی این دیدگاه، از وی راهی استوار برای رهایی از شقاوت و وصول به سعادت طلب میکند. به عبارت بهتر، کلید ورود به

آنچه در پی می آید اصول تحول قرآنی برگرفته از سوره های جلد اول تفسیر همگام با وحی می باشد.

به عرض برسانم تحول قرآنی سیری تدریجی داشته و قرآن با آموزش تربیت مدار تدریجی روشمند آرام آرام جامعه معاصر نزول را تحت تأثیر قرار داد.

علاقه مندان به بحث نظری گام تحول و اصول تحول به مقدمه تفسیر همگام با وحی در جلد اول و کتاب مهارت های بیان تفسیر سوره های قرآن کریم و کتاب تفسیر تنزیلی ؛ اصول ، مبانی، قواعد و فوائد استاد بهجت پور مراجعه نمایند.

این اصول از این قرارند:

اصول تحول

اصل اول:

«آشنا ساختن مردم با ویژگی‎های پروردگار شایسته‎ی انسان‎ها»؛ از طریق قرائت صفت‎های آفریدگاری (هستی و انسان) و بیان کرامت خاص پروردگار به انسان و تربیت جنبه‎ی ممتاز او از سایر موجودات یعنی دانشوری. این اصل در سوره‎ی علق ـ اولین سوره‎ی مکی ـ بیان شد.

اصل دوم:

«ایجاد دغدغه و اعلام خطر در مخاطبان» از طریق تکیه بر کبریایی پروردگار، انذار مستقیم مردم همراه با عزم و اراده و رعایت نکات اخلاقی و رفتاری شایسته‎، که به این وسیله بیش‎ترین جاذبه را ایجاد کند و تنفّر از انذار رسول الله… را به کم‎ترین مقدار برساند. هم‎چنین در این هشدارها نتایج شوم جُرم و گناه از زبان گرفتاران، بیان شده است. این اصل در سوره‎ی مدّثر ـ چهارمین سوره‎ی مکی ـ نازل شده است.

اصل سوم:

«بیان جامع و کلی روابط انسان با خدا ». که در سه قالب انحصار حمد به خدا، توحید بندگی او و استعانت موحّدانه از او شکل گرفته است و به دنبال آن، درخواست هدایت به راه رستگاری و سعادت، و دوری از شقاوت به عنوان مهم‎ترین نیازهای بشر به خدا مطرح می‎شود. این اصل پس از شناخت پروردگار و دغدغه‎مندی انسان حاصل می‎شود. انسال با ابزار معرفت، روابط خود را با خدا سامان می‎بخشد و در پرتو احساس خطر و دغدغه‎مندی، هدایت به راهِ نجات و سعادت را از او طلب می‎کند. بنابراین هم قوای فکری و ادراکی، و هم قوای احساسی و عاطفی‏اش، در مسیر تحول دینی به‎کار می‎افتند.

شیوه‎ی بیان این اصل، از طریق یادآوری نقش‎های پروردگار در هستی، اعم از دنیا و آخرت، و آغاز و انجام عالم، و سخن خدا به نمایندگی از زبان فطرت و وجدان انسان‎ها می‎باشد. این اصل در سوره‎ی حمد ـ پنجمین سوره مکی ـ وارد شده است.

اصل چهارم:

عزیزان همراه به زودی مطلبی پیرامون گام های تحول در سیر طبیعی نزول سوره ها خدمتتون تقدیم خواهم کرد.

از همه عزیزان خواهشمندم که بلاگ را به همه علاقه مندان به مباحث قرآنی و به خصوص تحول بر اساس قرآن معرفی نمایید.

خیلی مهم

چگونگی جامعه سازی ایمانی در مکه

سلام و روز بخیر

امروز می خواهم راجع به نکته مهمی که هم در ذیل سوره حجر در مقدمه آمده و هم در کتاب شناخت نامه تنزیلی سوره ها برایتان کمی بنویسم.

این نکته شاید حاصل کار 15 ساله استاد و پیگیری این سوال بوده که پیامبر به مدد قرآن چگونه دارد جامعه سازی می کند و مراحل اصلی این تحول سترگ چیست؟ یادم هست وقتی که ایران آرکی یو رو از آمریکا به زمین نشاند و بعد از چند وقتی گفتند ما مهندسی معکوس کردیم و مثلش رو ساختیم. تقریبا توی همون ایام بود که جرقه ای در ذهن استاد نسبت به مهندسی معکوس مقاهیم دینی در قرآن زده شد و بعد خدای متعال ما را رهنمون به دو آیه آخر سوره فتح (سوره 112 نزول) کرد و طبق آیه آخر ، استاد به حمد الله توانستند، منطق بین مفاهیم و کلی روند رشد جامعه ایمانی رو به دست بیاورند که این نگاه، اثر خودش رو در تمام سوره ها خواهد گذاشت و در مطلبی که پیرامون مقاله سوره انعام و مقایسه با المیران چند روز قبل نوشتم، اثراتش رو می بینید

حالا با هم مسأله رو پیگیری می کنیم

دقت کنید کلید قصه در آیه آخر سوره فتح است

 در این‎جا لازم می دونم درباره‎ی سیر شکل‌گیری و رشد جامعه‎ی اسلامی در قرآن، توضیحاتی تکمیلی بیان شود.

با ما در ادامه همراه باشید.

چهار بحث شناسه، غرض، محتوای اجمالی سوره و ارتباط سوره با سوره قبل در ترتیب نزول در مقدمه سوره سبا خدمتتان تقدیم می گردد.

سورۀ سبأ

این سوره در میان مفسران فقط به همین نام شناخته می‎شود. وجه مناسبت نام‎گذاری، ذکر داستان قوم سبأ در آیات 15 تا 21 سوره است. این سوره به اتفاق دانشمندان تفسیر و علوم قرآن مکی است، هرچند برخی معتقدند آیه ششم آن مدنی است، اما همان‌گونه که از سیاق آیات سوره استفاده می شود و در کلمات ابن عاشور آمده، دلیل محکمی بر این قول وجود ندارد.[1] سوره سبأ پنجاه و هشتمین سوره‌ای است که بر پیامبر اکرم9 پس از سورۀ لقمان و پیش از سورۀ زمر نازل شده است. این مطلب را غالب[ جدول‌های مسند، غیر مسند و ترکیبی تأیید می‌کنند. سورۀ سبأ در ترتیب مصحف رسمی در جزء بیست و دوم قرآن، ردیف سی و چهارم، بعد از سورۀ احزاب و قبل از سورۀ فاطر قرار گرفته است و 54 آیه دارد.

مقصود سوره

غرض سوره، کنارزدن تردیدهای کافرانی است که شک درباره‌ی توجه روز مجازات و عذاب به خود را داشتند؛ این تردیدها در انکار رسالت پیامبر(ص)، درستی قرآن و انکار حقیقت‎هایی که بر پایه منطق عقلی و وحیانی نازل می شد، ظهور کرده بود. خدای حکیم به منظور پاسخ به این عقده‎ی ذهنی و قلبی مشرکان و تأثیراتی که بر عواطف پیامبر اکرم (ص) می‎گذاشت سوره را نازل کرد.

 محتوای سوره

سوره به دو بخش تقسیم می‎شود: