همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

همگام با وحی ؛ سایت تخصصی گروه علمی تفسیر تنزیلی موسسه تمهید

سایت تخصصی پیرامون مباحث تخصصی تفسیر تنزیلی و مهندسی فرهنگی

رویکرد تفسیر تنزیلی:
* ارائه تصویری کلی از مهندسی عمیق و دقیق تحول قرآنی از دریچه ی آشنایی با روش حاکم در قرآن؛
* اشاره به توزیع عالمانه و هنرمندانه ی مفاهیم و ارزش های دینی در سراسر آیات قرآن؛
* پرده برداری از ترکیب حکیمانه محتوا و ساختار آیات و سور در جریان نزول تدریجی قرآن؛
* تبیین روشمند نزول کلام وحی در راستای تغییر فرهنگ جاهلی به فرهنگ الاهی؛
* بیان پیوستگی منطقی مفاهیم و معانی قرآنی؛
طبقه بندی موضوعی

۱۲ مطلب با موضوع «آموزش مهارت بیان تفسیر :: فراتفسیر سوره» ثبت شده است

 

1 آیا پیامبر اکرم6 پیش از تضمینی که در سوره‎ی اعلی هشتمین سوره‎ی نازل‎شده، از پروردگار متعال دریافت کرد، بخشی از آیات نازل‎شده را فراموش می‎کرد؟! پاسخ این سؤال منفی است؛ تضمین حفظ در سوره‎ی اعلی به‎معنی رفع دغدغه‎ی آن حضرت درباره‎ی آینده بود. به این معنا که حضرت6 نگران بود که با انبوه شدن آیات قرآن، نتواند آیات نازل‎شده‎ای را که بر مردم می‎خواند، در حافظه نگه دارد. پروردگار متعال بیان می‎دارد، ما تو را خوانای آیات بر مردم می‎کنیم و به همین دلیل، آیات را فراموش نمی‎کنی! زیرا فرق است بین خوانا شدن عادی و اقراء منتسب به خدا؛ در اقراء عادی، امکان فراموشی هست، اما در اقراء ازسوی خدا، فراموشی راه ندارد. در این ترکیب، فعل مضارع «سَنُقْرِءُکَ» در معنی حال و آینده استعمال شده است و کاشف از عمل مستمر خدا در «اقراء» و خوانا ساختن رسول اکرم6 است. بنابراین، معنی آیه این است که ما قدرت «اقراء» را به تو بخشیده‎ایم، درنتیجه تو پس از خواندن آیات بر مردم، آن آیات را فراموش نخواهی کرد. البته از ابن‎عباس به این مضمون نقل شده است که هرگاه جبرئیل بر پیامبر6 وحی نازل می‎کرد ، پیامبر6 از ترس این‎که مبادا مطالب وحی‎شده را فراموش کند، هنوز جبرئیل از آخر ابلاغ وحی فارغ نشده بود، حضرت6 از اول وحی شروع به خواندن می‌کرد؛ و هنگامی که این آیه نازل شد، پیامبر6 دیگر چیزی را فراموش نکرد». به‎فرض درستی این روایت، اگر گزارش نگرانی پیامبر اکرم6 از حافظه‎ی ایشان باشد، قابل قبول است؛ زیرا حضرت6 راز تفاوت «اقراء خدا» و «اقراء عادی» را تشخیص نمی‌دادند، از‎این‎رو نگران بودند. با نزول آیه، این نگرانی از حضرت زدوده شد. اما اگر مفهومش این باشد که آن جناب6 پیش از سوره‎ی اعلی، آیاتی را فراموش می‎کردند، نادرست است و همان گونه که گذشت، مستفاد از آیه، رفع دغدغه‎ی نگه داشتن آیات قرآن در حافظه‎ی ایشان بود؛ آیاتی که ایشان بر مردم خوانده بودند.

شاید در توجیه مطلب منسوب به ابن‎عباس گفته شود: اگر رسول اکرم6 پیش از نزول آیه‎ی بالا چیزی را فراموش می‌کرده، آن چیز، غیر از وحی بوده؛ زیرا برای ایشان هم مانند هر انسان دیگری، امکان داشت که برخی مطالب و اتفاقات روزمره و ... (نه وحی) را فراموش کند و ترسشان هم به‎جهت امکان سرایت فراموشی به وحی‎هایی هم که به ایشان می‌شد، بود؛ اما پس از نزول این آیه، هیچ مطلبی حتی مطالب غیر قرآنی را از یاد نمی‎بردند و اطمینان و آرامش بر فراموش نکردن وحی، حاصل می‎شد.

2. برخی از مفسران دو آیه‎ی دیگر قرآن را شبیه به مضامین سوره‎ی اعلی دانسته‎اند. اول: آیه‎ی شانزدهم و هفدهم سوره‎ مبارکه‎ی قیامت: «لاتُحَرِّکْ بِهِ لِسانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ؛ زبان خود را به قرآن حرکت مده، پیش از آن‎که وحى بر تو تمام شود، بر ما است که آن را جمع‏آورى کنیم و بر تو بخوانیم» و دوم آیه‎ی صد و چهاردهم سوره‎ی مبارکه‎ی طه: «فَلَا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یُقْضَى‏ إِلَیْکَ وَحْیُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْماً؛ براى خواندن قرآن پیش از آن‎که وحى آن بر تو تمام شود، عجله مکن! و بگو پروردگارا، علم مرا افزون کن!»[1] به‎نظر می‎رسد با نزول سوره‎ی اعلی (نزول 8) نگرانی آن حضرت درخصوص فراموشی آیاتی که برای مردم می‎خواند، رفع شد. سوره‎ی قیامت (نزول 31) به شرحی که خواهد آمد، درباره‎ی شدت اشتیاق پیامبر اکرم6 به ارشاد مردم بود. ایشان

نکته ناب تنزیلی در ویراست جدید جلد اول تفسیر همگام با وحی سوره مدثر پیرامون واژه ذکر

این مطلب که قرآن، تذکره و یادآوری‎کننده‎ است، در آیات ابتدای نزول، تصریح و تکرار شده است: سوره‎های قلم 2/ 51: «..لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ..»، قلم 2/ 52: «وَ مَا هُوَ إِلاَّ ذِکْرٌ لِلْعالَمینَ»، مزمل 3/ 19: «إِنَّ هذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شاءَ اتَّخَذَ إِلى‏ رَبِّهِ سَبیلاً»، مدثر4 / 31: «وَ ما هِیَ إِلاَّ ذِکْرى‏ لِلْبَشَرِ»، مدثر 4/ 49: «فَما لَهُمْ عَنِ التَّذْکِرَةِ مُعْرِضینَ» و مدثر 4/ 54: «کَلاَّ إِنَّهُ تَذْکِرَةٌ». این آیات نشان از این حقیقت دارد که خدای حکیم در آغاز آشنا ساختن مردم با قرآن، بر اعلام هم‎آهنگی تمام قرآن با نیازهای درونی انسان، اصرار دارد و انسان را یاد کرده و خواست‎های فطری و درونی او را تأمین می‎کند. همین حقیقت، بهترین دلیل درستی قرآن و اهمیت این کتاب در سپهر هدایت است، و انسان پی‎جوی حقیقت را از مطالبه‎ی دلیل بر الهی بودن متن و یا یافتن دلائلی برای ابطال سحر و انسانی بودن محتوا و ساختار قرآن، بی‎نیاز می‎کند. ازاین‎رو، نیازی به

 از مجموعه آیات و سور گذشته معلوم می‎شود که قرآن در مطرح ساختن مسأله‌ی توحید، روش ویژه‎ای را تعقیب نموده است. این روش بر پایه نگاه قرآن به تربیت توحیدی استوار است. قرآن از خدا سخن نگفت، تنها برای اینکه مردم به معرفت الله برسند، بلکه از خدا سخن گفته تا مردم بر پایه معرفت، بندگی کنند و سراسر زندگی خود را متناسب با این اندیشه، سامان دهند: « صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ»؛ « رنگ (و نگار) خداوند را (بگزینید) و خوش‏رنگ (و نگار)تر از خداوند کیست؟ و ما پرستندگان اوییم.» (بقره 87/ 138) از این رو طرح مسأله معرفت در لابه لای آیات و مناسبت هایی که واکنش های بندگی باید بروز کند، مطرح می شود، و چنانکه در سیر نزول مشاهده کردید مباحث توحید ذات و صفات را متأخر از مباحث توحید افعالی و توحید عملی قرار داد تا مخاطبان رابطه خود با جهان غیب را از نقطه ای آغاز کنند که واکنش های رفتاری مثل تسلیم و تقوا و عبادت و خشیت و امثال آن را به دنبال داشته باشد. سپس چنان که مشاهده می کنید به تدریج و از سوره کافرون تاکنون تصویر ذات و صفات باری تعالی را روشن تر و شفاف تر می سازد و به دفع پیرایه های احتمالی در این باره می پردازد.

قرآن در آغازنزول و از سوره علق بر صفت های آفریدگاری و ربوبیت تکوینی توجه می دهد و آن ها را پایه ارتباط مردم با جهان معنا و درک ربوبیت تشریعی قرار می دهد و اضطرار و فقر انسان را به پروردگار ثابت کرده، ایشان را به تسلیم شدن و ترک سرکشی در مقابل فرامین ربوبی فرا می خواند. ( ن. ک. به ترتیب : سوره های علق، قلم، مزمل، مدثر) پس از آن به بیان ارتباط صحیح و شایسته‌ی انسان با پروردگار ‎پرداخت، نظیر سوره‌ی حمد، و در گامی دیگر، نقش این رابطه را در پذیرش قرآن به عنوان کلام الهی که انسان را به استقامت شخصیت می رساند: (ر. ک. سوره تکویر نزول 7) و نقش همراهی

نکته‎های روش ­شناختی

1. فرزند و یا نام بلند و شهرت، هرگاه در انسان به کمال رسیده، علامت رحمت ویژه‌ی پروردگار و نعمت موجب شکر است که باید با نماز و قربانی از آن استقبال کرد (سوره کوثر)، اما همین نعمت‎ها و ثروت‎ها و شهرت‎ها هنگامی که در اختیار انسانِ تربیت‌نایافته باشد و اصل قرار گیرد، و فرصت‎های غیردنیوی و معنوی را قالب دنیوی دهد، وبالِ جان آدمی است، و موجب عذاب می‎شود. خدای متعال در سوره‎های کوثر (مکی 15) و تکاثر (مکی 16) مخاطبان را به چنین مقایسه‎ای می‎کشاند.

2. کسی که مست فزون‎خواهی دنیا و تکاثر نعمت‎هاست، با تهدید صریح و مؤکد و خطاب مستقیم هوشیار می‎شود. بنابراین خداوند می‎فرماید: «کَلا سَوْفَ تَعْلَمُونَ * ثُمَّ کَلا سَوْفَ تَعْلَمُونَ».

3. علم یقینی یعنی دانش متقن و قطعی، انسان را به باطن زیاده‎طلبی‎ها یعنی گرفتاری در

در سوره تکاثر، شانزدهمین سوره نازل شده بر پیامبر اکرم (ص) در تفسیر همگام با وحی می خوانیم:

تنظیم رابطه انسان با طبیعت
یکی از ابعاد بسیار مهمِ روابط انسان، رابطه‌ی او با نعمت‌های موجود در دنیا است. انسان موجودی است که بقایش در گرو بهره‌گیری از نعمت‌های طبیعت است. خدای حکیم و رزاق، غرائز را در انسان به ودیعت نهاد تا او با نعمت‌ها رابطه برقرار کند و با استفاده از آن‌ها، به بقا و تداوم نسل خود بپردازد. غزائز و میل‌ها چنان در انسان بالفعل و شکوفا هستند که در آموزه‌های دینی نیازی به توجه به آن‌ها جز در موارد نادر، وجود ندارد، بلکه به طور عمده روش قرآن و سنت، بر کنترل و مدیریت آنها بوده است. برای آن‌ها مرزهایی تعیین شده ودرباره‎ی آسیب های احتمالی هشدار داده است. آسیب‌ بزرگ نعمت‌ها و غریزه‌ی سیری‌ناپذیر انسان، پیگیری فزون‌خواهی‌ها و دل‌مشغولی به آن‌ها است تا آن جایی که

١. آماده‎سازی و تواناسازی رسول اکرم …برای انتقال کامل و بی‎کم و کاست محتوای دین، در اوائل نزول قرآن مورد عنایت حضرت احدیت بوده است. توانا سازی بدین منظور بوده که درستی انجام وظیفه آن حضرت را درخواندن مطالب بر مردم به طور کامل تضمین کند. توجه به امر توانا سازی و مهارت آموزی مربیان و دعوت کنندگان به خیر و رفع نگرانی های ناشی از ضعف های احتمالی آنها در انجام وظائف تبلیغی و تربیتی، باید مورد اهتمام باشد و این توانا سازی تا آن جا ادامه پیدا کند که توان مبلغان و دعوت کنندگان به خیر در انجام وظائفشان تضمین شود.


٢. توجه به دغدغه های درونی رسول و مبلّغ و تدبیر مناسب در رفع آن‌ها، از جمله نکات ارزشمندی است که از آیات «سَنُقْرِئُکَ فَلَا تَنْسَى * إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّهُ یَعْلَمُ الْجَهْرَ وَ مَا یَخْفَى‏‏» استفاده می‎شود. به طور مثال طلاب علوم دینیه که وظیفه تربیت و دعوت مردم به خیر و امر به معروف و نهی از منکر رابر عهده می گیرند، از آغاز ورود به حوزه های علمیه دچار نقص هایی هستند که باید در طول زمان تربیت در حوزه مرتفع شوند و بخشی از آموزش ها حوزه در صدد تکمیل دانایی ها و توانایی های ایشان باشد.


٣. یکی از مطالب مهم تربیتی در قران ایجاد مقدماتی است که ملکه ای اعتقادی و یا صفتی روحی و اخلاقی را در متربیان تولید کند. مبادی این باورها و تخلق ها گاه بدون توجه متربی به او منتقل می شود. به گونه ای که خود متربی درک روشنی ازتأثیرات آن مبادی ندارد. از جمله می توان بر صفت «خشیت » توجه داد که در سوره اعلی از آن یاد شده است. این ملکه نتیجه شناخت و درک ابهت پروردگار است که به تدریج در طول نزول 8 سوره بوجود آمد، هر چند


1. شناخت نقش پروردگار بر تحول در شخصیت انسان، فرع بر آشنایی انسان با پروردگار و ایمان به تأثیرات وی ـ جلّ و اعلی‌‌ ـ بر هستی و حیات بشر است؛ به همین جهت معرفی پروردگار در سوره‎های گذشته همچون علق، قلم، مزّمّل، حمد وبه خصوص آیات ابتدایی سوره اعلی نزول 8 مقدم شد وگوشه‎هایی از تأثیرات وی بر زندگی بشر بیان گشت تا انسان با این معرفت انگیزه بخشش های بدون چشم داشت از مردم و امید به توجه پروردگار متعال را بدست آورد.
2. توجه به تناسب سوره‌های اعلی و لیل، ابعادی از روش بیانی قرآن را روشن می‌کند. خداوند در سوره‌ی اعلی پیامبر را به تسهیل و آسانی، از طریق عدم فراموشی آیات، وعده داد: «وَنُیَسِّرُکَ لِلْیُسْرَى» و در این سوره اهل تقوا را به آسان‌سازی و تحول شخصیتشان در میل به دین بشارت داد: «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى»، در سوره اعلی اهل خشیت یعنی کسانی که درک مناسبی از عظمت پروردگار دارند را اهل تذکر و رستگاری دانست: «سَیَذَّکَّرُ مَن یَخْشَى» و در این سوره آنان را «اتقی» نامید، کنایه از این‌که هرچه خشیت از پروردگار بالاتر باشد، خویشتنداری بالاتر می‌رود: «سَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى». خداوند در سوره‌ی اعلی از تزکیه

1. اولین گام اصلاح افراد با هشداردادن و بیم‌دادن آنان نسبت به عواقب غفلت و بی‎توجهی به رفتار و باور‎هاشان آغاز می‎شود.
2. اگر هشدار‎ها از جانب پروردگار است و انذاردهنده، تنها مبلّغ پیام اوست، در ابتدا مبلّغ باید پروردگار را به مخاطب بشناساند و سپس عظمت، بزرگی و کبریایی او را بیان دارد، تا هشدار‎ها مؤثر واقع شوند.
3. چون هشداردادن به دیگران، به طور غالب، مخالف با طبیعت اولیه مخاطبان هشدار است، هشداردهنده یا واسطه‌ی هشدار باید عوامل تنفرزا و مسائل حاشیه‎ای میان خود و مخاطبان را به حداقل رساند. در غیر این صورت، همین امور به ظاهر کوچک، به توفیق نداشتن وی منجر می‎شود.
4. هنگامی سفارشِ دیگران به شکیبایی فایده‌ی لازم را دارد که سفارش‎کننده، امید به آینده را با نشان دادن نتیجه‌ی تلاش‎های شخصِ تحت فشار یا حداقل رسوایی و تنبیه جریان مخالف ایجاد کند. این نکته از ملاحظه‌ی


1. این سوره با هدف آماده‎سازی پیامبر برای تحمل مطالب سنگین قرآن یا تحمل مأموریت انذار مردم نازل شد و ریاضت هایی را به آن حضرت الزام کرد. شبیه این برنامه تربیتی بر دعوت کنندگان به قرآن و انذار دهندگان مردم در هر زمان لازم است؛ بر ایشان فرض است تا با ریاضت‎های مشروع، ظرفیت روحی خود را بالا برده و دل بریدن از دیگران و توکل بر خدا، شکیبایی را در خود تقویت نمایند.
2. پروردگار متعال در آیه 48 سوره‌ی قلم پیامبر  را بر شکیبایی در امر تبلیغ دین فرمان داد. درسوره مزمل، مجدداً به وی صبر در برابر زخم ‎زبان‎ها را دستور داد؛ از تکرار این دستور


1. این سوره، با انگیزه‌ی تقویت قلب شریف پیامبر اکرم… و شکیبا شدن وی در برابر فشارهای طبقه‌ی ممتاز مکه، نازل شده است. روشی که برای تأمین این منظور به کار گرفته شده، یادآوری گوشه‎هایی از قدرت پروردگار متعال در تنبیه اقوام ثروتمند و پادشاهان قدرتمند و مفسد است که سرگذشت آنان برای پیامبر روشن بوده است. تأثیر این روش، در اطمینان خاطر افرادِ تحت فشار، غیرقابل انکار می‎باشد.
2. تغییر و تقدیر نعمت‌ها از سوی پروردگار، معلول رفتار انسان‎ها است. غفلت از محاسبه‌ی رفتار خود و نقشی که در این تغییرات دارند، موجب خطا در داوری می‎گردد، انسان های غافل نسبت به رفتار خود پروردگار را داوری می کنند بدون اینکه به نقش

اصولاً یکی از راه‎های ایجاد انس و ترغیب مردم به تدبر در قرآن، توجه دادن آن‎ها به روش‎های تربیتی‎- هدایتی قرآن است. خدای حکیم چرا، چگونه و از چه راه‌هایی تهدید یا تشویقی را شکل می‌دهد؟ چگونه کسی را از انفعال خارج می‌کند؟ چگونه به جامعه‎ی خسته، انرژی مثبت می‌دهد؟ چگونه به یک جریان پرنشاط انحرافی، ضربه می‌زند؟ چه‌طور می‌شود در اوج فشار، به آینده امیدوار بود؟ و بسیاری از روش‌های دیگر که در پرتو تدبر در قرآن می‌توان آن‌ها را به‌دست آورد.

در این مطلب، با هم این موضوع را که در درس دهم کتاب مهارت های بیان تفسیر استاد بهجت پور آمده است، پیگیری می نماییم.

نکته‎های روش‎شناختی اشاره به منهج حکیمانه‎ای است که خدای متعال باتوجه به مخاطب سوره و محتوای سخن و شیوه‌های تأثیرگذاری مانند تشویق، تنبیه، بیان الگو، عبرت‎ها، نمونه‎ها، تمثیل‎ها، و غیر آن‎ها به‎کار گرفته است، تا تأثیر سوره بر مخاطب مستقیم و خوانندگان آیات، بالا رود. این نکته‎ها به‎طور غالب، دارای نقش تربیتی هستند و مقتضای تربیت مردم باتوجه به ویژگی‎های مخاطب، موضوع سخن و ابزار انگیزش مخاطبان مورد توجه بوده‎اند. در درس غرض گذشت که سوره‎های قرآن، مانند غذایی است که آشپز آن را با ‎مقداری لازم و متناسب از مواد، و در شرایط ویژه‎، و با بهره‎گیری از مهارت‎های تهیه غذا و شیوه‌های مختلف پخت، تهیه می‎کند که بر تغذیه‎شونده، تأثیری متفاوت با غذا‎های دیگر داشته باشد.


روش‎های تربیتی و تحول‎آفرین که در نزول سوره‎ها به‎کار گرفته شده‎اند، آن‎چنان دقیق و حکیمانه

به زودی در ویراست جدید جلد اول تفسیر همگام با وحی:

روش به کار رفته در سوره اعلی برای ایجاد امید و شادابی در مربیان و تشخیص وظیفه در صورت دریافت عنایات ویژه، حائز اهمیت است؛

در این سوره پیامبر را که نگرانی هایی در جانب حافظه خود از آیات قرآن در هنگام اقراء آیات بر مردم دارد، تضمین خاطرمی دهد. این تضمین با این جمله شروع می شود: « مگر می شود پروردگار تو را به رسالت برگزیند و به فکر لوازم آن نباشد» ،. لذا درآمد تضمین مذکور با توصیه وی به «تسبیح» آغاز شده است! تضمین حافظه پیامبر بر نگهداری آیات در ذهن و قدرت رساندن به مردم  پشتوانه نظری و شناخت مناسبی از پروردگار لازم دارد. از این رو ویژگی آفریدگاری پروردگار را با تشریح بیشتری از آنچه در سوره علق گذشت، شرح می دهد و ذهن پیامبر را برای پذیرش تنزه خدای متعال از رها کردن پیامبر در مشکل حفظ آیات، آماده می کند. این مطلب معرفتی خود امری ادعایی است؛ برای تنزیه و تسبیح کامل واز صمیم اعتقاد از سوی پیامبر اکرم 7 نیاز به بیان برخی موراد عینی و ملموس است؛ خدای متعال به سبزه هایی که جلوی چشم همه انسان ها هستند، توجه می دهد. سبزه هایی که می رویند و تا نهایت استعدادشان رشد می کنند. «فجعله غثاء احوی»

باز برای تضمین بیشتر خاطر پیامبر وی را در امر رشد و هدایت  موجودات در مرز کلیات باقی نمی گذارد بلکه